logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:20397)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:18216)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:16851)    ایات 56تا58سوره احزاب:بر پیامبر صلوات فرستید.خدا،رسول و مومنان را اذیت نکنید (تعداد مشاهده:10515)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: آيا وقوع بلاياي طبيعي در هر محل،نشانگر ستمكار بودن اهالي آنجاست؟    دانلود قران با ترجمه فارسی بصورت فایل word و excel برای نخستین بار    تکرار در قران:ايا در قران ،کلمات تكراري داريم؟علت تكرار چيست؟    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد       آخرین رویداد تالار: افزايش ركورد تعداد ورود هم زمان به سايت به 149 در سومين روز ماه ذيحجه      

توجه

Icon
Error

farhang Online
#1 ارسال شده : 1390/08/11 10:18:24 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 372
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

5 تشکر دریافتی در 5 ارسال
تفسير قران كريم- تفسير آيه وواعدنا موسي ثلاثين ليله- نماز وواعدنا

در دهه اول ذيحجه ،اقامه دو ركعت نماز در بين نماز مغرب وعشا جهت مشاركت در ثواب حجاج توصيه شده است كه در ان پس از سوره توحيد ،ايه 142 سوره اعراف قرائت ميشود.

ايه معروف و واعدنا كه اين است:

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ (١٤٢)

و با موسى سى شبه وعده كرديم و آن را به ده شب ديگر كامل كرديم، و وعده پروردگارش چهل شب تمام شد موسى به برادر خويش هارون گفت :

ميان قوم من جانشين من باش و به اصلاح كارشان پرداز و طريقه مفسدين را پيروى مكن

با توجه به اينكه هم اكنون در اين ايام قرار داريم ،مناسب است كمي روي مفهوم اين ايه تامل كنيم.هم چنين به نظر شما چرا خواندن اين ايه

دراين دهه توصيه شده وارتباط ان با حج چيست؟

.

کلمات کلیدی:موسی،هارون،حج،ذیحجه،ابراهیم،اسماعیل،چهل

ویرایش بوسیله کاربر 1395/09/06 04:37:57 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سید کاظم فرهنگ
farhang Online
#2 ارسال شده : 1390/08/12 05:10:30 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 372
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

5 تشکر دریافتی در 5 ارسال
ديروز ظهر امام جماعت شركت در فاصله يين دونماز در حد 5دقيقه باين ايه پرداخت.كه برام جالب بود .جون صبحش ما اين ايه را براي تدبر در سايت گذاشته بوديم.

نكاتي كه ايشان مطرح كرد:
1-ايه حاوي معاني ومفاهيم زيادي است وفرصت بسيار ميخواهد.

2-اين ايه بطور ويژه بر ولايت دلالت دارد.مخصوصا باتوجه به حديث منزلت كه پيامبر اسلام دران حضرت علي را مانند هارون براي موسي دانستند.

3-ان ده شبي كه براي موسي تمديد شد،همين دهه اول ذيحجه است كه به ايام معلومات مشهور است.

4-پس ازاين 40شب (وروز) تورات به موسي وحي شد.

ویرایش بوسیله کاربر 1392/07/18 07:42:10 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

سید کاظم فرهنگ
ali Offline
#3 ارسال شده : 1390/08/18 10:29:15 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 213

تشکرها: 1 بار
3 تشکر دریافتی در 3 ارسال
اينكه به 30شب اول ،10شب اضافه ميشود مي تواند دو حالت داشته باشد:

1-قرار اول براي رسيدن به هدف كافي نبوده وبايد با اضافه كردن جندشب ديگر به عدد 40 ميرسيده است(با توجه به اهميت وخواص عدد40)

2-بدون تاكيد زياد بر طول دوره ،زمان انتها يا پايان ميقات به موعد خاصي منتهي گردد.

با توجه به پست بالا كه اين 10شب اضافه شده ،همين دهه اول ذيحجه بوده است،پس زمان پايان ميقات روز عيد قربان بوده است.

واين يعني كه عيد قريان فقط منحصر به زندگي ابراهيم نيوده و اين روز در سرنوشت موسي نيز مهم بوده است.

مطابق مناسك حج كه از زمان ابرهيم تشريع شده است"وارنا مناسكنا"حاجيان پس از وقوف در عرفه وكسب معرفت (خودشناسي وخداشناسي) در روز نهم ذيحجه ،

شب دهم به صحراي مشعر ميروند (بدون هيچ منزلگاه معيني -اجتماعي از سفيد پوشان منتظر) تا تصوير كوچكي از قيامت را در ذهن مجسم كنند.

با طلوع افتاب روز دهم به سرزمين منا ميروند تا شيطان بزرگ را رمي جمره كنند واز ان تبري بجويند.

سپس به ياد ابراهيم خليل در اطاعت از اوامر معبود گوسفندي قرباني مي كنند .انگاه تقصير ميكنند يا سر مي تراشند.

پس از مراحل با لاست كه تمام محرمات احرام (بجز 2 مورد ) برانها حلال ميشود و اجازه ورود به حريم وخانه معبود را پيدا مي كند.و بايد به طواف بيت اله برود.

پس هم موسي وهم حاجي بايد مناسكي وادابي را رعايت كنند تا ظرفيت تعالي ورسيدن به مرتبه اي بالاتر (بسته به هدف ) را پيدا كنند.

براي رضاي معبود و رسيدن باو ،بايد نقشه راه را همانطور كه او گفته طي كرد.

ویرایش بوسیله کاربر 1392/07/18 07:44:46 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

admin1 Offline
#4 ارسال شده : 1390/08/23 06:18:33 ب.ظ
admin1

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/14
ارسالها: 133

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
يكي از اعضاي محترم تالار متن زير را در خصوص اين ايه ايميل نموده اند كه بدون ذكر نامشان ارسال ميشود:

" چند شب پيش داشتم در مورد آيه شريفه "و واعدنا موسي ثلاثين ليله ..."و نوشته هاي دوستان وتفاسير موجود؛ فكر مي كردم كه خوابم برد. در خواب

به آقايي گفتم در مورد اين آيه شما مرا راهنمايي كنيد. ناگهان خودم را در بين الحرمين ونزديك حرم آقا اباعبدالله ديدم.ايشان اشارتي كرد

از اول ذي الحجه كه توصيه به خواندن اين آيه هست.به عدد 40 شب اگر جلوتر برويم به چه روزي مي رسي؟گفتم عاشورا.گفت: آفرين.

مي تواند سري بين اين آيه و توصيه به شيعيان مبني بر خواندن اين آيه و ياد آوري و اهميت چهل روز بعد آن باشد"

ویرایش بوسیله کاربر 1391/07/29 00:07:25 ق.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

مدیر تالار
rahmat Offline
#5 ارسال شده : 1390/08/28 02:35:45 ق.ظ
rahmat

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/01
ارسالها: 31

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
باتشكر از ارسال كننده پست با لا

اشاره جالبي است وشايد تذكري به ما كه در تفسير اين ايه ،قهرمانان داستان فقط موسي وابراهيم نيستند بلكه

بايد به كربلا هم نگريست ورد پاي قهرمان عاشورا را در اين ايه هم جستجو كرد.به نظر من حضور اباعبداله در اين ايه ودهه اول ذيحجه وعيد قربان سه نمود دارد :

1-حجاج روز 8ذيحجه عزم رفتن به عرفات ميكنند.محرم ميشوند .از مكه بيرون ميروند تا دوباره پس از انجام اعمال به حريم بيت اله وارد شوند.

اما امام حسين در همين دهه كه ما اين ايه را درنماز ميخوانیم وروز هشتم ،مكه را ترك ميكند اما نه به قصد عرفات ومنا بلكه به كربلا.

2-درعيد قربان،ابراهيم الگوي حجاج است كه حاضر شد پسرش را در اجراي امتحان الهي به قربانگاه ببرد .پس از انكه چاقو را برگردنش گذاشت

خدا گوسفندي را فرستاد وابراهيم را سرافراز از امتحان اعلام كرد. اما 30روز بعداز عيد قربان ،عاشورا ست كه فرزندان حسين بن علي در برابرش ذبح شدند و

اباعبداله اين داغ را هم تجربه كرد.

3-قران هم داستان ابراهيم را به امام حسين گره ميزند. ميپرسيد كجا؟

به ايات 102تا107 سوره صافات نگاه كنيد:

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿۱۰۲﴾


فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿۱۰۳﴾

وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿۱۰۴﴾


قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۰۵﴾


إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ ﴿۱۰۶﴾


وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿۱۰۷﴾

و وقتى با او به جايگاه سعى رسيد گفت اى پسرك من من در خواب [چنين] مى‏بينم كه تو را سر مى‏برم پس ببين چه به نظرت مى‏آيد گفت

اى پدر من آنچه را مامورى بكن ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت (۱۰۲)

پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند (۱۰۳)

او را ندا داديم كه اى ابراهيم (۱۰۴)

رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‏دهيم (۱۰۵)

راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود (۱۰۶)


درترجمه ايه 107عبارات زير را مترجمين مختلف استفاده كرده اند:

ما ذبح عظيمي را فداي او كرديم

او را با ذبح عظيمي عوض كرديم.

بجاي او ذبح عظيمي را فديه پذيرفتيم.

او را در ازائ ذبح عظيمي باز رهانيديم.

خب اين ذبح عظيمي كه در برابر ان خدا اسماعيل را به ابراهيم برميگرداند چيست؟ايا ان قوچ فرستاده شده است؟اگر فقط به كلمه ذبح اشاره ميشد ،

شايد ميشد انرا به ان گوسفند نسبت داد .اما ذبح عظيم را مشكل بتوان.

اين فديه بايد حداقل هم ارزش اسماعيل و متعلق به ابراهيم و خاندانش باشد.

در يكي از سخنراني هاي اقاي هاشمي نژاد در ايام محرم شنيدم كه بسياري از مفسرين شيعه ذبح عظيم را امام حسين مي دانند.

پس قهر مانان اين ايه ابراهيم واسماعيل ،موسي وهارون ،پيامبر وعلي ،حسين و...(هنوز نمي دانم جاي اين ...را چه بايد نوشت) هستند كه

حاجيان وغير حاجيان در دهه اول ذيحجه انها را ياد مي كنند.

ویرایش بوسیله کاربر 1391/07/29 00:10:12 ق.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

محسن Offline
#6 ارسال شده : 1390/08/29 11:02:04 ق.ظ
محسن

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/07/05
ارسالها: 14

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

توفیق انس با قران وکلام نورانی اهل بیت علیهم السلام را به شما عزیزان تبریک می گویم

واما در باره ایه مورد بحث خواب ان برادر عزیز بسیار برقلب بنده اثر گذاشت

کویا حضرت موسی بن عمران میقاتی داشت وان در طور بود

ابراهیم خلیل هم میقاتی درمنی داشت دهم ذیحجه که فرزند را تقدیم خدای مهربان کرد

واما از همه اینها بالاتر میقات فرزند رسول خدا ص در عاشورا بود که نه یک فرزند بلکه همه فرزندان وهرچه داشت

یکجا به پیشگاه محبوب پیشکش کرد وبعد هم در گودال قتلگاه عرضه داشت الهی رضا بقضائک و ...... ایا میقاتی از این بالاتر سراغ دارید ؟

سیدمحسن میرباقری

ویرایش بوسیله کاربر 1392/07/18 07:47:01 ب.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

سیدمحسن میرباقری
rahmat Offline
#7 ارسال شده : 1390/09/05 10:05:14 ق.ظ
rahmat

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/01
ارسالها: 31

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
مناسب است براي فهم بهتر ايه وداستان ان ،ترجمه تعدادي از ايات پس از اين ايه كه سرنوشت موسي وقومش را بيان ميكند مرور كنيم:

و چون موسى به ميعاد(ميقات) ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض كرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى ديد ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت

به زودى مرا خواهى ديد پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم (۱۴۳)

فرمود اى موسى تو را با رسالتها و با سخن گفتنم [با تو] بر مردم [روزگار] برگزيدم پس آنچه را به تو دادم بگير و از سپاسگزاران باش (۱۴۴)
...
و قوم موسى پس از [عزيمت] او از زيورهاى خود مجسمه گوساله‏اى براى خود ساختند كه صداى گاو داشت آيا نديدند كه آن [گوساله] با ايشان سخن نمى‏گويد و راهى بدانها نمى‏نمايد آن را [به پرستش] گرفتند و ستمكار بودند (۱۴۸)

و چون انگشت ندامت گزيدند و دانستند كه واقعا گمراه شده‏اند گفتند اگر پروردگار ما به ما رحم نكند و ما را نبخشايد قطعا از زيانكاران خواهيم بود (۱۴۹)

و چون موسى خشمناك و اندوهگين به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من چه بد جانشينى براى من بوديد آيا بر فرمان پروردگارتان پيشى گرفتيد و الواح را افكند و [موى] سر برادرش را گرفت

و او را به طرف خود كشيد [هارون ] گفت اى فرزند مادرم اين قوم مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند پس مرا دشمن‏شاد مكن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده (۱۵۰)

موسى] گفت پروردگارا من و برادرم را بيامرز و ما را در [پناه] رحمت‏خود درآور و تو مهربانترين مهربانانى (۱۵۱)

آرى كسانى كه گوساله را [به پرستش] گرفتند به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلتى در زندگى دنيا به ايشان خواهد رسيد و ما اين گونه دروغ‏پردازان را كيفر مى‏دهيم (۱۵۲)

اين داستان (ميقات 40روزه موسي وگوساله سامري ) در سوره بقره ايات 51-54 نيز بصورت زير بيان شده است:

و آنگاه كه با موسى چهل شب قرار گذاشتيم آنگاه در غياب وى شما گوساله را [به پرستش] گرفتيد در حالى كه ستمكار بوديد (۵۱)

پس از آن بر شما بخشوديم باشد كه شكرگزارى كنيد (۵۲)


و آنگاه كه موسى را كتاب و فرقان [=جداكننده حق از باطل] داديم شايد هدايت‏ يابيد (۵۳)
و چون موسى به قوم خود گفت اى قوم من شما با [به پرستش] گرفتن گوساله برخود ستم كرديد پس به درگاه آفريننده خود توبه كنيد و [خطاكاران] خودتان را به قتل برسانيد

كه اين [كار] نزد آفريدگارتان براى شما بهتر است پس [خدا] توبه شما را پذيرفت كه او توبه‏پذير مهربان است (۵۴)
rahmat Offline
#8 ارسال شده : 1390/09/12 10:15:12 ق.ظ
rahmat

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/01
ارسالها: 31

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
- با گراميداشت ايام تاسوعا وعاشوراي حسيني

با توجه به تمام نكات بالا ، ميتوان بين قهرمانان سه گانه اين ايه،با حاجيان مستقر در مكه وغير حاجيان كه در نمازي دو ركعتي اين ايه را مي خوانند ، نسبتهايي را بشرح زير برقرار نمود:

1- حضور در ميقات براي ارتباط ويژه با خدا

حاجيان مطابق مناسك حج ابراهيمي براي ورود به خانه خدا وحتي حريم ان ،بايد در ميقات حاضر شوند وبا انجام اعمالي تعهداتي را بپذيرند.
تعهداتي در راستاي توجه به خالق ،خود وساير انسانها،حيوانات وگياهان ورعايت حرمت وحقوق انها

موسي هم كه دراين ايام درحج نيست،براي سخن گفتن با خدا بايد در زمان مشخص به مكاني معين برود و درميقات حضور يابد.
پس اي مسلماني كه حضور در حج وميقاتش برايت مقدور نبوده ،براي خود ميقاتي تعيين كن. در زماني خاص با پروردگارت صحبت كن .راز ونياز كن.

ميقات تو مي تواند نيمه شب باشد يا روز عرفه يا عيد قربان .يا نه.بيا زمان را ثابت كنيم. بيا از فردي بودن خارجش كنيم. مانند حج نمود جمعي هم بان بدهيم .اري.

ميقات ما همين نماز دوركعتي پس از نماز مغرب است. عملي خاص، در زماني خاص، با ذكري خاص كه مي توان بصورت جمعي هم در مساجد خدا انرا انجام داد.. پس نماز وواعدنا ميقات ماست.

2-تكاليف براساس توانايي است.

هر كه توانايي واستطاعت(جسمي ،مالي،قانوني وروحي-ظرفيت-) دارد بايد اين ايام، قصد حج خانه خدا رابنمايد. تا با اجراي مناسك ،از بركت وهدايت وعده داده شده بهره مند شوند.

و براي خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايي رفتن به سويش دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)،

خداوند همواره از جهانيان بي نياز است. ایه 97سوره ال عمران

كساني كه مستطيع (از همه جوانب)نيستند درسرزمين خود بمانند وبه ساير مسئوليتهايي كه درحد توانشان است ،بپردازند.

اما انانكه با اعمال ومناسك قبلي ،ظرفيت وتوان انجام ماموريت ها ي بزرگتر را پيدا كرده اند هم نبايد به حج بيايند .ميقات انها جاي ديگري است.

لذا امام حسين روز 8 ذيحجه به همراه گروهي ديگر از رهاشدگان از ظاهر بايد مكه را به مقصد ديگري براي احياي دين خدا ترك كند وموسي نيز به حج نميرود بلكه به كوه طور ميرود تا دين خدا را دريافت كند.

پس اي مسلمان راه نيافته به بيت اله

به خود بيانديش و ببين ظرفيت هاي مادي ومعنوي تو ،اقتضاي انجام چه ماموريتي را دارد؟حج تو همان است.

3-در داستان هر سه قهرمان ايه ،بحث قرباني وريختن خون وگذشتن از خود‌وتمايلات خود مطرح است:

-ابراهيم براي اجراي امر خدا از فرزندش ميگذرد و چاقو را برگردن او ميگذارد واماده قرباني كردن است كه فرمان توقف ميرسد وگوسفندي براي قرباني فرستاده ميشود.

-موسي پس از بازگشت از ميقات وقتي مي بيند قومش مشرك شده وگوساله پرست شده اند ،براي امرزش انها وقبول توبه انها توسط خدا مي گويد خودتان (همديگر)را بكشيد.

نحوه اجراي اين دستور هم طبق اخبار وروايات رسيده ،جالب است (حتما بخوانيد.در يك زمان خاص همه با سر وروي پوشيده وشمشيرهاي افراخته بطرف هم حمله ميكنند)
ظاهرا پس از اجراي قسمتي از حكم ندا ميرسد كه توبه انها پذيرفته شده است.

-داستان امام حسين هم كه مشهور است براي احياي دين خدا خون خود وفرزندانش را نثار ميكند.

اينها حكايت از ان دارد كه لبيك گفتن به خالق در مواضع مختلف ،متفاوت است. براي قبولي در بعضي امتحانات وماموريتهاي الهي بايد بتواني از (خون) خود يا عزيزانت بگذري .

بايد بتواني در صحنه هايي اجراي دستور نمايي كه سرنوشتت معلوم و محكوم به خروج از دنيا هستي. واين ها، ظرفيت سازي ميخواهد.

بايد در كلاسهاي ميقات شركت كرده باشي تا در امتحانات متناسب با سطح تو بتواني لبيك بگويي
.

ویرایش بوسیله کاربر 1391/07/29 00:17:31 ق.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

kabir Offline
#9 ارسال شده : 1392/07/18 08:09:07 ب.ظ
kabir

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/11/17
ارسالها: 152

3 تشکر دریافتی در 3 ارسال
نکاتی از این ایه در تفسیر تسنیم(اقای جوادی املی)

1-بعضی روایات همین را تایید می‌کند که اول سی شب قرار بود که وجود مبارک موسای کلیم (سلام الله علیه) مهمان ذات اقدس اله باشد و بعدا ده شب اضافه شده است

لذا فرمود ﴿وَأَتْمَمْناها بِعَشْرٍ﴾ آن ده شب را برای دریافت تورات و مکالمه مستقیم ذات اقدس اله ... که آن ده شب نتیجه آن سی شب هست

شاید این روایت ناظر به این با شد که در مقام اظهار و افشا اینچنین بود وگرنه میعاد اولی همان چهل شب است

2- اربعین لیله چهل شب تفکیک شده است به یک سی شب و یک ده شب تا مشخص بشود که چهل شب مطلق نیست .یک سی شبی است یعنی یک ماه است .

مشخص است که از اول ذی قعده است مثلاً تا پایان ذی قعده یعنی یک ماه

یک دهه‌ای هم هست که دهه فجر است و لیالی عشرا ست و همان دهه ذی حجه است
که ضمیمه یک ماه ذی قعده می‌شود می‌شود چهل شب

اگر بفرماید چهل شب خب ممکن است که از دهم یک ماه شروع بشود تا بیستم ماه دیگر این هم می‌شود چهل شب. ولی این نصاب خاص و آن معیار مخصوص نیست

آن وصف مشخصی که برای اربعین گیری سودمند است همین اول ذی قعده است تا دهم ذی حجه

گرچه همیشه اربعین گیری نافع است و اما آن اربعین گیری ماثور و مجرب همین اربعین گیری موسای کلیم (سلام الله علیه) است که از اول ذی قعده شروع می‌شود تا دهم ذی حجه

3- این مواعده چهل شبه چهل شبانه روز بود حالا شرحش آن طوری که رد روایات هست این است که وجود موسای کلیم (سلام الله علیه) در این چهل شب که ضیف الرحمان بود نه خوابی داشت و نه غذایی روزش هم شب بود شبش هم شب بود

اما تعبیر قرآن کریم این است که ما سی شب با او قرار گذاشتیم و ده شب هم اضافه کردیم شده چهل شب. نفرمود سی روز قرار گذاشتیم که او سی روز مهمان ما باشد و ده روز اضافه کردیم شده چهل روز.

برای آن است که کسی که کار او روزانه است مثل روز کار می‌کند این نمی‌تواند اهل مناجات با شد

روز همان است که ﴿إِنَّ لَکَ فِی النَّهارِ سَبْحًا طَویلاً﴾ روز همان است که انسان با کارهای عادی مانوس است

شب همان است که ﴿وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقامًا مَحْمُودًا﴾ شب است و این چهل شبانه روز وجود مبارک موسای کلیم چهل شب بود نه اینکه چهل تاروز داشت چهل تا شب داشت و

حضرت شبانه روز با خدا صحبت می‌کرد روز هم با خدا صحبت می‌کرد شب هم با خدا صحبت می‌کرد

وقتیکه روز آدم کار سحر را بکند چنین روزی پر برکت است و می‌شود شب


4-جریان اربعین موسای کلیم (سلام الله علیه) همانند اربعینهای دیگر به این معنا نیست که اگر کسی چهل شبانه روز مخلصا قیام کرد نتیجه را بعد از اربعین می‌گیرد

بلکه به این معناست هر قدمی از این قدمهای چهل گانه را که برداشت به همان اندازه نتیجه را هم می‌گیرد ولی کمال نتیجه متفرع بر اربعین است

یک وقت است که عدد اربعین نقش تعیین کننده دارد که اگر آن اربعین حاصل شد آن حکم حاصل است وگرنه اصلاً حاکم نیست

اما جریان اربعین صباحا «من اخلص لله اربعین صباحا» «من اصبح لله اربعین» معنایش این نیست که اگر کسی چهل روز مخلص بود نتیجه می‌گیرد و اگر 30 روز مخلص بود اصلاً نتیجه می‌گیرد یا 10 روز مخلص بود اصلاً نتیجه نمی‌گیرد این طور نیست
m.a.b Offline
#10 ارسال شده : 1392/07/21 06:12:42 ب.ظ
m.a.b

رتبه: Newbie

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1392/02/03
ارسالها: 7














«و واعدنا موسی ثلثین لیله و اتممناهها بعشر فتمّ میقات ربّه اربعین لیله و قال موسی لأخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لا تتّبع سبیل المفسدین»

ترجمه: ما به موسی، سی شب مهلت دادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم و دیدار با خدایش چهل شب کامل گردید. موسی به هارون برادرش گفت: جانشین من در میان قبیله ام باش، آرامش را برقرار ساز و پیروی از راه بدکاران مکن
--


...نخستین سؤ الى که در مورد آیه فوق پیش مى آید این است که چرا وعده چهل روز یکجا بیان نشده بلکه نخست مى فرماید سى روز، سپس ‍ ده روز به عنوان متمم بر آن مى افزاید در حالى که در آیه 151 بقره این چهل روز به صورت واحد، ذکر شده است؟ مفسران درباره این تفکیک ، تفسیرهاى گوناگونى ذکر کرده اند، ولى آنچه بیشتر به نظر میرسد و با روایات اهلبیت (علیهم الاسلام ) نیز سازگار است این است که گرچه در متن واقع ، بنا بر چهل روز بوده اما خداوند براى آزمودن بنى اسرائیل نخست موسى (علیه السلام ) را براى یک مواعده سى روزه دعوت نمود سپس آن را تمدید کرد، تا منافقان بنى اسرائیل صفوف خود را مشخص سازند.

از امام باقر (علیه السلام ) چنین نقل شده که فرمود: هنگامى که موسى (علیه السلام ) به وعدهگاه الهى رفت با قوم خویش قرار گذاشته بود غیبت او سى روز بیشتر طول نکشد، اما هنگامى که خداوند ده روز بر آن افزود، بنى اسرائیل گفتند: موسى (علیه السلام ) تخلف کرده است ، و به دنبال آن دست به کارهائى که مى دانیم زدند (و گوساله پرستى کردند). <108> در اینکه این چهل روز، موافق چه ایامى از ماه هاى اسلامى بوده ، از بعضى روایات استفاده مى شود از آغاز ذیقعده شروع ، و به دهم ذیحجه (عید قربان ) ختم گردیده است ، اگر مى بینیم تعبیر به چهل شب (اربعین لیله ) در قرآن شده است نه چهل روز، ظاهرا به خاطر این است که مناجات موسى (علیه السلام ) و گفتگویش با پروردگار بیشتر در شب انجام مى شده است.



بسیارى از مفسران اهل تسنن و شیعه در ذیل آیه مورد بحث اشاره به حدیث معروف منزله کرده اند، با این تفاوت که مفسران شیعه آن را به عنوان یکى از اسناد زنده خلافت بلا فصل على (علیه السلام ) گرفته اند...

پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به على (علیه السلام ) فرمود: انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى : تو نسبت به من ، به منزله هارون از موسى هستى جز اینکه بعد از من پیامبرى نیست

در یوم المؤ اخاة یعنى در نخستین مرتبه که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مکه میان یارانش پیمان برادرى بست ، على (علیه السلام ) را براى این پیمان براى خودش انتخاب نمود و فرمود: انت منى بمنزله هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى.
... در آن روز که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد درهاى خانه هائى که به مسجد (منظور مسجد پیامبر است ) گشوده میشد، بسته شود و تنها در خانه على (علیه السلام ) را باز گذارد، جابر بن عبد الله نقل مى کند که به على (علیه السلام ) فرمود: انه یحل لک من المسجد ما یحل لى و انک منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى <128> : آنچه از مسجد براى من مجاز است براى تو نیز مجاز است زیرا تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى.

موارد بالا... همه را از کتب معروف اهل تسنن آوردیم و گرنه در روایاتى که از طرق شیعه وارد شده ، موارد دیگرى نیز از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده که این جمله را فرمود. از مجموع اینها به خوبى استفاده مى شود که حدیث منزله ، موضوعى نبوده است که اختصاص به داستان تبوک داشته باشد بلکه یک فرمان عمومى درباره على (علیه السلام ) براى همیشه بوده است . و از اینجا روشن مى شود اینکه بعضى از دانشمندان اهل سنت مانند آمدى تصور کرده اند که این حدیث متضمن حکم خاصى در مورد جانشینى على (علیه السلام ) در غزوه تبوک بوده است و ربطى به سایر موارد ندارد، به کلى بى اساس است، زیرا پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به مناسبتهاى مختلف و در جریانهاى گوناگون این جمله را تکرار فرموده و این نشان مى دهد که یک حکم عمومى است...

على (علیه السلام ) تمام مناصبى را که هارون نسبت به موسى (علیه السلام ) و در میان بنى اسرائیل داشت - به جز نبوت - داشته است
Guest
#11 ارسال شده : 1395/06/13 09:42:33 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
سلام
وقت به خیر
جناب آقای فرهنگ ممنون از زحماتتون در گروه های قرآن پویان وتشکر ویژه در مورد طرح سوالی که در کانال گذاشتین .

چون من دیشب که این نماز رو میخوندم دائم این سوال از ذهنم میگذشت که این آیه چه ویژگی داشته که در این نماز مطرح شده.

ان شاءالله که به جواب های خوبی برسیم.
موید باشید.
هادي
#12 ارسال شده : 1395/06/14 10:47:49 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال

آنها كه چله نشين هستند ميدانند كه اربعين موسويه در دهه اخرش فتح الفتوح دارد و اتمام وعده ها به اين دهه است
موساي قلب ما كه به ميقات ميرود هارون اراده را به خلافت ميگذارد تا بر اصلاح قوم نيات و افكار و جوارح و جوانح اهتمام ورزد و مراقب فساد و افساد درآنها باشد ....

هارون اراده نبايداز مفسدين سامري وش علم و قدرت گوساله ساز و مروج پرستش گوساله نفس تبعيت كند و قوم را هم بايد بازدارد
وگرنه ثمره چله نشيني موساي قلب ميقات رفته را كه ابلاغ ده فرمان است با كوبيده شدن الواح نجات بر زمين فقر و نياز به تيه اربعين سنه ميرسد و كار سخت تر ميشود

پس اين آيه درس مراقبت فردي است

كمااينكه در بعد اجتماعي هم همواره خطر سامريها هست
گوساله پرستي محتمل است
و مفسدان مشغول افسادند

و هارونها بايد كه مراقب اجراي فرمان موسا باشند
بايد عزم اراده داشت و اراده اخرت و سعي لازم براي آن و مومن بودتا به نتيجه مطلوب رسيد
وهوالمحبوب
خمسي
#13 ارسال شده : 1395/06/15 02:52:45 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال

شعف حاصل از زیبایی قلم وتعبیر وتفسیر عارفانه حضرتعالی قابل انکار نیست وحقیقتا فرح بخش بود .

ولی دومسئله رو به ذهن میاره :یکی اینکه تا عارف نباشی تاثیر آنرا نخواهی دید به عبارت ساده تر باید اول عارف شد بعد به بهجت این نماز نائل گردید.

دوم اینکه بعد اجتماعی آن با درس گیری از آیه لازم الاجرا میگردد ولی تکرار آن درنماز عوام چه حاصلی خواهد داشت ؟
هادي
#14 ارسال شده : 1395/06/16 10:58:09 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال

در عالم علم بايد عرفان و معرفت و درايت و بصيرت و فهم و فقه و تعقل و تفكر و ادراك را دريافت و عالم عمل بايد صنع و فعل و سعي را بازشناخت اينگونه است كه مي بيني تو نماز مي گزاري و نماز تو را مي سازد و با گردشي تعالي ياب در ديالكتيك مصلي- صلاة، نمازگزار و نمازش تاثيري دوسويه برهم در جهت تعالي و معراج ( وگاه سقوط!) دارند

لذا اول عارف شدن و مبتهج گرديدن يا اول نماز گزاردن و عارف شدن به ميزان حضورقلب وابسته است...و هرجا از هرجا شروع شود خجسته و فرخنده و مبارك و ميمون است ...

قرب نوافلي ناشي از اداي نوافل و نمازهاي مستحبي بخشي از كشت ما در كشتزار دنياست گرچه قرب فرايضي اعلي و اجل است اما كبريت احمر است و اوحدي از آحاد بدان نايل شوند...

بااين مقدمه هر نمازمستحبي تاثيري دارد كه واگذاردنش زيان نمازنگزارست و صد البته كه همه اعمال به " قصد قريت" زنده است و هرقدر خلوص واخلاص بيشتر اين عمل زنده تر و ملكوتي تر...

تا آنجا كه ضربت علي ع افضل از عبادت ثقلين مي گردد از فرط خلوص و حيات ساري و روح دميده شده در پيكر عمل و ضربتي كه زد....

و اما بعد اجتماعي نمازهاي مستحبي مانند نماز دهه اول ذيحجه در جاري شدن با زلال امت در سير و صيرورت الي الله است...
بقول زنده ياد شريعتي
اسلام
در كلمات يعني قرآن
و در حركات يعني حج
و در تجسم انساني خود يعني علي ع

حال كه ايام ذيحجه است و جانها و حقايق ذريه مومنان به فراخوان پدرامت اسلام ، ابراهيم ع، كه هلموا الي الحج لبيك گفته اند و به تعداد " لبيك" مشرف به حج مي شوند...

براي ما محرومان از حضور در ميقات و طواف برگرد كعبه عشق و فنا چه بهتر كه با دوركعت نماز در حج حاجيان شريك گرديم و عوام وخواص بقدر معرفت و عشق و دلباختگي و سوز و گداز خود در محضر صاحب كعبه حاضرند و در عداد حاجيان محسوب ...

حاصل اين تكرار در نماز را نه درين عالم دني كه در عقباي تبلي السرائر و يوم هم بارزون خواهيم ديد و زيرك آنها كه از اين لحظات پرنفحه الهي بهره برمي گيرند و در مسابقه فاستبقوالخيرات ازكاهلان پيشي مي گيرند و في ذلك فليتنافس المتنافسون
خمسی
#15 ارسال شده : 1395/06/19 11:26:20 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال

بسیار بلیغ و فصیح فرمودید ودر همه عبادات قابل الاتباع .

اصل سوال من در مورد انتخاب این آیه است به عنوان یک متن.متنی که عبادی شمرده نمیشود بلکه گویای جریانی تاریخی است.وبه نظر حقیر در زمان خفقان بنی امیه و بنی عباس توصیه به این نماز توسط امام صادق (ع) آن هم در دهه اول ذیحجه که به واقعه غدیر نزدیک است شیوه ای سیاسی برای ابراز جانشینی برحق علی (ع)با اشاره مخفی وتکیه بر حدیث منزلت بوده است .

وتکرار آن در نمازو بصورت کنایه گونه در زمان ما که تریبون در دست حکومت اسلامی شیعی است جایگاهی ندارد .
هادي
#16 ارسال شده : 1395/06/20 10:38:34 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال

فرمايش شما وقتي صادق است كه مصداق را يافته و حكمت حكم را دريافته باشيد... به گمانم ارتباط بين اربعين موسويه و عيدالله الاكبر شكلي راقي و عاليتر دارد اما نه به اين نحو كه مرقوم فرموده ايد.... ظاهر حكم را امام شريك شدن در ثواب حجاج معرفي فرموده اند و اين را نبايد از نظر دور داشت....

اما بواطن حكم به قراين ديگر فهم ميشود و جزيي مرقوم شد...

واما اين كه امت ، هارون را تنها ميگذارند و موساي ميقات رفته را فراموش ميكنند نيز سخني بغايت درست است ( انت مني بمنزلة هارون من موسي اشاره به منزلت هارون امت و رخداد جريانات بني اسرائيل طابق النعل بالنعل و الحذو بالحذو كه در احاديث متذكر آن شده اند)

اما اين امر را نبايد همه حكمت حكم دانست و با فرض استقرارحكومت اسلامي در اداي اين مستحب كثيرالمنافع سستي ورزيد و از منافعش محروم شد.

با تسلم به فرمايش شما هم عرض ميكنم:

ازقضا ما الان هم در معرض غيبت موساي امت هستيم و بايد نگران سامريان و مفسدان و تنهايي هارون امت بود
موبدي
#17 ارسال شده : 1395/06/21 10:36:13 ق.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال

با سلام،

شاید میقات مادر کنار نماز مذکور، رسیدن به درجات بالاتری درمسیر معرفت خداوند و معرفت نفس خودمان باشد همانگونه که در دعا میخوانیم :

اللهم عرفنی نفسک ...."

و سرانجام رسیدن و یا نزدیک شدن به مقام ذبح و کشتن هوای نفس در روز عید قربان
قربانی کردن خواهشهای نفسانی در قربانگاه منی.
با این تفاوت که مراحل احرام بستن و وقوف در عرفات و مشعر و منی را در درون طی میکنیم.

ان شاا...
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (2)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2016, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.929 ثانیه ایجاد شد.