logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:20472)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:18292)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:16890)    ایات 56تا58سوره احزاب:بر پیامبر صلوات فرستید.خدا،رسول و مومنان را اذیت نکنید (تعداد مشاهده:10547)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: آيا وقوع بلاياي طبيعي در هر محل،نشانگر ستمكار بودن اهالي آنجاست؟    دانلود قران با ترجمه فارسی بصورت فایل word و excel برای نخستین بار    تکرار در قران:ايا در قران ،کلمات تكراري داريم؟علت تكرار چيست؟    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد       آخرین رویداد تالار: افزايش ركورد تعداد ورود هم زمان به سايت به 149 در سومين روز ماه ذيحجه      

توجه

Icon
Error

farhang Offline
#1 ارسال شده : 1390/08/30 03:35:30 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 372
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

6 تشکر دریافتی در 6 ارسال
امروز 24ذيجه روز مباهله است. اين قضيه در ايه 61 سوره ال عمران بيان شده است.

باين مناسبت ضمن بيان ايه وترجمه ان ،شرح داستان را هم بطور خلاصه از تفسير الميزان ذكر ميكنيم.

إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿۵۹﴾
الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُن مِّن الْمُمْتَرِينَ ﴿۶۰﴾
فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ

در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت باش پس وجود يافت (۵۹)

[آنچه درباره عيسى گفته شد] حق [و] از جانب پروردگار تو است پس از ترديدكنندگان مباش (۶۰)

پس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم و لعنت‏خدا را بر دروغگويان قرار دهيم (۶۱)

تفسير الميزان

در تفسير قمى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: نصاراى نجران وقتى براى شرفيابى حضور رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) حركت مى كردند،

سه نفر از بزرگانشان به نام اهتم و عاقب و سيد با آنان همراهى نمودند، به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) نزديك شده، پرسيدند: مردم را به چه دينى دعوت مى كنى ؟

فرمود: به شهادت دادن به اينكه جز اللّه معبودى نيست و اينكه من فرستاده خدايم و اينكه عيسى (عليه السلام ) بنده اى است مخلوق كه مى خورد و مى نوشيد و سخن مى گفت

پرسيدند: اگر مخلوق و بنده بود پدرش كه بود؟، در اينجا به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) وحى شد كه به ايشان بگو: شما درباره آدم چه مى گوئيد؟ آيا بنده اى مخلوق بود، مى خورد و مى نوشيد

و سخن مى گفت و عمل زناشوئى انجام مى داد يا نه ؟ رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) همين سوالات را از ايشان كرد، جواب دادند: بله بنده اى مخلوق بود و كارهائى كه برشمردى مى كرد،

فرمود: اگر بنده بود و مخلوق پدرش كه بود؟ مسيحيان مبهوت و مغلوب شدند و خداى تعالى اين آيه را فرستاد:
(ان مثل عيسى عند اللّه كمثل آدم خلقه من تراب...) و نيز اين آيه را كه فرمود: (فمن حاجك فيه من بعد ماجاءك من العلم - تا جمله - فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين ).

رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به ايشان فرمود: پس با من مباهله كنيد، اگر من صادق بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر كاذب باشم لعنتش بر من نازل شود،

مسيحيان گفتند: با ما از در انصاف درآمدى، قرار گذاشتند همين كار را بكنند، وقتى به منزل خود برگشتند، رؤ سا و بزرگانشان مشورت كردند و گفتند: اگر خودش با امتش به مباهله بيايند،

مباهله مى كنيم چون مى فهميم كه او پيغمبر نيست و اگر خودش با اقرباءش به مباهله بيايد مباهله نمى كنيم، چون هيچكس عليه زن و بچه خود اقدامى نمى كند، مگر آنكه ايمان و يقين داشته باشد

كه خطرى در بين نيست و در اين صورت او در دعويش صادق است، فردا صبح به طرف رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روانه شدند، ديدند كه تنها رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله )

و على بن ابى طالب و فاطمه و حسن و حسين (عليهماالسلام ) براى مباهله آمده اند، نصارا از اشخاص پرسيدند: اينان چه كسانى هستند؟ گفتند: اين مرد پسر عم و وصى و داماد او است و

اين دخترش فاطمه سلام اللّه عليها است و اين دو كودك، دو فرزندانش حسن و حسين (عليهماالسلام ) هستند، نصارا سخت دچار وحشت شدند و به رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله ) عرضه داشتند:

ما حاضريم تو را راضى كنيم، ما را از مباهله معاف بدار، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) با ايشان به جزيه مصالحه كرد و نصارا به ديار خود برگشتند.

در اين محل در مدينه مسجدي به همين نام ساخته شده كه زايران نيز به بازديد ان ميروند.هم چنين تفاسير ونتايج متعددي از اين ايه بخصوص پيرامون اهلبيت وپنج تن انجام شده است

كه علاقمندان مي توانند تحقيق بيشتري نمايند.

ویرایش بوسیله کاربر 1395/07/07 09:15:11 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

سید کاظم فرهنگ
ehsan Offline
#2 ارسال شده : 1390/08/30 02:30:30 ب.ظ
ehsan

رتبه: Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/29
ارسالها: 13

تفسير آيه مباهله (آيه 61 سوره آل عمران) :

« فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ »

هرگاه بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده،(باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»

واژه‏ى «نَبتَهل» از ريشه‏ى «اِبتهال» به معناى بازكردن دست‏ها و آرنج‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واين آيه به دليل اين واژه، به آيه‏ى مباهله معروف گشته است.

مباهله، يعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالفِ يكديگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعن و نابودي براى هركه باطل است.

در تفاسير شيعه و سنى آمده : در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا (ص) مأمور تبليغ اسلام در منطقه نجران (در سرزمين يمن) شدند. مسيحيانِ نجران نيز هيئتى را به نمايندگى از سوى خود براى گفتگو با پيامبر اسلام (ص) به مدينه فرستادند.ولي علي رغم مباحثه هايي كه ميان آنان و پيامبر (ص) شد، باز هم آنان بهانه‏جويى كرده و در حقّانيّت اسلام ابراز شك مى‏نمودند.

اما سیره در مقابل این افراد لجوج چیست ؟

وقتي استدلالهاي متعدد جوابگو نشد و شخص مقابل از پذيرش حقّ خودداري کرد و به لجاجت و آشوب ادامه داد ، جواب كوبنده است از اينرو آيه نازل گشت كه :

« … فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ »
… به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»

آري اگر انسان، علم و ايمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزديك‏ترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. « مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ » و در وادي معرفت ، بين زن و مرد فرقي نيست : «نِسائِنا»

هنگامى كه نمايندگان مسيحيان نجران، پيشنهاد مباهله را از حضرت رسول (ص) شنيدند، با توجه به ادلّه روشن پيامبر، در مباحثات و احتمال پيامبر بودن ايشان ، متحيّر ماندند ، آنان مُهلت خواستند تا در اين باره فكر و انديشه و مشورت كنند.

بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پيشنهاد پيامبر مسلمين را بپذيريد و برويد ، اگر ديديد كه پيامبر آنان، با سر وصدا و جمعيّتى انبوه براى نفرين مى‏آيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با افراد كمي به ميدان آمد، از مباهله خودداري كنيد و با او مصالحه كنيد و هرچه گفت بپذيريد.

روز مباهله، آنها ديدند كه پيامبر اسلام (ص) آمد اما همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن !

آن دو كودك، حسن و حسين‏ و آن جوان، علىّ‏ بن ابى‏طالب‏ و آن زن ، فاطمه‏ى زهرا ، دختر پيامبر بودند.

اُسقف مسيحيان گفت: من چهره‏هايى را مى‏بينم كه اگر از خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مى‏شود.

با ديدن آن چهره ها ، آنها ترجيح دادند ، از مباهله اعلام انصراف كرده و حاضر به مصالحه و توافق شوند !!!

چنانكه آمد اين ماجرا، علاوه بر تفاسير شيعه، در اصلي ترين منابع حديثي اهل سنّت نيز آمده. [مطالعه بیشتر]

در اينجا فخر رازى (از علماي اهل سنت) سؤالي را در باره نزول آيه در حق اهل بيت (عليهم‏السلام) مطرح كرده كه : چگونه ممكن است منظور از ابناءنا {فرزندان ما} حسن و حسين (ع) باشد ، درحالى كه ابناء جمع است و جمع بر دو نفر گفته نمى‏شود ، و چگونه ممكن است نسائنا كه معنى جمع دارد تنها بر بانوى اسلام فاطمه (س) اطلاق گردد ؟ و اگر منظور از انفسنا تنها على (ع) است چرا به صيغه جمع آمده؟!

پاسخ : اولاً – همانطور كه آمد، اجماع علماى اسلام و احاديث فراوانى كه در بسيارى از منابع معروف و معتبر سنى و شيعه در زمينه ورود اين آيه در مورد اهل بيت (عليهم‏السلام) به ما رسيده است و در آنها تصريح شده پيغمبر (ص) غير از على (ع) و فاطمه (س) و حسن و حسين (ع) كسى را به مباهله نياورد ، قرينه آشكارى براى تفسير آيه خواهد بود ، زيرا مى‏دانيم از جمله قرائنى كه آيات قرآن را تفسير مى‏كند روايات و شان نزول قطعي است .

بنابر اين ، ايراد مزبور تنها متوجه شيعه نمى‏شود ، بلكه دانشمندان اهل سنت هم بايد جوابگو باشند.

ثانياً - اطلاق صيغه جمع بر مفرد يا بر تثنيه تازگى ندارد ، و در قرآن و غير قرآن از ادبيات عرب، و حتى غير عرب اين معنى بسيار است .

توضيح : بسيار مى‏شود كه به هنگام بيان يك قانون ، يا تنظيم يك عهدنامه ، حكم به صورت كلى و به صيغه جمع آورده مى‏شود ، يك مثال عادّي مثلا در عقد اجاره اي ، صاحب خانه شرط ميكند كه در اين خانه فقط مستأجر به همراه همسر و فرزندانش(جمع) زندگي نمايد در حاليكه ممكن است مستأجر در حال حاضر اصلا فرزندي نداشته باشد يا تنها يك يا دو فرزند داشته باشد ، اين موضوع هيچگونه منافاتى با تنظيم قانون يا اجاره يا … به صورت جمع ندارد .

به عبارت ديگر حضرت رسول(ص) موظف بود طبق قراردادى كه با نصاراى نجران بست، همه فرزندان و زنان خاص خاندانش و تمام كسانى را كه به منزله جان او بودند، همراه خود به مباهله ببرد ، ولى اينها مصداقى جز دو فرزند و يك زن و يك مرد نداشت .

اضافه بر اين در آيات قرآن موارد متعددى داريم كه عبارت به صورت صيغه جمع آمده اما مصداق آن منحصر به يك فرد بوده است : مثلا در همين سوره (آل عمران) آيه 173 آمده :

« الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ … »

كسانى كه مردم به آنها گفتند دشمنان (براى حمله به شما) اجتماع كرده‏اند از آنها بترسيد .

در اين آيه منظور از الناس (مردم) طبق تصريح جمعى از مفسران فقط {نعيم بن مسعود} است كه از ابو سفيان اموالى گرفته بود تا مسلمانان را از قدرت مشركان بترساند !

همچنين در آيه 181 آمده :

« لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء … »

خداوند گفتار كسانى را كه مى‏گفتند : خدا فقير است و ما بى‏نيازيم (و لذا از ما مطالبه زكات كرده است) شنيد .

كه منظور از الذين در آيه به تصريح جمعى از مفسران فقط {حى بن اخطب يا فنحاص} است .

و البته گاهى اطلاق كلمه جمع بر مفرد به عنوان بزرگداشت نيز ديده مى‏شود ، همان طور كه در باره حضرت ابراهيم (ع) در آيه 120 سوره نحل آمده :

« اِنَّ اِبْراهِيمَ كانَ اُمَّةً قانِتاً لله … » { ابراهيم (ع) امّتى بود خاضع ، در پيشگاه خدا }

كه در اينجا كلمه اُمّت ، كه اسم جمع است بر يك نفر ، اطلاق شده است .

آري در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها، گروه مباهله كننده پنج نفر بيشتر نبودند.

پنج نفري كه هر كدام يك ملت بودند …
خمسی
#3 ارسال شده : 1395/07/05 06:12:08 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال

سوال:درس واقعه مباهله در زمان ما چیست؟
مغربي
#4 ارسال شده : 1395/07/05 06:13:48 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال

سلام
جواب خیلی اجمالی
علامه طباطبائی می نویسد: مباهله قانون عامی است و ما اکنون نیز حاضریم مباهله کنیم و مسلمانان می ند با شرایطی مباهل نمایند تا حقانیت اسلام را اثبات نمایند
farhang Offline
#5 ارسال شده : 1395/07/05 06:15:34 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 372
مرد
Iran (Islamic Republic Of)

6 تشکر دریافتی در 6 ارسال

سلام و تشکر از سوال خوب شما

یکی از پیام های اصلی قران و انبیا،دعوت انسانها به حقیقت پذیری و عدم مخالفت با حقیقت بخاطر منافع و مصالح دنیوی،قبیله ای ، آداب و رسوم ،غرور، لجاجت و ....است.

مباهله،منحصر در عصر نزول و منحصر به اسلام و مسیحیت نیست.
درس این داستان و این آیه،برای همه انسانهاست که :

۱-هر گاه به مطلب حقی برخوردید یا حقیقت بر شما آشکار شد(من بعد ما جایک من العلم)،تسلیم آن شوید و بر نظر قبلی خود،لجاجت نکنید

۲-در اتخاذ عقاید خود،تحقیق کنید تا از حقانیت آن بگونه ای مطمین شوید که هراسی از حضور در مباهله نداشته باشید

۳-پیش نیاز مباهله،گفتگو و محاجه و دلیل آوردن و اقناع و جدال احسن است.پس از طی این مرحله و اصرار غیر موجه مخاطب بر نظر خود،نوبت مباهله میرسد(فمن حاجک فیه من بعد ماماجایک من العلم)

۴-در مباهله،لعنت خدا شامل انکار کنندگان حقیقت میشود نه آنهایی که هنوز به حقیقت نرسیده اند یا عقیده خود را حق می دانند. (فنجعل لعنت الله علی الکاذبین)

۵-شکل مباهله میتواند در اعصار و امصار مختلف ،عوض شود.

امروز با گسترش رسانه ها ،مناظره های غیر مغرضانه شفاهی و مکتوبی که در عرصه های مختلف فکری وعقیدتی انجام میشود،
می تواند صحنه مباهله بین صاحب دو اندیشه و خوانندگان و بینندگان آن مناظره باشد.
سید کاظم فرهنگ
خمسی
#6 ارسال شده : 1395/07/07 01:36:55 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
ممنونم از پاسختون.ولی در مورد جایگزینی مناظره با مباهله !قدری تامل برانگیز بود.آنچه در مباهله پیامبر قابل توجه است شرکت عزیزترین افرادخاندانش در امرمباهله برای لعنت ونفرین است ودر مناظره چنین شکلی هرگز دیده نمی شود.اگر شکل ومحتوای مباهله را تغییر دادیم دیگر جایگزینی معنا نمی یابد .
سید کاظم فرهنگ
#7 ارسال شده : 1395/07/07 01:39:09 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
مباهله،صحنه مصاف باورمندان دو دیدگاه است که مدعی حق بودن آن هستند.روح آن،یک چیز است اما شکل آن ،می تواند تغییر کند.

همراهان پیامبر در مباهله بعنوان صدیق ترین طرفداران و معتقدان به اظهارات پیامبر اسلام ،او را همراهی کردند نه بخاطر نسبتهای نسبی و سببی.

خمسی
#8 ارسال شده : 1395/07/07 01:40:56 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
درسته ولی مباهله آخرین صحنه مصاف آن هم باتضرع و لعن است در جایی که مناظره بی فایده بوده .
مگر در زمان پیامبر مناظره نبود؟ولی در این واقعه مباهله انجام شد.
اگر تاریخ مباهله سال دهم هجرت باشد حسنین (ع)شش وهفت ساله بوده اند پس به عنوان عزیزترین افراد مطرح می شوند نه معتقدان به اظهارات پیامبر کما اینکه در خود آیه هم لفظ اَبناءنا وانفسنا تصریح شده است‌.

فرهنگ
#9 ارسال شده : 1395/07/07 01:44:42 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
تشكر از شما

در ادامه بحث نكات زير قابل ذكر است:

1-مباهله ،مصاف دو ديدگاه يا دو ادعاست.و صرفا با حضور دو نفر طرف ادعا ،شكل ميگيرد.اما ميتواند طرفداران و معتقدان به دو ديدگاه هم حضور داشته باشند.
لذا شر ط مباهله،حضور زن و فرزندان نيست.بلكه ان مباهله خاص،شكلي خاص و يا ابتكاري از جانب خدا ورسول بوده تا تاثير مباهله را بيشتر كند.
در اين خصوص روايات تاريخي از مناظره ومباهله هاي بعدي هم مويد همين امر است كه كه معمولا دو نفره بوده.

الميزان در اين خصوص نوشته است"هر چند كه در خصوص آيه به معناى چيزى نظير #محاجه بين شخص رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) و بين بزرگان نصارا است، ولى تعميم دادن دعوت به فرزندان و زنان براى اين بوده كه اين احتجاج اطمينان آورتر باشد"👉

2-در معناي لغت،الميزان معتقد است كه"مصدر (ابتهال ) كه باب افتعال است از ثلاثى (با -ها - لام ) گرفته شده و مصدر (بهل ) به فتحه اول و هم به ضمه آن به معناى #لعنت است،اين اصل معناى كلمه است👉 ولى بعدها در مطلق دعا و درخواست زياد شد، البته دعائى كه با اصرار و #سماجت صورت بگيرد."
لذا معناي تضرع را ذكر نكرده و با متن ايه و سياق داستان نيز منطبق نيست.

3-حضور نزديكان و اهل بيت پيامبر قطعا از باب همراهي و همرايي آنها در ادعاي پيامبر است. وگر نه اگر كسي معتقد به ديدگاه يكي از طرفين مباهله نباشد،حضورش به چه معناست؟چرا بايد زندگي خود را به صحنه ريسك مباهله بياورد؟

4-هرچند اين فراز از ايات ،به نظر من همراه ايات قبل و بعدش در سوره ال عمران نازل شده(حداكثر سال 5 هجري)اما با توجه به اعتقاد شيعيان در خصوصيات امامان (كه صغر سن انها ،مانع علم و فضايل انها نميشود)نكته اشاره شده در خصوص سن حسنين،قابل رفع است.

5-البته الميزان ،نقش بالاتري از طرفدار و معتقد و مومن به اظهارات پيامبر براي اهل بيت حاضر در صحنه مباهله قايل است و انها را شريك پيامبر در ادعاي خود ميداند:

"همه حاضران در مباهله، شريك در ادعا هستند، چون كذب همواره در ادعا است، پس هركس كه با رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) بوده، يعنى على و فاطمه و حسنين (عليهم السلام ) در دعوى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) و در دعوتش شريك بودند و اين از بالاترين مناقبى است كه خداى تعالى اهل بيت پيامبرش (عليهم السلام ) را به آن اختصاص داده.

آوردن رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) حضرات نامبرده را با خود عنوان آوردن نمونه اى از مؤ منين را نداشته، چون مؤ منين بدان جهت كه مؤ من بودند سهمى و نصيبى از اين محاجه و مباهله نداشتند تا در معرض لعنت و عذاب (البته اگر دروغگو باشند) قرار بگيرند،

پس رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) آن چند نفر را كه با خود آورد، از جهت صرف داشتن ايمان نبود 👈بلكه از اين جهت بود كه آن جناب يك طرف محاجه و ادعاى دو طرفه بود و بايد خودش را در معرض بلاى احتمالى (در صورت دروغگو بودن ) قرار بدهد. و اگر دعوى آنطور كه قائم به شخص آن جناب بود به همراهانش قائم نبود، هيچ وجهى براى شركت دادن آنان به نظر نمى رسيد،
اگر به فرض محال در دعويش ‍ دروغگو و مستحق عذاب باشد، زن و بچه و دامادش چه گناهى دارند،👌 پس اگر نامبردگان را شركت داد از اين جهت بوده كه دعويش ‍ قائم به خودش و به همين چند نفر يعنى دو فرزند و يك زن و يك مرد بوده، نه اينكه اين چند نفر نمونه اى از همه پيروان مومنش ‍ باشند."
خمسی
#10 ارسال شده : 1395/07/07 01:47:07 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
درود.ممنون از پیگیری بحث
۱_چون قصد سوال من طرح کاربرد آیات قرآن درزمان حاضر بود پس نوع مباهله ای که پیامبر انجام داد مدنظر است‌
۲_معنایی که برای مباهله ارائه شد ازکتب لغت معتبر بود ولی باتوجه به معانی متعدد برای هرکلمه قدر اشتراک رو که لعن هست مبنا قرار میدهیم .پس بازهم معنای مناظره نخواهد داد.
۳_با توجه به معنای مباهله وآخرین صحنه مصاف بودن آن حضور خانواده پیامبر درجهت اثبات حقانیت مقصودش بود و این خیلی بدیهی است که انسان در این مقام از عزیزترین افرادش مایه می گذارد نه از هم کیشانش .چون مناظره نبود !
۳_اغلب مفسرین براین باورند که آیات سوره مباهله سال ها قبل از واقعه مباهله حتی سال چهارم هجری نازل شده وعمل پیامبر با تاسی به آیات قبلی بوده.ولی تاریخ مباهله سال دهم هجری بوده.وحسنین خردسال در آن زمان هنوز مقام امامت نداشتند تا با ائمه خردسال مقایسه شوند.
۴_با تمام احترام برای تفسیر المیزان خود علامه معتقد بود تفسیر باید چهار سال یکبار بازنگری گردد.
۵_آیات قرآن در زمینه مباهله خود گویای تاکید بر حضور خاندان است:نساء نا وابناءنا وانفسنا.....نه شریک ادعا
۶_کسی که درمباهله شرکت می کند به حقانیت خود باور دارد پس هرگز صدق لعن بر خاندان را باورندارد.وبه همین خاطر عزیزانش را به صفحه مصاف می آورد.

فرهنگ
#11 ارسال شده : 1395/07/07 01:51:50 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال


۱_"چون قصد سوال من طرح کاربرد آیات قرآن درزمان حاضر بود پس نوع مباهله ای که پیامبر انجام داد مدنظر است"
مطالب من ناظر به اصل مباهله بود و همان طور كه بيان شد،اين كار پيامبر ،شكلي خاص و درواقع ابتكار و تاكتيكي از جانب خدا ورسول براي نحوه برگزاري اين مباهله بوده است.
ما موظف به تبعيت از اين شكل و روش در همه موارد نيستيم.اگر در حال حاضر كسي ان قدر به حقانيت حرف خود مطمئن است،كه جرات بردن خانوده اش را دارد و در بردن آنها هم تاثيري ميبيند،اين كار را ميكند
و در غير اين صورت،اگر خواست مباهله كند،دو نفري ميروند چنانكه در روايت نجاشي از مباهله قاضي عبدالجبار امده بود.

2-"پس بازهم مباهله به معنای مناظره نخواهد داد."
من هم موافقم و چنين چيزي نگفتم كه مناظره يعني مباهله .بلكه نظرم اين بود كه امروزه مناظره ها و تبادل ارا وعقايد در رسانه ها با شرايطي ميتواند به مباهله تبديل شوند(آن هم كليت مباهله و نه مباهله خاص پيامبر)از جمله شرايط اين تبديل هم طي مراحل اوليه احتجاج و توافق و نيت انها بر مباهله در اخرين مناظره است .

3-"اغلب مفسرین براین باورند که آیات سوره مباهله سال ها قبل از واقعه مباهله حتی سال چهارم هجری نازل شده وعمل پیامبر با تاسی به آیات قبلی بوده.ولی تاریخ مباهله سال دهم هجری بوده"

من اين مطلب را نديدم .بلكه روايات نقل شده در تفاسير از همزماني واقعه و نزول ايات خبر ميدهند
"در تفسير قمى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: نصاراى نجران وقتى براى شرفيابى حضور رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) حركت مى كردند،

سه نفر از بزرگانشان به نام اهتم و عاقب و سيد با آنان همراهى نمودند، به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) نزديك شده،......
در اينجا به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) وحى شد كه به ايشان بگو: شما درباره آدم چه مى گوئيد؟ آيا بنده اى مخلوق بود، مى خورد و مى نوشيد ...."

4و5-نياز به بازنگري تفاسير كه درست است.اما كدام قسمت از نظرات الميزان در اين موضوع را كه ارسال كردم،قابل قبول نمي دانيد و پيشنهاد جايگزين تان چيست؟ايا منظورتون تنها همان بند 5 است؟(شريك ادعا)من هم خيلي موافق با اين نظر الميزان نيستم اما دلايل علامه در اثبات اين موضوع،خواندني و قابل تامل است .

6-"کسی که درمباهله شرکت می کند به حقانیت خود باور دارد "
با اين جمله موافق نيستم.
يك طرف به حقانيت ادعاي خود معتقد است اما طرف ديگر ،حقيقت را عليرغم انكه فهميده،نميپذيرد و اقرار نميكند.
همان طور كه اشاره شد لعنت خدا در مباهله ،متوجه كاذبين و انكاركنندگان حقيقت است.نه كساني كه در وجدان خود هم ،عقيده خود را حق ميدانند هرچند كه خلاف واقع باشد

بنابراين جمله درست، ميتواند جمله زيرباشد:
كسي كه به مباهله #دعوت ميكند،به حقانيت خود باور دارد.

با احترام


گنجه ای
#12 ارسال شده : 1395/07/07 01:53:54 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
انسانِ محق ، وقتی که در تنگنای مشابهی قرار گرفت ، این نیز راهی است برای خروج از تنگنا
زیرا آنحضرت اسوه است

مؤذن
#13 ارسال شده : 1395/07/07 01:58:35 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
از روایاتى که در منابع اسلامى نقل شده نیز عمومیت این حکم استفاده مى‏شود: مرحوم کلینی،در کافی حدیثى از امام صادق (ع) نقل کرده که به یکی از اصحاب خویش فرمود:



" اگر مخالفان سخنان حقت را نپذیرفتند آنها را به مباهله دعوت کن " [الکافی، ج 2، ص 513.] .


از این رو می توان معتقد بود که هر کس با حفظ شرایطی که بیان شد برای اثبات حقانیت خویش در مقابل دشمنان ایمانش بتواند مباهله کند.

بیان نکته ای خالی از لطف نیست و آن این که اگرچه در قرآن مجید موضوع مباهله پیغمبر اسلام با نصاراى نجران بیان شده است، اما در اختلاف میان شوهر و زن در خصوص اتهام زن از طرف شوهر نسبت به ارتکاب امر خلاف عفت با مرد بیگانه که به آن ملاعنه گفته می شود در حقیقت یک نوع مباهله است که با شرائطى در حضور حاکم شرع جامع الشرائط صورت می گیرد، اصول کافى-ترجمه کمره‏اى، ج ‏6، ص 630
.

مؤذن
#14 ارسال شده : 1395/07/07 02:01:50 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 287

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
مباهله از ریشه "بهل" و بر وزن "مُفاعِلَة" است. این کلمه از نظر لغت سه معنا دارد:

1- رها نمودن و به خود وا گذاشتن؛

2- دعایى که همراه با تضرع و اصرار باشد؛

3- کم بودن آب.

اما معناى اصطلاحى آن:

زمانى که دو یا چند نفر بر سر مسئله‌اى اختلاف نظر داشته باشند و هیچ کدام حاضر نباشند نظریه طرف مقابل را بپذیرند، در یک جا جمع مى‌شوند و به درگاه خداوند تضرع مى‌کنند و از خداوند مى‌خواهند که آن کس را که بر باطل است رسوا نموده و مورد لعن و مجازات خویش قرار دهد.


با توجه به معناى اصطلاحى مباهله، ماده اصلى مباهله هم مى تواند «بهل» به معناى "رها نمودن و به خود واگذاشتن باشد" و هم «بهل» به معناى ابتهال یعنی "دعاى همراه با اصرار و تضرع"؛ زیرا در مباهله هر یک از طرفین براى طرف مقابل خویش درخواست لعن مى کند و لعنت خدا چیزى غیر از به خود وا گذاشتن و محرومیت از رحمت خدا نیست.درملاعنه هم کار به حدا واگذار می شود... در فرهنگ معین هم نوشته مباهله :بر یکدیگر لعنت کردن ......البته من براساس روایات نوعی قسم خاص بلدم که متعارف نیست و کسیکه به دروغ چنان گوید نابود می شود که از لعن سریع الاثرتر است.

از این جهت، مباهله با معناى اول سازگار است و از آن جهت که مباهله دعایى معمولى نیست، بلکه همراه باتضرع و اصرار است، با معنى دوم هماهنگ است
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2016, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.813 ثانیه ایجاد شد.