آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:100457)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:88889)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:76669)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:68802)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: منظور از دو بار میراندن و زنده کردن در آیه 11 سوره غافر چیست؟ ایا به مرگ برزخی اشاره دارد یا رجعت؟    آيا پدر بدليل قتل فرزند قصاص نميشود؟ بررسي مستندات و دلايل استثناي پدر از حكم قصاص    مشخصات و مشترکات سوره های مرحله ششم نزول چیست؟تشدید مخالفتهای مشرکان و متقابلا افزایش حمایت از قرآن    مصداق و علت برتری و فضیلت بنی اسراییل بر عالمین چه بود؟             

توجه

Icon
Error

SAGHI Offline
#1 ارسال شده : 1392/05/07 12:49:12 ق.ظ
SAGHI

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/30
ارسالها: 102

تشکرها: 1 بار
11 تشکر دریافتی در 8 ارسال
سوره نمل

سه شرط کلیدی برای استجابت دعا


أَمَّن یجُِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ (62- نمل)

[آیا آن شریكان انتخابى شما بهترند] یا آنكه وقتى درمانده‏ اى او را بخواند اجابت مى‏ كند و آسیب و گرفتاریش را دفع مى‏ نماید؟

قید «اضطرار» براى این است كه در حال اضطرار، دعاى دعاکننده از حقیقت برخوردار است و دیگر گزاف و بیهوده نیست؛ زیرا تا آدمی درمانده و مضطر نشود، دعایش آن واقعیت و حقیقتی كه در حال اضطرار دارد را ندارد و این خیلى روشن است.

قید دیگرى که براى دعا آورده این است كه فرموده: « إِذَا دَعَاهُ ؛ وقتى او (خدا) را بخواند»، و این براى آن است كه بفهماند خداوند متعال وقتى دعا را مستجاب مى‏ كند كه دعا کننده به راستى او را بخواند؛ نه اینكه در دعا رو به خدا كند و دل به اسباب ظاهرى داشته باشد و این وقتى صورت مى‏ گیرد كه امید دعا کننده از همه اسباب ظاهرى قطع شده باشد؛ یعنى بداند كه دیگر هیچ كس و هیچ چیز نمى ‏تواند گره از كارش بگشاید. آن وقت است كه حقیقتا متوجه خدا مى‏شود و در کمال صداقت تنها او را مى‏خواند.[1]

دو نکته ای که از آیه به دست می آید:]

1. از شرایط استجابت دعا آن است که حال دعا کننده حال اضطرار باشد؛ یعنی تمام درهاى عالم اسباب به روى خود بسته ‏شده و كارد به استخوانش رسیده بیند و یقین داشته باشد تنها كسى كه مى‏تواند قفل مشكلات او را بگشاید و بن‏بستها را بر طرف سازد، تنها و تنها ذات پاك خداوند است و نه غیر او.[2]

تمام داشته های خود را نعمت و موهبت الهی بدانیم و در دل و با زبان بگوییم: «مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ؛ هر نعمتی که داریم از خداست »[8]
و تلاش کنیم تا با مصرف آن نعمت در مسیری که رضای خدا در آن است شکر نعمتش را بجا آوریم که او وعده داده است: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ؛ اگر شکر نعمت را بجا آورید خدا افزونش می کند. »[9] و این همان نکته نابی است که فکر قارونی با آن بیگانه است و از نتایجش محروم

2. سه شرط «حالت اضطرار دعا کننده»؛ «توجه و خواندن اختصاصی خداوند متعال بدون توجه به غیر او» و نیز «سوء بودن وضعیت موجود»، سه شرطی هستند که بنابر همین آیه کریمه در صورت محقق شدن هر سه آنها با هم، دعا مستجاب خواهد شد.

سوره قصص

تعیین تکلیف برای خدا ممنوع!

فَسَقَى‏ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلىَّ إِلىَ الظِّلّ‏ِ فَقَالَ رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ لِمَا أَنزَلْتَ إِلىَّ‏َّ مِنْ خَیرٍْ فَقِیرٌ(24- قصص)

پس موسى‏، دام‏های آن دو را آب داد؛ سپس به سوى سایه برگشت و گفت: پروردگارا! به آنچه از خیر بر من نازل مى‏كنى، نیازمندم‏.

وقتی موسی(ع) بعد از چند روز سفر با پای پیاده به شهر مدین رسید در بدو ورود اجتماع جمعیتی چوپان که برای آب دادن به دامهایشان بر سر چاهی تجمع کرده بودند توجه اش را جلب کرد. همانجا دو دختر جوان را دید که با فاصله ایستاده و در انتظار خلوت شدن دور چاهند تا برای گوسفندانشان آب بکشند. موسای خسته، گرسنه و بی جا و مکان برای رضای خدا به پیش رفت و برای آن دو از چاه آب کشید. بعد آمد و زیر سایه ای نشست و این جمله را به خدا عرض کرد که: «رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ لِمَا أَنزَلْتَ إِلىَّ‏َّ مِنْ خَیرٍْ فَقِیرٌ»؛ هر خیرى كه بر من فرستى به آن نیازمندم‏.[3]
دعا

نکته قابل توجه در این دعا این است که موسی(ع) با وجود نیازهای متعدد اعم از مسکن، خوراک، همسر و از همه مهمتر محل امنی که بتواند از دست فرعونیان در امان بماند و نیازهای دیگر؛ اما هیچ کدام از اینها را بر زبان جاری نکرد و فقط از خداوند متعال طلب خیر کرد. که یعنی خدایا تو بهتر و بیشتر از من عالم به نیازمندیهای من و توانا به برآوردن آنهایی و نیز جز خیز از تو نازل و صادر نمی شود. حال که اینگونه است من نسبت به آنچه که به خیر و صلاح من است اعلام نیاز می کنم.

ادب دعای موسی این است که یک: تقاضایی از خدا نکرد؛ بلکه فقط اعلام نیاز کرد. دو: برای خدا تعیین تکلیف نکرد به اینکه اشاره به کار خاصی کند و از خدا بخواهد که آن را برایش انجام دهد. سه: در آن اعلام نیازی هم که کرد تنها نیازمندی اش به هر آنچه که برایش خیر است را به خدا عرض کرد.

پس ادب در دعا این شد که بگوییم: خدایا! ما سراسر نیازیم و تو عالم و توانا به آن نیازها؛ گر صلاح است هر چه خیر ماست به ما عنایت کن. نکته دیگر آنکه از تعیین مصداق و اصرار بر خواسته پرهیز کنیم

چرا که « عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ» و حال آنکه «وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»[4] اگر ما کار را به خداوند عالم خیر واگذار کردیم یقین کنیم که جز خیر نصیبمان نخواهد شد.


عاقبت پیروی از دل

فَإِن لَّمْ یَسْتَجِیبُواْ لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیرِْ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یهَْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ(50- قصص)

پس اگر پاسخ تو را ندادند بدان كه آنها فقط تابع تمایلات نفسانى خویشند و هیچكس گمراه‏تر از آن نیست که پیرو هواى خویش است و از رشد و هدایت الهى محروم است. بی شک، خدا مردم ستمكار را هدایت نمى ‏كند.

در این آیه رابطه گمراهی و هواپرستی با صراحت بیان شده و حتى گمراهترین مردم گروهى معرفى شده‏ اند كه رهبر خود را هواى نفس خویش قرار داده‏اند که این عده هرگز از هدایت الهى بهره نخواهند برد. علت این است که هوای نفس چون پرده ضخیمی مانع دید عقل می شود و قدرت درك حقایق را از او می گیرد.

در روایات، آیه فوق به كسانى تفسیر شده است كه امام و رهبر الهى را نپذیرفته‏ اند و تنها به آراى خویش تكیه مى‏كنند.[5]

این روایات كه از امام باقر و امام صادق و بعضى دیگر از ائمه هدى علیهم السلام نقل شده در حقیقت بیان مصداق روشن این آیه است. به تعبیر دیگر، انسان نیازمند به هدایت الهى است؛ این هدایت گاهى در كتاب آسمانى منعكس مى‏شود و گاه در وجود پیامبر و سنت او و گاه در اوصیاى معصومش و گاه در منطق عقل و خرد. مهم آنست كه انسان در خط هدایت الهى باشد و نه هواى نفس، تا بتواند از این انوار هدایت بهره‏مند گردد.[6]


روح قارونی در فرهنگ ما

قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلىَ‏ عِلْمٍ عِندِى (78- قصص)

قارون با همان تكبرى كه ناشی از ثروت بی حسابش بود چنین گفت: من این ثروت را به وسیله علم و دانش خودم به دست آورده‏ام‏.

قرآن کریم ابتدا با ترسیم شخصیت قارون او را معرفی کرده و بعد دلیل انحراف او را بیان می کند تا ما و هر شنونده دیگر مراقب این خطر فکری بوده و خود را از آن حفظ کنیم.

در دو آیه قبل آمده: «إِنَّ قارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسىَ‏ فَبَغَى‏ عَلَیْهِمْ وَ ءَاتَیْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتحَِهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُوْلىِ الْقُوَّةِ »؛ قارون از قوم موسی(ع) بود که بر حقوق آنها تجاوز كرد، و ما آنقدر به او گنج و ثروت دادیم كه حمل كلیدهاى آنها جماعتى نیرومند را خسته مى ‏كرد.


آنگاه که مومنین قومش از در نصحیت وارد شده و به او گفتند: آنچه تو از مال و ثروت داری همه را خدا به تو داده و احسان و فضلى از او به توست در حالی که تو خود می دانی که استحقاق چنین ثروت هنگفت را نداشتی؛ پس تو هم با انفاق بخشی از آن به مردم نیازمند، خانه آخرتت را آباد کنی و با تكبر و طغیان در زمین، فساد نکنی.(مضمون آیه 77)

او در پاسخ آنها اساس استدلال آنها را خطا خواند و گفت: به شما مربوط نیست که من با ثروتم چه می کنم. آنچه من دارم احسان خدا نیست تا در راه او خرج کنم؛ من همه اینها را من با علم و كاربلدی خود به دست آورده ام؛[7] من خودم زحمت کشیده ام، رنج برده‏ام، خون جگر خورده‏ام تا این ثروت را اندوخته‏ام. با این منطق بود که او سر به طغیان گذاشت و ضمن اعلام بی نیازی از خدای متعال، نهایت بی رحمی را نسبت به بندگان خدا روا داشت.


متاسفانه این فکر قارونی که من خودم زحمت کشیدم به اینجا رسیدم؛ تاجر شدم، دکتر شدم، مهندس شدم، کاره ای شدم و ... فکر رایجی است که مبنای برخی از عملکردها قرار گرفته و عده ای آن را مجوزی برای بخشی از تصمیم های نادرست خود می دانند.

راه درمان

تمام داشته های خود را نعمت و موهبت الهی بدانیم و در دل و با زبان بگوییم: «مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ؛ هر نعمتی که داریم از خداست »[8] و تلاش کنیم تا با مصرف آن نعمت در مسیری که رضای خدا در آن است شکر نعمتش را بجا آوریم که او وعده داده است: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ؛ اگر شکر نعمت را بجا آورید خدا افزونش می کند. »[9] و این همان نکته نابی است که فکر قارونی با آن بیگانه است و از نتایجش محروم.


سوره عنكبوت
ادعای ایمان، بی امتحان نمی ماند


أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن یُترَْكُواْ أَن یَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُونَ(2) وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُواْ وَ لَیَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ(3- عنکبوت)
دعا

آیا مردم گمان كرده‏ اند، همین كه بگویند: ایمان آوردیم، رها مى ‏شوند و آنان [به وسیله جان، مال، اولاد و حوادث‏] مورد آزمایش قرار نمى‏ گیرند؟ در حالى كه یقیناً كسانى را كه پیش از آنان بودند، آزمایش كرده ‏ایم [پس اینان هم بى‏تردید آزمایش مى‏ شوند]، و بى‏تردید خدا كسانى را كه [در ادعاى ایمان‏] راست گفته ‏اند مى‏شناسد، و قطعاً دروغگویان را نیز مى‏شناسد.

آیه هشدار به کسانی است که گمان می کنند به صرف گفتن شهادتین و ادعای ایمان از امتحان الهی و سختی های آن رسته اند و بی زحمت بهشت در انتظار آنهاست. این آیه خط بطلان بر چنین تصور غلطی کشیده و می فرماید: آیا مردم گمان كرده‏اند به صرف اینكه بگویند ایمان آوردیم دیگر با بلاها و مصیبت‏ها آزمایش نمى‏شوند؟ آزمایشى كه با آن آنچه در نهان دارند از صدق و كذب آشكار شود؟

این نوشته را با جمله ای معروف از شهید چمران(ره) که متناسب با این بحث است به پایان می بریم:

«وقتی شیپور جنگ نواخته می شود مرد از نامرد شناخته می شود.»




پی نوشت:

[1] ر.ک: المیزان ج15 ص381

[2] نمونه ج15 ص520-521

[3] برگرفته از نمونه ج16 ص55-58

[4] بسا چیزى را دوست دارید و آن براى شما بد است وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مى‏داند و شما نمى‏دانید.آیه 216 سوره بقره

[5] بصائرالدرجات ص13 روایات باب 8

[6] ر.ک به نمونه ج16 ص106

[7] ر.ک به المیزان ج16 ص78

[8] قرب‏الإسناد ص175

[9] آیه 7 سوره ابراهیم ع

كلمات كليدي:مضطر دعا اجابت قارون ثروت

ویرایش بوسیله کاربر 1394/04/16 09:29:57 ق.ظ  | دلیل ویرایش: key words

admin Offline
#2 ارسال شده : 1396/03/26 02:02:09 ب.ظ
admin

رتبه: Administration

گروه ها: Administrators, Moderator, member
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 378

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
نکته ای جالب از آیه 89 سوره نمل

من جاءبالحسنة فله خير منها و هم من فزع يومئذ ءامنون.

👈هرکس برآیند اعمالش،حسنه باشد از عذاب قیامت ایمن است.



سوالي در ذهنم ايجاد شد كه چرا فقط انجام حسنه،شرط ایمنی است و به ترک سيئة اشاره اي نشده است.🤔

با نكته تفسيري اقاي جوادي،اين معنا بدست مي ايد كه در قيامت برايند اعمال خوب وبد ما ملاك خواهد بود.يعني اگر جمع جبری اعمال خوب ما به همراه آثار مثبت آنها از مجموع اعمال بد ما و آثار منفی آنها بیشتر باشد،ایمن از عذاب خواهیم بود.واگر جمع عملکرد ما منفی باشد،همان اعمال منفی به ما تحویل داده شده و مارا معذب میکند.

جهت مطالعه کامل موضوع و نظر اقای جوادی املی کلیک کنید
farhang Offline
#3 ارسال شده : 1399/02/24 05:32:55 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 670
Iran (Islamic Republic Of)

34 تشکر دریافتی در 21 ارسال
نکات کلیدی و پیام های مهم جزء بیستم

جزء بیستم شامل آیات 56 تا انتهای سوره نمل ،سوره قصص و 45 آیه ابتدای سوره عنکبوت است.

نکات قابل توجه در داستان سلیمان و ملکه سبا:

-ملکه سبا پس از دریافت نامه سلیمان مبنی بر تسلیم شدن و تحت حاکمیت سلیمان قرار گرفتن کشور سبا، با سران کشور و مشورت میکند و راسا تصمیم نمی گید. چرا که امری مهم در خصوص استقلال کشور و نیز وارد کردن مردم کشورش به جنگ است.

-سران کشور بجای مشورت دادن منطقی و دلسوزانه، احتمالا از روی چاپلوسی با طرح شوکت و هیمنه و برتری نظامی خود،
ملکه را به سمت جنگ تشویق می کنند. اما ملکه با درایت و دوراندیشی و دلسوزی برای کشور و مردمش، با یاداوری تبعات عمومی جنگها، از تصمیم احساسی و ورود یکباره به جنگ اجتناب کرده بلکه سعی میکند از طرق مسالمت امیز و دیپلماسی، ضمن تعویق انداختن واکنش عملی متقابل، اطلاعات بیشتری از شخصیت و رفتارهای سلیمان و نیز قدرت حکومتش بدست اورد. لذا هدیه ای برای سلیمان میفرستد.

-داستان مکاتبه سلیمان با ملکه سبا میتوانسته الهام بخش پیامبر اسلام برای نامه نگاری با سایر حکومتها پس از شکل گیری و تثبیت حکومت اسلامی در عربستان باشد.

شرط نجات، انجام کارحسنه نیست رساندن آن به محشر است.

مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ {89}
هر كس نيكى به ميان آورد پاداشى بهتر از آن خواهد داشت و آنان از هراس آن روز ايمنند {89}
"خداوند در قرآن نفرمود: کسی که در دنیا کار خوب بکند یا کسی که در دنیا ایمان بیاورد اهل نجات است!در هیچ جای قران نداریم که فرموده باشد: «من فعل الحسنه» بلکه فرمود :«من جاء بالحسنه»این یعنی انسان باید یک قدرتی داشته باشد که بتواند این اعمال حسنه را با خود «به سرای باقی» ببرد. یعنی اعمالش در دستش نقد باشد.این طور نباشد که در دستش کار خیر بگذارد بعد گناه کند، غیبت کند و... که با این کارها افعال خیرش بریزد." آیت الله جوادی آملی

توانایی و درستکاری دو شرط بکارگیری نیروی انسانی

حضرت موسی پس از اینکه به شهر مدین رسید و دختران شعیب (که البته آن زمان، آنها را نمی شناخت) را در کار آب کشیدن از چاه و آب دادن به گوسفندان یاری کرد، حضرت شعیب در صدد جبران خدمت او بر می آید. یکی از دخترانش پیشنهاد می کند که او را بکار گیریم.
قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ﴿۲۶﴾سوره قصص
فولادوند: يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى ‏كنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است
آیه در واقع دو شرط تخصص و تعهد را خیلی جامع بیان میکند. قوی و توانا در انجام کار یعنی هم توانایی جسمی و هم امادگی و مهارت فکری و علمی. امین هم که یعنی قابل اعتماد و درست کار باشد.

عصاره سیاق آیات 3-42 سوره قصص (داستان حضرت موسی)

:عطاهای متعدد خدا به موسی از کودکی تا رسالت (از قبیل نجات از مرگ، رفع ترسها و اجابت دعاهایش )، عطای عزت و فرمانروایی به بنی اسراییل مستضعف، و نابودی فرعون مفسد مستکبر و سپاهش اخبار حقی است که خدا وحی کرده است برای بشارت اهل ایمان.

فرمول چگونگی استفاده از مال دنیا

وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ {77}سوره قصص
و با آنچه خدایت داده سرای آخرت را بجوی
و سهم خود را از دنیا فراموش مکن ،
و هم چنان که خدا به تو نیکی کرده نیکی کن
و در زمین فساد مجوی که خدا فسادگران را دوست نمی دارد. {77}

از فواید نماز و یاد خدا: بازداشتن از انجام کارهای منکر

اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ ﴿۴۵﴾ سوره عنکبوت
فولادوند: آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى ‏دارد و قطعا ياد خدا بالاتر است و خدا مى ‏داند چه مى ‏كنيد





سیدکاظم فرهنگ
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2020, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.169 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi