رتبه: Administration
گروه ها: Administrators, Moderator, member تاریخ عضویت: 1391/10/20 ارسالها: 429
9 تشکر دریافتی در 9 ارسال
|
ترجمه تدبر و فهم سوره شرح: نکات مهم تفسیری ایات 1-5 سوره انشراح
بیان آیات سوره انشراح
در اين سوره رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) را امر مى كند به اينكه كمر خدمت در راه خدا ببندد، و به سوى او رغبت كند، و به اين منظور نخست منت هايى كه بر او نهاده تذكر مى دهد، و اين سوره هم مى تواند مكى باشد و هم مدنى ، ولى سياق آياتش به مدنى بودن سازگارتر است .
ترتب آيات سه گانه اول سوره كه مضمون هر يك مترتب بر آيه قبل است ، و سپس تعليل آنها به آيه ((فان مع العسر يسرا)) كه از ظاهرش بر مى آيد كه با وضع رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) در اوائل بعثتش و اواخر آن منطبق باشد، و سپس تكرار اين تعليل و نيز تفريع دو آيه آخر سوره بر ما قبل همه شاهد بر آنند كه مراد از شرح صدر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) گستردگى و وسعت نظر وى است ، به طورى كه ظرفيت تلقى وحى را داشته باشد، و نيز نيروى تبليغ آن و تحمل ناملايماتى را كه در اين راه مى بيند داشته باشد، و به عبارتى ديگر نفس شريف آن جناب را طورى نيرومند كند كه نهايت درجه استعداد را براى قبول افاضات الهى پيدا كند
((وضع وزر)) به معناى از بين بردن آن سنگينى است ، كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) احساسش مى كرد، و جمله ((و وضعنا عنك وزرك )) عطف است بر جمله ((الم نشرح ...))، چون معنايش ((قد شرحنا لك صدرك )) است ، در نتيجه معناى دو جمله چنين مى شود: ((محققا ما سينه ات را گشوديم ، و سنگينى هايى كه بر دوشت بود برداشتيم
و مراد از وضع وزر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) - به طورى كه از سياق بر مى آيد، و قبلا هم اشاره كرديم - اين است كه دعوت آن جناب را انفاذ و مجاهداتش در راه خدا را امضا نمود، به اين معنا كه اسباب پيشرفت دعوتش را فراهم كرد، چون رسالت و دعوت و فروعات آن ثقلى بود كه به دنبالش شرح صدر بر آن جناب تحميل نمود رفع ذكر)) به معناى بلند آوازه كردن كسى است ، به طورى كه نامش و گفتگويش از همه نامها و همه خاطره ها بلندتر باشد، و خداى تعالى نام آن حضرت را چنين كرد (همه جا سخن از آن حضرت بود)، و يكى از مصاديق رفع ذكر آن جناب اين است كه خداى تعالى نام او را قرين نام خود كرد، و در نتيجه در مسأله شهادتين كه اساس دين خدا است نام او قرين نام پروردگارش قرار گرفت
اگر از تو وضع وزر كرديم ، و اگر نامت را بلند ساختيم ، براى اين بود كه سنت ما بر اين جارى شده كه بعد از عسر، يسر بفرستيم ، و بنابر اين احتمال لام در كلمه ((العسر)) لام جنس خواهد بود، نه لام استغراق ، مى خواهد بفرمايد جنس عسر اين طور است كه به دنبالش يسر مى آيد، نه تمامى فرد فرد عسرها، و بعيد هم نيست كه يسر يا عسر از مصاديق سنتى ديگر باشد، و آن سنت تحول حوادث و تقلب احوال و بى دوامى همه شوون زندگى دنيا است .
منظور از كلمه ((مع - با)) واقع شدن يسر به دنبال عسر است ، نه اينكه منظور از معيت اين باشد كه يسر و عسر در زمان واحد تحقق مى يابد
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 533
شرح:1 أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينهات را برايت نگشوديم2 [=سعه صدر و ظرفيت تحمّل سختي به تو نداديم]؟
______________
2 - اصطلاح «شرح صدر» که نشانة گشادگی قفسه سينه در تنفس و تحمل سختيها و صعود ميباشد، تمثيلي است براي گشودنِ اختياري و با اشتياق سينه در هواي اهداف و تمايلات انساني که ميتواند کفر باشد [...مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا...- نحل 106 (16:106) ] يا تسليم به خدا، آنچنان که در اين آيه، همچنين آيه 125 انعام (6:125) آمده است: «کسي را که خدا بخواهد رهبري کند، سينهاش را براي تسليم به حق گشاده ميدارد و کسي را كه خواهد به گمراهي رها سازد، سينهاش را تنگ و حقناپذير ميگرداند، گويي به سختي به آسمان صعود ميکند! اين چنين خدا بار سنگين گناه را بر کساني که ايمان نميآورند قرار ميدهد». از مهمترين مصاديق تاريخي «انشراح صدر»، در ماجراي مقابلة موسي با فرعون تحقق يافته و اولين درخواستي که حضرت موسي پس از دريافت مأموريت به مصاف فرعون رفتن از خدا ميکند، همين «انشراح صدر» بوده است [قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي- طه 25 (20:25) و 26].
شرح:2 وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و بار سنگينات را از [دوش] تو برنداشتيم؟
شرح:3 الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ همان [بار يتيمي و فقر] كه داشت پُشتت را ميشكست.3
______________ 3 - چه باري سختتر از در افتادن يك تنه با باورهاي قومي جاهل، متعصّب، مغرور، معاند و مشرك، و تلاش براي برادري، برابري و برتر آوردن قبايلي كه به قتل و غارت خو گرفته بودند، پيرامون محور توحيد وجود دارد؟ مفهوم «وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ» را از نقشي كه پيامبر در برابر مردم داشت ميتوان دريافت: «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ... وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ...»[اعراف 157 (7:157) ]. البته پيامبري كه پاكترين و پارساترين خلق خدا بود وزر و وبالي نداشت، اما با توجه به بار سنگين رسالت و نسبي بودن «وزر»، بهخصوص انتظاراتي كه پروردگار از برگزيدهترين خلقِ خود داشت، معناي آية «وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ» بهتر فهميده ميشود.
شرح:4 وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ و نام و آوازهات را برايت بلند نكرديم؟4
______________ 4 - سختترين مرحله هر كارِ دشوار، اراده كردن و به مصاف سختيها رفتن است. اينك پس از يك سالي كه از دعوت پيامبر به توحيد در جامعة شركزده ميگذرد، مطرح شدن و گسترش يافتن پيامش در سطح شهر مكه با همة موانع و مزاحمتها، و مطلع شدن مردم از آن، توفيق بس بزرگي است كه چنين ترفيع ذكري جز به توفيق الهي مقدور نميشد. بديهي است كه پيامبر مكرّم اسلام در مقام و منزلتي بود كه نيازي به نام و شهرت نداشت، «ذكر» پيامبر همان حقايقي بود كه در تداوم رسالتهاي پيشين بر او نازل شده بود، آنچنان كه فرمود: «...هَٰذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي...» [انبياء 24 (21:24) ]. مشركين نيز در تمسخر پيامبر ميگفتند: اي كسي كه بر او «ذكر» نازل شده، تو مجنوني [حجر 6]، و نيز در قرآن آمده است: «ما ذكرشان را به آنها دادهايم و آنها از ذكرشان رويگرداناند» [مؤمنون 71 (23:71) ]. با توجه به سال نزول اين سوره [ابتداي سال 2 بعثت]، بالا گرفتن نام و پيام مورد نظر را بايد به طور نسبي و در ارتباط با شرايط آن زمان تلقي كرد هرچند رفع ذكر پيامبر [وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ]، بعدها به طور كامل با فراگير شدن مكتبي كه آورده بود و جاودانگي نام و ياد و سنّت او تحقّق يافت. به طوري كه امروز هيچ ياد و نامي همچون نام او در جهان بلند آوازه نيست. اين «رفع ذكر» در واقع آثار و نتايج همان «رفع درجهاي» است كه از ترفيع علم و ايمان پيامبر حاصل شد: «يَرْفَعِ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ...» [مجادله 11 (58:11) ] و «...نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ» [يوسف 76 (12:76) ]. به طور خلاصه و در مقام تمثيل، كوهنوردي كه در تلاش براي صعود به قله است، گشادگي سينه نياز دارد تا تنگيِ نفس، او را از پيمودن بلنديها باز ندارد، كولهباري سبك تا پشت او را خم نكند و بالاخره پيروزي در فتح قله تا از فراز زمين بر آسمان بنگرد. خواستههاي سهگانه فوق كه براي هر تلاشگري در تكاپوي سخت و طاقتفرسا صادق است، به طور اخص براي پيامبران الهي، كه دشوارترين مسئوليت و سنگينترين بار تكليف را به دوش داشتند، صادقتر است.
شرح:5 فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس [بدان] به راستي همراه هر سختي آساني است.5
______________ 5 - اينك پيامبري كه مشمول انواع الطاف آشكار و نهان گرديده و تجربة تلخ يتيمي و فقر و شيريني رحمت و نعمت را چشيده، ميتواند معناي عميق اصلِ «معيت سختي با آساني» را دريابد و به ديگران ابلاغ نمايد: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا». همراهي سختي با آساني همچون همراهي پاي چپ و راست با يكديگر در راهپيمايي است كه لازم و ملزوماند. وزنهبردار نيز در سختيِ وزنهاي كه بلند ميكند، با تقويت عضلاتش در همان حركت به آساني ميرسد. روح و روان ما نيز در مصاف با سختيها و پا به پاي آن به آساني در استقبال از سختيهاي ديگر نايل ميشود.
تفسیر بازرگان
کلمات کلیدی: تدبر شرح صدر انشراح یسر عسر
|
|
|
|
|
|
جهش به انجمن
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.