logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:20471)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:18292)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:16890)    ایات 56تا58سوره احزاب:بر پیامبر صلوات فرستید.خدا،رسول و مومنان را اذیت نکنید (تعداد مشاهده:10547)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: آيا وقوع بلاياي طبيعي در هر محل،نشانگر ستمكار بودن اهالي آنجاست؟    دانلود قران با ترجمه فارسی بصورت فایل word و excel برای نخستین بار    تکرار در قران:ايا در قران ،کلمات تكراري داريم؟علت تكرار چيست؟    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد       آخرین رویداد تالار: افزايش ركورد تعداد ورود هم زمان به سايت به 149 در سومين روز ماه ذيحجه      

توجه

Icon
Error

SAGHI Offline
#1 ارسال شده : 1392/11/12 11:10:10 ق.ظ
SAGHI

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/30
ارسالها: 104
زن

تشکرها: 1 بار
6 تشکر دریافتی در 5 ارسال
انعام آيه 50

آيه
قُل لَّآ أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِى خَزَآئِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّى مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى‏ إِلَىَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الْأَعْمَى‏ وَ الْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ‏
ترجمه
(اى پیامبر! به مردم) بگو: من ادّعا نمى‏كنم كه گنجینه ‏هاى خداوند نزد من است و من غیب هم نمى ‏دانم و ادّعا نمى‏كنم كه من فرشته ‏ام، من جز آنچه را به من وحى مى‏شود پیروى نمى‏ كنم. بگو: آیا نابینا و بینا برابرند؟ آیا نمى‏ اندیشید؟

نکته ها
گویا مردم بى ایمان خیال مى‏كردند كسى مى‏تواند پیامبر باشد كه خزائن الهى در اختیارش باشد، یا انتظار داشتند تمام كارهاى خود را از مسیر علم غیب حل كند، پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله در این آیه مأمور مى‏شود با صراحت جلوى توقّعات نابجا و پندارهاى غلط آنان را بگیرد و محدوده‏ى وظائف خود را بیان كند و بگوید: معجزات من نیز در چهارچوب وحى الهى است، نه تمایلات شما و بدانید كه هر كجا به من وحى شد معجزه ارائه خواهم داد، نه هر كجا و هرچه شما هوس كنید.

در این آیه، غیب دانستن پیامبر به صورت مستقل نفى شده، ولى گاهى آگاهى‏ هایى از غیب به پیامبر عطا شده است. خداوند بارها درباره ‏ى تاریخ حضرت یوسف و مریم و نوح و... به پیامبر اسلام‏ صلى الله علیه وآله فرموده است: «ذلك من انباءالغیب نوحیه الیك» این قصه‏ها، اطلاعات غیبى است كه به تو مى‏دهیم. در آخر سوره‏ى جنّ هم فرموده است: خداوند علم غیب دارد و آن را جز به اولیاى خویش عطا نمى‏كند. پس علم غیب مخصوص خداست و اگر بخواهد گوشه‏اى از آن را در اختیار اولیاى خود قرار مى‏دهد.
برخورد همه‏ى انبیا با مردم یكسان بوده است. همین سخنان را حضرت نوح هم به مردم خود مى‏گفت. [347]
347) هود، 31.

پيام ها
1- صداقت انبیا، تا آنجاست كه اگر فاقد قدرتى باشند، به مردم اعلام مى‏كنند. «قل لا أقول»
2- از كارهاى انبیا، مبارزه با خرافه‏گرایى و شخصیّت‏سازى كاذب است. «لااقول... لا اعلم»
3- از پیامبران، توقعات بیجا نداشته باشید. «لا اقول لكم عندى خزائن اللَّه»
4- زندگى، اهداف و شیوه‏ى كار رهبر باید صریح و روشن براى مردم بیان شود. «قل لا اقول...»
5 - نگذارید مردم، شمارا بیش از آنچه هستید بپندارند. (شخصیّت‏ها اگر القاب كاذب را از خود نفى كنند، جلوى غلوها و انحرافات گرفته مى‏شود). «لا اقول لكم عندى خزائن اللَّه...»
6- انبیا، با پول و تهدید و تطمیع كار نمى‏كردند، تا دیگران از روى ترس و طمع، دور آنان جمع نشوند و خیال نكنند كه اگر با پیامبر باشند، از علم غیب یا خزانه‏ى الهى مشكلاتشان حل خواهد شد. «قل لا اقول...»
7- پیامبر براى زندگى شخصى یا اداره‏ى حكومت، همچون دیگران از مسیر عادّى اقدام مى‏كند و از علم غیب و خزانه‏ى الهى استفاده شخصى نمى‏كند، گرچه براى اثبات نبوّت لازم است استفاده كند. «لا اعلم الغیب»
8 - گرچه پیامبر خزائن الهى و علم غیب ندارد، ولى چون به او «وحى» مى‏شود باید از او پیروى كرد. «یوحى‏ الىّ»
9- كار پیامبر، نه بر اساس خیال و سلیقه است، نه بر اساس تمایلات اجتماعى یا محیط زدگى، بلكه تنها براساس پیروى از وحى است. «ان اتّبع الاّ مایوحى الى»
10- رفتار و گفتار پیامبران، براى ما حجّت است، چون بر مبناى وحى است. «ان اتّبع الا ما یوحى الى»
11- پیروى از انبیا، بصیرت واعراض از آنان، نابینایى است. «قل هل یستوى الاعمى و البصیر»
12- فكر صحیح، انسان را به پیروى از انبیا وامى‏دارد و بهانه‏ها و توقعات را كنار مى‏گذارد. «أفلا تتفكّرون»


انعام آيه 51

آيه
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى‏ رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِىٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ‏
ترجمه
و به وسیله‏ى آن (قرآن) كسانى را كه از محشور شدن نزد پروردگارشان بیم دارند هشدار ده (زیرا) غیر از خداوند، براى آنان یاور و شفیعى نیست، شاید كه پروا نمایند.
نکته ها
در قرآن بارها خداوند به پیامبرصلى الله علیه وآله فرموده است كه هشدار تو تنها در دل خداترسان اثر مى‏كند، مثل: «انّما تنذر من اتّبع الذّكر و خَشِى الرّحمن» [348] و «انّما تنذر الّذین یخشون ربّهم بالغیب» [349]
348) یس، 11.
349) فاطر، 18.

پيام ها
1- آمادگى افراد، شرط تأثیر گذارى هدایت انبیا است. «الّذین یخافون»
2- عقیده به معاد، كلید تقوى است. «یخافون ان یحشروا ... لعلّهم یتّقون»


انعام آيه 52

آيه
وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَالْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِن شَىْ‏ءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِمْ مِن شَىْ‏ءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّلِمِينَ‏
ترجمه
و كسانى را كه بامداد و شامگاه پروردگارشان را مى‏خوانند، در حالى كه رضاى او را مى‏طلبند، از خود مران. چیزى از حساب آنان بر عهده‏ى تو نیست، و از حساب تو نیز چیزى بر عهده آنان نیست كه طردشان كنى و در نتیجه از ستمگران شوى.

نکته ها
در شأن نزول این آیه آمده است جمعى از كفّار پولدار، چون دیدند فقیرانى مانند عمار و بلال و خباب و ... دور پیامبر را گرفته‏اند، پیشنهاد كردند كه آن حضرت، اینان را طرد كند تا آنان گرد او جمع آیند. به نقل «تفسیر المنار» خلیفه‏ى دوّم گفت: به عنوان آزمایش، طرح را بپذیریم، آیه‏ى فوق نازل شد. مشابه این مطلب در سوره‏ى كهف، آیه 28 نیز آمده است.
در تفسیر قُرطبى آمده است: پیامبر خدا صلى الله علیه وآله پس از نزول این آیه، از مجلس فقرا بر نمى‏خاست تا آنكه اوّل فقیران برخیزند.
منظور از خواندن خدا در صبح و شب، ممكن است نمازهاى روزانه باشد. [350]
350) تفسیر المیزان.

پيام ها
1- حفظ نیروهاى مخلص و فقیر و مجاهد، مهم‏تر از جذب سرمایه‏داران كافر است. «لا تطرد»
2- هدف، وسیله را توجیه نمى‏كند. براى جذب سران كفر، نباید به مسلمانان موجود اهانت كرد. «لا تطرد»
3- اسلام، مكتب مبارزه با تبعیض، نژاد پرستى، امتیاز طلبى و باج خواهى است. (با توجّه به شأن نزول)
4- اغلب طرفداران انبیا، پابرهنگان بوده‏اند. (با توجّه به شأن نزول)
5 - بهانه گیران، اگر از رهبر و مكتب نتوانند عیب بگیرند، از پیروان و وضع اقتصادى آنان عیب‏جویى مى‏كنند. (با توجّه به شأن نزول)
6- هیچ امتیازى با «ایمان» برابرى نمى‏كند. «یریدون وجهه»
7- میزان، حال فعلى اشخاص است. اگر مؤمنان فقیر، خلاف قبلى داشته باشند، حسابشان با خداست. «ما علیك من حسابهم من شى‏ء»
8 - حساب همه با خداست، حتّى رسول اكرم نیز مسئول انتخاب وعمل دیگران نیست، «ما علیك من حسابهم من شى‏ء» و خود نیز حساب و كتاب دارد. «و ما من حسابك علیهم من شى‏ء»
9- طرد پابرهنگان و محرومان مخلص، ظلم است. «فتكون من الظالمین»


سوره 6. انعام آيه 53

آيه
وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعضٍ لِّيَقُولُواْ أَهَؤُلَآءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَآ أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّكِرِينَ
ترجمه
و این گونه بعضى از مردم را به وسیله‏ى بعضى دیگر آزمایش كردیم، تا (از روى استهزا) بگویند: آیا اینانند آنها كه خداوند، از میان ما بر آنها منّت نهاده است؟ آیا خداوند به حال شاكران داناتر نیست؟

نکته ها
بارها قرآن، بلند پروازى و پر توقّعى سرمایه‏داران را مطرح و محكوم كرده است. آنان توقّع داشتند وحى و قرآن بر آنان نازل شود، از جمله: «أءُلقى الذّكر علیه من بیننا» [351] آیا در میان ما وحى بر او نازل شد؟! «لولا نُزّل هذا القرآن على رجل من القریتین عظیم» [352] چرا وحى بر مرد بزرگى از آن دو قریه نازل نشد؟!
مؤمن واقعى، شاكر نعمت ایمان است. شخصى نزد امام كاظم علیه السلام از فقر خود شكایت كرد. حضرت فرمود: غنى‏ترین افراد به نظر تو كیست؟ گفت: هارون الرشید. پرسید: آیا حاضرى ایمان خود را بدهى و ثروت او را بگیرى؟ گفت: نه. فرمود: پس تو غنى‏ترى، چون چیزى دارى كه حاضر به مبادله با ثروت او نیستى. [353]
351) قمر، 25.
352) زخرف، 31.
353) تفسیر اطیب‏البیان.

پيام ها
1- تفاوت‏هاى اجتماعى، گاهى وسیله‏ى آزمایش و شكوفا شدن خصلت‏ها و رشد آنهاست. اغنیا، با فقرا آزمایش مى‏شوند. «فَتنّا بعضهم ببعض»
2- اغنیا، فقرا را تحقیر مى‏كنند و خود را ارزشمند مى‏پندارند. «أهولاء...من‏بیننا»
3- فقراى با ایمان، برگزیدگان خدایند. «مَنَّ اللّه علیهم»
4- پاسخ توهین‏هاى كافران، با نوازش و مهر الهى به مؤمنان داده مى‏شود. «أهؤلاء... أعلم بالشاكرین»
5 - منّت الهى بر فقیران، نتیجه‏ى شكر آنان است. «مَنَّ اللّه... بالشّاكرین»
6- خداوند طبق حكمتش عمل مى‏كند، نه توقّع مردم. «ألیس اللّه بأعلم بالشّاكرین»
7- انبیا، نمونه بارز شاكرین هستند. «بالشّاكرین» (فقرایى هم كه هدایت انبیا را پذیرفته ‏اند، شاكر نعمت هدایت هستند.) «اعلم بالشّاكرین»


سوره 6. انعام آيه 54, 55

آيه
وَإِذَا جَآءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بَِايَتِنَا فَقُلْ سَلَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءاً بِجَهَلَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ‏
وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْأَيَتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ

ترجمه
و هرگاه كسانى كه به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، پس بگو: سلام بر شما! پروردگارتان بر خودش رحمت را مقرّر كرده است كه هر كس از شما از روى نادانى كار بدى انجام دهد و پس از آن توبه كند و خود را اصلاح نماید، پس قطعاً خداوند، آمرزنده و مهربان است.
و ما بدین گونه آیات را (براى مردم) به روشنى بیان مى‏كنیم، (تا حقّ آشكار) و راه و رسم گناهكاران روشن شود.

نکته ها

در شأن نزول آیه آمده است، جمعى گنهكار، خدمت پیامبر آمده و گفتند: ما خلاف‏هاى زیادى كرده ‏ایم. حضرت ساكت شد. این آیه نازل شد.
در این سوره، خداوند دوبار جمله: «كتب على نفسه الرحمة» گفته است، یكى براى دلگرم كردن مؤمنان در همین دنیا (همین آیه)، یكى هم در آیه 12 كه براى معاد است. «كتب على نفسه الرّحمة لیجمعنّكم»
جهالت، گاهى در برابر علم است و گاهى در برابر عقل، و در آیه 54 در برابر عقل است.
یعنى از روى جهل وبى‏خردى به گناه كشیده شده‏اند، نه آنكه نمى‏دانستند.

پيام ها

1- ایمان زائر پیامبر خدا، از شرایط دریافت لطف الهى است. «و اذا جاءك الّذین یؤمنون بآیاتنا فقل...»
2- زیارت پیامبر، راه دریافت لطف خداست. «جاءك... فقل سلام علیكم كتب»
3- رابطه‏ى رهبر و مردم، بر پایه‏ى انس و محبّت است. «اذا جاءك... فقل سلام علیكم»
4- بهترین عبارت تحیّت، «سلام علیكم» است. «فقل سلام علیكم»
5 - تحقیر شدن مؤمنان را جبران كنید. (در آیه‏ى 53 متكبّران با لحن تحقیرآمیزى مى‏گفتند: «اَهؤلاء...» ولى در آیه 54 خداوند آن تحقیر را جبران مى‏كند و به پیامبرش دستور سلام كردن به مؤمنان را صادر مى‏كند.) «فقل سلام علیكم»
6- «سلام»، شعار اسلام است. بزرگ نیز به كوچك، سلام مى‏كند. «فقل سلام علیكم»
7- مربّى ومبلّغ، باید با برخوردى محبّت‏آمیز با مردم، به آنان شخصیّت دهد. «سلام علیكم»
8 - اگر گناه از روى لجاجت و استكبار نباشد، قابل بخشش است. (جهالت، عذرى قابل قبول براى بخشش و گذشت از خطاكاران است.) «من عمل منكم سوءً بجهالة»
9- خداوند، رحمت را بر خویش واجب كرده، ولى شرط دریافت آن، عذرخواهى و توبه است. «كتب ... ثمّ تاب»
10- توبه، تنها یك لفظ نیست، تصمیم و اصلاح هم مى‏خواهد. «تاب و أصلح»
11- توبه‏ى مؤمن حتماً پذیرفته مى‏شود، «عمل منكم» آغاز توبه، بعد از گناه است. «من بعده»
12- عفو الهى همراه با رحمت است. «غفور رحیم» (گناهكار نباید مأیوس شود)
13- روشنگرى نسبت به سیماى مجرمان و راه خطاكاران و اهل توطئه، از اهداف مكتب است. «لتستبین سبیل المجرمین»

ویرایش بوسیله کاربر 1392/11/14 08:13:58 ق.ظ  | دلیل ویرایش: مشخص نشده است

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2016, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.436 ثانیه ایجاد شد.