آپارات اينستاگرام لينكداين
logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:76811)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:59922)    مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:57560)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:57460)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: تدبر و تفسير سوره كوثر:ای پیامبر علیرغم ارزوی کینه ورزان مبنی بر ابترماندن رسالتت،به تو کوثر داديم    تفسير و تدبر سوره شعرا:ای پیامبر این قران که از جانب رب العالمین برتو نازل شده،نشانه هایی روشن است.    ريا در قرآن:نكوهش ريا و تظاهر    اصحاب اعراف چه كساني هستند؟آيا اولياي خدا يند يا كساني كه نه بهشتي اند نه جهنمي؟       آخرین رویداد تالار: تالار گفتگوهاي قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌پويان جزو برگزيدگان يازدهمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال      

توجه

Icon
Error

rahim Offline
#1 ارسال شده : 1396/06/12 09:20:57 ق.ظ
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 133

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
حج در ايات قرآن از نگاه مهندس مهدي بازرگان

برگرفته از سخنراني وي در عيد قربان ۱۳۳۸

قسمت اول:

«…وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَيْهِ سَبيلاً
وَ مَنْ كَفَرَ فَاِنَّ الله غَنِي عَنِ الْعالَمينَ.» (۱)

اين عيد را عيد الكبير مي‏گويند و اجتماع حج بزرگ‌ترين تظاهر دسته جمعي مردم است. نه تنها در اسلام و بري مسلمين ، بلكه در دنيا و بري انسان‌ها.

✅كنجكاوي

يقيناً بدتان نمي‏آيد بدانيد كه اين مراسم و قرباني چه معني دارد، منشأ تاريخي و اجتماعي آن چيست، چگونه برقرار شده است، چه منظوري در كار بوده است و حالا چه فايده‏ي دارد… 🤔و اگر دورانديش باشيد، نقش آن در آينده چه خواهد بود و چه آثاري مي‏تواند داشته ‏باشد؟…

شايد كنجكاويتان از اين جهت بيشتر تحريك شده‌ ‏باشد كه آنچه راجع به مناسك و اعمال حج شنيده‏ايد به نظرتان، عجيب و بدوي بيايد و غير قابل هضم باشد. مانند سر تراشيدن، لنگ‏بستن، دور يك چهار ديواري گرديدن، لِيلِي دويدن، ريگ به شيطان پراندن،

چنين استفهام و تعجب بري بسياري از اشخاص پيش ميآيد.از سي چهل سال قبل به اين طرف عناويني مانند اجتماع ساليانه مسلمين، كنگره بزرگ اسلامي يانمونه صحري محشر و غيره در زبان‌ها و قلم‌ها وارد شده‏است.
بنده شخصاً، خيلي متقاعد و مطمئن از اين نوع توجيهات و فلسفه‌بافي‌ها نميشدم و به دلم نميچسبيد. آثار زنده و عملي كه بر اجتماعات ملي و بين‏المللي مترتب ميشود و تشكيلات و ترتيبات و نتايجي را كه از يك كنگره انتظار ميرود در مراسم حج نه ميديدم و نه ميشنيدم. درست است كه فوج فوج، از اقصي بلاد اسلام، عرب و فارس و ترك و سياه و سرخ در ذيحجه هر سال آهنگ كعبه را ميكنند و در هم ميشوند اما بيگانه و بي خبر از يكديگر به آنجا ميروند و بيگانه و بيخبر برميگردند (يابرميگشتند) بدون آنكه حتي يك سلام عليك ساده ما بين يك حاجي جوشقاني ايراني با يك كاكاسياه زنگباري يا عرب حجازي ردو بدل شود.

ميپرسيدم ‏آيا از زمان و زبان حضرت‏ پيغمبر و ائمه اطهار سراغ داريم كه آنها استفاده كنگره‏ي و ايجاد تشكيلات ‏و تبليغات بين‏الامم‏اسلامي از اين‏ مراسم نموده ‏باشند؟ …

👈در هشت نه سال قبل استطاعت سفر فراهم و افتخار زيارت نصيبم شد. البته در آن تلاقي و تجمع عظيم و در آن محيط تقارب و تقريب ملل مختلف مسلمان امكان آشنائي و تفاهم افراد و تبادل اطلاعات و نظريات وجود داشت و در ميان زائرين غير ايراني عرب زبان فيالجمله جلسات و حضور در سخنرانيها انجام ميگرفت. اما از آنچه بتوان نامش را كنگره اسلامي يا تجمع و توحيد بين امت‌هي مسلمان گذاشت، خيلي دور بود(۲).

آنچه كه بيشتر براي بنده مشهود و محسوس شد و در مراجعت به ايران براي دوستان ارمغان آوردم و تشريح نمودم اين بود كه

✅ فريضه حج در مجموعه خود يك وسيله واقعاً ممتاز و مؤثر بري احياءِ و تذكار سنت حضرت ابراهيم در جهت خداپرستي و اصلاح قلوب است.
حضرت ابراهيمي كه پدر پيغمبران مورد پيروي اكثريت مردم روي زمين و پايه ‏گذار مذاهب‌ توحيدي امروزي است و قرآن به طرز بي نظيري او را شناسانده و تجليل كرده و اسلام را به او نسبت داده‏است.
البته همين هم چيز كمي نيست. با فرض وجود خدا و اعتقاد به او بسيار كار بزرگي است!

هم فال و هم تماشا

حالا بدون ‏آنكه منكر جنبه ‏هاي ‏فوق باشم نظر وسيع‌تر و عالي‌تري در حج ‏ميبينم.

ضمن انجام مأموريت تفسير شب‌هاي ماه رمضان و با ورق زدن‌هاي قرآن به منظور مقاله و مطالعه آياتي كه در حول مطلب معين و محور واحدي هستند، به اين نكته برخوردم كه در اين دعوت عمومي ساليانه، به خانه‏اي كه معروف به خانه خداست 👈يك قصد عالي و زمينه‏سازي جهاني بري برقراري صلح عمومي و ايجاد ملت و دولت واحد بشري وجود دارد. دعوت و مأموريتي كه ميتوان به تعبيري آن را هدف نهايي و منتهي اليه دنيائي رسالت الهي پيغمبر اسلام و مسلمين دانست.

البته غرض توحيدي و نقشه ترويج و تحكيم آيين خداپرستي به جي خود محفوظ است ولي در مكه‏برخلاف آنچه ممكن است تصور رفته‏باشد هم فال است و هم تماشا. هم ياد خدا و نام خداست و هم منافع و مزايا براي دنيا و من فيها :
«لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ‏وَيَذْكُرُوا اسْمَ الله في اَيَّامٍ مَعْلوُماتٍ…» (۳)

منافعي كه ممكن است فوري و مشهود باشد (مثلاً استفاده از گوشت قرباني و آشناييها و معاملات سفر مكه كه بعضي گفته‏اند و وجهه جزئي و كوچك قضيه ميباشد) يا منافع و مزايايي كه با مدت و اجل لازم به دست آيد:
«لَكُمْ فيها مَنافِعُ اِلي اَجَلٍ مُسَمًّي ثُمَّ مَحِلُّها اِلَي الْبَيْتِ الْعَتيقِ.» (۴)

عجيب است كه در آيات مربوط به مناسك حج صحبت از #خوردن و خوراندن گوشت و ارتزاق مادي پابه پي ذكر و تكبير خدا و تعظيم شعائر و طواف و تقوي به ميان آمده است(۵).
👈شايد تنها جائي از احكام عبادي كه عليرغم ظاهر خشك و روحاني آن توجه و تمني خير دنيا و آخرت توأماً باشد همين مورد حج است:👌
«وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا اتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الاخِرَةِ حَسَنَةً…» (۶)

👈اصولاً اصرار عجيبي قرآن دارد (باز هم بر خلاف تصور و تسميه‏هي خودمان) كه كعبه و فريضه حج را براي مردم و به خاطر مردم معرفي نمايد و بر خانه‏ي را كه در مكالمات ابراهيم و خدا با صفت بيتك و بيتي رد و بدل ميشده است از همان ابتدا و بري هميشه پلاك مالكيت به نام مردم بزند:


«اِنَّ اَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًي لِلْعالمينَ.» (۷)
«وَ اِذْجَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ اَمْنًا…» (۸)

موضوع سخنراني و تصديع امروز بنده نيز جنبه خودمان يتر و نزديك‌تر يعني منافع و انتظارات دنيائي حج است.
ملاحظه خواهيد فرمود كه مأموريت و منظور معروض را ساير اديان و مذاهب توحيدي نداشته‏ اند و نميتوانند انجام دهند. علاوه بر آن فكر ميكنم كه ساير مكاتب (فلسفي، اجتماعي، سياسي و غيره) قادر به ايفي چنين نقش و توفيق در چنين برنامه ا‏ي نباشند.


ادامه دارد
نقل از وب سايت بنياد مهندس مهدي بازرگان

حج بازرگان قرآن قرباني كعبه مكه
rahim Offline
#2 ارسال شده : 1396/06/12 09:44:36 ق.ظ
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 133

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
قسمت دوم

مردم
اينك در خطاب «يَا اَيُّهَا النَّاس» و عنوان بيان «لِلنَّاس» توجه خود را روي كلمه «نَاس» يا «مردم» متمركز مينماييم.

اين نوع توجه و طرز تكلم از امتيازات خاص قرآن است.

اگر تورات را خوانده يا مروري در آن كرده‏ باشيد حتماً ديده ‏ايد كه غالب باب‌ها و بسياري از آيات اسفار تورات چنين شروع ميشود:

«و خداوند موسي(ع) را خطاب كرده گفت قوم خود بنياسرائيل را خطاب كرده بگو…»
در انجيل نيز طرف صحبت و خطاب يا قوم بنياسرائيل و دسته‏هائي از بني اسرائيل ميباشد (همان طوري كه در قرآن هم در باره حضرت عيسي(ع) آمده است «وَ رَسُولاَ اِلي بَنياِسْرَائيلَ…» (۲۸) و يا حاضرين در مجلس موعظه و صحبت، اعم از عبري و رومي و سرياني و غيره كه حضرت عيسي(ع) در سير و سلوك خود در شهرها و بيابان‌ها با آنها مواجه ميشده.

اما در قرآن سطح خطاب خيلي بالا است و مشمولين دعوت و رسالت كاملا عام و كلي ميباشد. علاوه بر بني آدم و عالمين و انسان، خيلي به كلمه ناس، يعني مردم معمولي و افراد طبقات عادي و جامعه بشريت علي الاطلاق، برميخوريم. عنايت آشكار به انسانيت و به كليه ملل و اقوام شده است.

كلمه ناس در آيات بسياري از سوره‏ها و شايد در تمام سال‌ها بكار رفته ‏است (جمعًا در ۲۲۶ آيه در تمام قرآن) ولي وفور يا تعداد نسبي استعمال آن در سوره‏هي نازل شده در سنوات مختلف فرق دارد.

در سوره حج در ۱۵ مرتبه كه نام ناس برده ميشود ۴ مرتبه آن خطاب مستقيم «يَا اَيُّهَا النَّاسُ…» است، يك مرتبه دستور «وَ اَذِّنْ في النَّاسِ…» (۳۰) و يك مرتبه دستور «وَ تَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي النَّاسِ…» است.
يعني جمعاً ۶ مرتبه. اشارهِ «وَ مِنَ النَّاسِ…» (۳۲) كه جنبه مردم‏شناسي دارد و شبيه به سوره عنكبوت و سوره ‏هاي قبل از هجرت است نيز ۴ بار ميآيد

اتحاد مثلث
هر جا كه در قرآن صحبت كعبه و ابراهيم در ميان ميآيد مترادفاً و غالباً ذكري هم از ناس ميشود. يك اتحاد مثلث و ارتباط صميمانه ما بين مردم،خانه كعبه (يا حج) و حضرت ابراهيم(ع) برقرار است. چند مورد را ذيلا نمونه ميآوريم.


خود سوره حج كه بيش از هر سوره قرآن خطاب به مردم و نام مردم را دارد.

سوره ابراهيم كه با «كِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَي النُّورِ…» (۳۴) شروع ميشود و آيات ۳۵ تا ۳۷ آن چنين است:

«وَ اِذْ قالَ اِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَ اجْنُبْني وَ بَنِي اَنْ نُعْبُدَ الاَصْنَامَ.
رَبِّ اِنَهُنَّ اَضْلَلْنَ كَثيرًا مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَاِنَّهُ مِنّي وَ مَن عَصَانِي فَاِنَّكَ غَفُورٌ رحيمٌ.

رَبَّنَا اِنِّي اَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوَادٍ غَيرِذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ المُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقيمُوا الصَّلوةَ فَاجْعَلْ اَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهوِي اِلَيْهِمْ وَاَرْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ.» (۳۵)

و همين طور در آياتي از سوره‏هي آل عمران، بقره و مائده:

«قُلْ صَدَقَ اللهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ اِبْرهيمَ حَنيفًا وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ.

اِنَّ اَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًي لِلْعالَمينَ.

فيهِ اياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ اِبْرهيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ امِنًا وَلِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَيْهِ سَبيلاً…» (۳۶)

«وَ اِذِ ابْتَلي اِبْرهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اِمامًا قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لايَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ.
وَ اِذْجَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَاَمْنًا…» (۳۷)

«جَعَلَ الله اَلكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِيامًا لِلنَّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ…» (۳۸)

ملاحظه ميكنيد كه ابراهيم دلسوز مردم است، خداوند او را پيشوي مردم قرار ميدهد، خانه كعبه براي مردم ساخته ميشود، ابراهيم تمايل دل‌هي مردم را طلب ميكند و سفر به خانه، دِين مردم در برابر خدا ميشود.

در سر گذشت و در توصيف و تجليل هيچ يك از پيغمبران اين چنين عنايت مطلق و كلي به مردم و انسان‌ها نشده‏ است. برخلاف موسي(ع) كه مأموريت نجات و خلاصي قوم‏خود را از دست ‏فرعون ‏داشت و هدايت ‏و تعليماتش متوجه بني اسرائيل بود و برخلاف بسياري از پيغمبران مانند لوط و صالح و يونس و غيره كه دعوت و رهبري محلي و قومي داشتند، ميبينيم ابراهيم(ع) پيغمبر «بيوطن» كامل و خالي از هر گونه رنگ نژادي و كشوري بوده تَركِ پدر و قوم و ديار مينمايد و ميگويد :
«…اِنّي ذاهِبٌ اِلي رَبّي سَيَهْدينِ.» (۳۹)

قسمتي از خانواده‏ اش را در جائي سكني ميدهد كه نه مزرعه و محصول دارد و نه مالك و ساكن، مع‏ذلك بري فرزندش و خانه و شهري كه ساخته ميشود انواع ثمرات و عواطف را ميخواهد.
ابراهيم(ع) از مردم شهر خود رو به خدا ميآورد. خدا هم ابراهيم را براي پيشوائي و هدايت به مردم جهان برميگرداند. خانه‏ اي را كه به نام و براي او ساخته‏ شده‏ است با امنيت و بركت و حرمت، قباله مردم مينمايد.

* * *
ابراهيم در موقع بناي خانه به درگاه خدا دعا ميكند:


«رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ اياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ…» (۴۰)

قرنها و قرنها ميگذرد و اين دعا در همان شهر، در همان امّت و ذريه ابراهيم از نسل اسمعيل و در ميان مردميترين مردم يا توده بيسواد، پيغمبري برانگيخته ميشود:

«هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الاُمِيّيّنَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ اياتِه وَ يُزَكّيهِمْ وَيُعَلِمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ اِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ.» (۴۱)

به پيغمبري كه از ميان عاميان مردم برانگيخته‏شده‏است دستور داده‏ميشود پيرو ملت و آيين ابراهيم يعني اسلام باشد و تكيه و توجهش روي مردم برود:

«قُلْ يَا اَيُّهَا النَّاسُ اِنّي رَسُولُ الله اِلَيْكُمْ جَميعًا…» (۴۲)




rahim Offline
#3 ارسال شده : 1396/06/12 09:51:56 ق.ظ
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 133

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
حج در آيات قران از نگاه مرحوم مهندس بازرگان

قسمت سوم

اختلافات عقيدتي و جنگ‌ها
تقرقه‏ ها و تعصب‌هي مذهبي از بزرگ‌ترين عوامل جدائي و جنگ شده‏ است.
اعم از جنگ‌هي خارجي و اغتشاشات داخلي مسلحانه يا فشارها و كشتارهائي كه تحت عناوين انكيزيسيون و غيره امنيت و آزادي را از صحنه ممالك اروپا در تمام قرون وسطي دور نموده‏ بود.
البته نبايد تصور كرد كه اينها مال گذشته‏است و جنگ مسيحي‌ها و ذلت يهود(۴۴) تمام شده‏ است. عمر كوتاه خود ما هنوز قتل و شكنجه شش ميليون يهودي را به فرمان هيتلر در يكي از متمدن‏ترين ملل مسيحي جهان به خاطر دارد. همچنين تصفيه عده ا‏ي از دكترهي يهودي به دستور استالين در شوروي. هيچ دليلي در دست نيست كه صحنه‏هي گذشته در آينده باز تكرار نشود.

در آسيا نيز اختلافات و تعصبات فرقه‏ي هندو و مسلمان چه فجايع هلاكت‏بارِ وحشيانه در آستانه استقلال هندوستان به بار آورد!
همچنين نبايد تصور كرد كه چون در سايه فرهنك و رشد علمي تعصب‌ها و علاقه‏هي مذهبي تخفيف يافته اختلافات مذهبي ديگر بياهميت و بياثر ميباشد.

اختلافات مذهبي هنوز هم در ريشه و مايه دسته ‏بندي‌ها و خصومت‌هي ملي و بين‏المللي جلوه‏ گر است. تازه اگر اختلاف مذهبي كم اثر شده‏ باشد اختلاف‌هاي عقيدتي در زمينه ‏هاي فلسفي و اجتماعي و سياسي وجود دارد و خيلي هم مؤثر و مهم است.

مسلم است كه همزيستي مسالمت آميز و صلح و امنيت مادام كه هم‏فكري و اشتراك منافع وجود نداشته ‏باشد حرف مفت است.
به همان دليل كه داعيان چنين افكار و صاحبان مكاتب سياسي با تمام نيرو در داخله كشورها و احزاب خود سعي مينمايند وحدت عقيده و مكتب ايجاد نمايند.

قرآن به اين نكته يعني اثر سوء اختلاف در كتاب و دين خدا و استنباط‌هاي غلط كه منتهي به مخالفت و دشمني ميشود عنايت و از آن امتناع داشته است، به پيغمبر آخر الزمان و به امت او كراراً و مؤكداً دستور ميدهد از اختلاف و انشقاق چه ما بين خود و چه با ساير مذاهب توحيدي، احتراز نمايند :

«وَ ما كانَ النَّاسُ اِلاّ اُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا…» (۴۶)

«… وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكينَ. مِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.» (۴۷)
«…اِنَّ الَّذينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ لَفي شِقاقٍ بَعيدٍ.» (۴۸)

«اِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ في شَيءٍ اِنَّما اَمْرُهُمْ اِلَي الله ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِماكانُوا يَفْعَلُونَ.» (۴۹)
نه تنها امر به خودداري و احتراز از اختلاف و تفرقه و انشقاق ميشود بلكه مأموريت مثبت داده و گفته ميشود كه بري برقراري دين واحد دعوت نما و استقامت ورزيده بين اهل كتاب اعتدال بر قرار ساز.

دور زدن اختلاف
اما اختلاف (اختلاف در استنتاجها و در اتخاذ رويه و منهاج‌ها) در بسياري موارد غير قابل احتراز است . واقعيتي است طبيعي و انساني. اصلا بعثت پيغمبر ما و ظهور دين اسلام مگر خود يك آهنگ تازه در اين كنسرت اديان و افكار نبود؟

اتفاقاً از اسلام بيش از ساير اديان فرقه و مذهب منشعب شده است! هر قدر يك دين عالي‌تر و دقيق‌تر و بر پايه عقل و استدلال باشد اشكال و اختلاف در درك و اجري آن بيشتر ميشود.
قرآن به اين معني توجه دارد و اصرار در مقابله كردن با آن نمينمايد و تحميل نظريات اختلافي و فرعي و اختصاصي را نميخواهد، به چيزِ ديگري اهميت ميدهد:


«وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ اُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفينَ.» (۵۰)

«… لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجًا. وَلَوْ شَاءَ الله لَجَعَلَكُم اُمَّةً واحِدَةً وَلكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فيمَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الخَيْراتِ اِلَي الله مَرْجَعُكُمْ جَميعًا فَيُنَبِئُكُمْ بِمَا كُنتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ.» (۵۱)

ملاحظه ميكنيد كه صريحاً گفته ميشود اختلاف هميشه هست و خلاف مشيت خدا (و بنابراين مصلحت) نيست، بري هر كدام از شما شريعت و طريقتي قرار داديم تا شما را با آنچه داده‏ايم آزمايش و تربيت نمائيم ، از اين بابت با هم منازعه و مجادله نداشته باشيد، در خيرات و خدمات از يكديگر جلو بزنيد بالاخره همگي پيش خدا برميگرديد و او اختلاف‌هايتان را حل خواهد كرد.

اصلا اختلاف در سليقه و در طريقه آنقدرها كه بدنام است نه بد است نه جرم. لازمه حيات و تكامل، تفصيل و تنوع است. افراد و اجتماعات مختلف، ناچار بر حسب شرايط مربوط و احتياجات و مقتضيات و امكانات، هر يك طرفي را ميگيرند و پيش ميروند.

به عنوان مثال ديگر خويشاوندي و خانواده را ميتوانيم در نظر بگيريم. آنچه برادرها و خواهرها و سپس عموزاده‏ها و عمه‏زاده‏ها را به هم پيوند ميدهد و در بسياري از مواقع ايجاد الفت و استفاده و استمداد و احياناً رفع اختلاف مينمايد جمع شدن در خانه پدر بزرگ و احساس يك اتصال و ريشه مشترك است.
قرآن راهي را كه اتخاذ كرده است پيش كشيدن ريشه واحد و تنه مشترك درخت كهن و پر شاخ و برگ امتهي موحد است.
ريشه يا مبدء واحد اهل كتاب خداست و تنه مشترك و پايه گذار اديان توحيدي امروزي يعني پدر پيغمبران آنها ابراهيم خليل است.
اين سياست و فكر، محور دعوت و مرجع جدال با اهل كتاب در سراسر قرآن ميشود:


«وَلا تُجَادِلُوا اَهْلَ الْكِتابِ اِلاّ بِالَّتي هِي اَحْسَنُ الاَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي اُنْزِلَ اِلَيْنا وَ اُنْزِلَ اِلَيْكُمْ وَ اِلهُنَا وَ اِلهُكُمْ واِحدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ.» (۵۲)

«وَ قَالُوا كُونُوا هُودًا اَوْ نَصَاري تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ اِبْراهيمَ حَنيفًا وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ.» (۵۳)

«قُلْ يا اَهْلِ الْكِتابِ تَعَالْوا اِلي كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ اَلاَّ نَعْبُدَ اِلاّ الله وَلانُشْرِكَ بِه شَيْئًا وَ لايَتَّخِذَ بَعضُنَا بَعْضًا اَرْبَابًا مِنْ دُونِ الله…» (۵۴)

«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله جَمِيعًَا وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَيْكُمْ اِذْ كُنْتُمْ اَعْدَاءً فَاَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكَمْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه اِخْوانًا….» (۵۵)

دقت مجدد روي آيات فوق ضرر ندارد:

آيه آخر منظور يا لااقل يكي از محصول‌هي تجمع و توسل به ريسمان الهي و عدم تفرق را الفت بين دل‌ها و احساس برادري در طريق امحاء دشمني بيان ميفرمايد. پس قصد و نقشه معلوم است چيست(۵۶).

آيه ما قبل آخر از كليه اهل كتاب كه داري پيغمبران و شريعت‌ها و طريقت‌هي مختلف‏اند و حاضر نيستند زير پرچم اسلام محمدي و قرآن عربي بروند دعوت مينمايد بياييد با هم بر سر كلمه مشتركي كه مورد قبول همگي ما ميباشد جمع شويم و آن ‏اينكه جز خدا كسي را نپرستيم، چيزي را با او در اطاعت و پرستش شريك نسازيم و خارج ‏از خدا خودهايمان‌ را ارباب ‏نگيريم. اسلام‏ به‏اين حداقل ‏ساده مشترك ‏راضي ‏است.

آيه ۱۳۵ سوره بقره كه مضمون آن در آيات ديگر نيز چند بار آمده است نظريه و اصرار اهل كتاب را منعكس ميسازد. هر كدام از آنها ميگويند به دين و دسته (ملت) ما بياييد تا راه سعادت و نجات بيابيد، قرآن ميگويد چه بهتر كه جزو ملّت و پيرو ابراهيم شويم، ابراهيمي كه دوستدار خدا بود و از شرك اجتناب ميورزيد.

بالاخره آيه اولي كه آن هم از ميان آيات مشابه مكرر نمونه آورده شده است طرز برخورد و شعار مسلمان‌ها را در بحث با اهل كتاب تعيين مينمايد و ميگويد؛ به هيچ وجه نبايد راه لجاج و تمسخر و تفاخر و تفرفه را در پيش گرفت بلكه بايد به نيكوترين و پسنديده‏ترين وجه به بحث با آنها پرداخته خود را از آنها وآنها را از خودمان بدانيم و پي ريشه مشترك يعني خدي واحد را پيش بكشيم(۵۷).
rahim Offline
#4 ارسال شده : 1396/06/12 10:15:26 ق.ظ
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 133

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
حج در آيات قرآن از منظر مهدي بازرگان

قسمت چهارم:

دستگيره براي ذهن‌ها و دل‌ها

اين اعتقاد به خدا، اعتصام به حبل او و باز گشت به بدنه يا تنه مشترك را چگونه ميتوان در نظرها و خاطرها بري هميشه و همه جا مجسم و تثبيت كرد؟

بري بشر درك خدي ناديده نامحسوس هميشه مشكل بوده‏ است و از ذهنش فراري است. اين يك امر روانشناسي و طبيعي بشر است كه دستگيره و دست آويزي پيدا كند تا توجه روحي و تمركز فكري او به كمك محسوسات و ماديات فراهم شود.

بت پرستي، مجسمه ‏سازي و سَمْبُل‏جويي از همين جا به وجود آمده است.

قرآن چون مخالف بت‏پرستي و شخص‏ پرستي است فقط شعارها و سنّت‌ها را نگاه ميدارد. از ميان آثار محسوس و مجسم كه هم خدا را به ياد بياورد و هم خاطره پيغمبرِ مشترك و پايه گذارِ اديان توحيدي را هميشه زنده و تازه نگاه دارد، دستور داده است خانه‏ اي را كه ابراهيم بري عموم مردم و در كمال سادگي به پا كرده است حفظ كنند و مراسم و مناسكي را كه ابراهيم انجام داد تكرار نمايند.


اين خانه نخستين و آزاد شده از كليه قيود مالكيت‌ها و خصوصيت‌ها و حاكميت‌هاي مركزي بري توجه حواس‌ها و نمازها، محور طواف‌ها و تبلور ذكر و عشق به خدا به سود آدم‌ها گرديد.

اعمال حج و مناسكي كه مقرر شده است هر كدام معرف و مظهر يكي از مراحل و صحنه‏ هايي است كه ابراهيم خليل دچار شده و پله پله از عهده بر آمده به مقام پيشوايي بشر رسيد :

قرباني در مني فداكاري عظيم آن پدر و پسر را در راه عشق و اطاعت خدا نشان ميدهد كه مبدّل به ذبح گوسفند گرديد ؛

دويدن بين دو كوه صفا و مروه به ياد سر گرداني و دوندگي آن مادر در به در شده از قوم و ديار و در جستجوي يك قطره آب بري طفل شيرخواري است كه از فرط گرمي و تشنگي مشرف به مرگ شده و بالاخره به جوشش آب زمزم منتهي ميشود؛

رمي جمرات را ميگويند حكايت از مواجهه مكرر شيطان با حضرت ابراهيم براي وسوسه و ممانعت او از قرباني كردن فرزند و سنگ انداختن ابراهيم به جانب او بري طرد كردن، مينمايد؛

وقوف در صحري عرفات و سحرخيزي در مشعرالحرام، به مصداق اسامي انتخاب شده ، رساننده معاني و منظورهاي مربوطه بوده معلوم است كه بر معرفت و استشعار زائر بايد اضافه شود و مضامين دعاهاي عالي مرتبه ا‏ي كه بري آن مواقف وارد شده است خود دلالت كافي به اين معاني دارد؛

طواف دور خانه عبارت از گرديدن از روي علاقه و جذبه است و متمركز ساختن افكار و اعمال خود به سوي خدا و براي خلق؛

دو ركعت نماز در مقام ابراهيم يعني پا در جاپاي او گذاشتن و جاپاي انبياي ديگر و خاتم انبياء و علي و ساير اوصياء و اين همه اصحاب و بزرگان و صلحا و خلق خدا از هزاران سال قبل تا حالا، كه در همان جا با خلوص و صفا رو به درگاه خدا نموده دعاها و زاري‌ها و توبه‏ها و عهدها كرده‏ اند!…

آيا همين اعمال ياد آورنده ‏ترين و زنده كننده ‏ترين حالات روحاني و عرفاني در شخص نميتواند باشد؟

براي مردم

مناسك و مراسمي كه گفته شد از جهت خدا و سير دادن بنده به سوي آفريننده‏ اش بود. اما قضيه در اينجا تمام نميشود. سفارشها و آداب و شرايط خاص ديگري بري حج وجود دارد كه هر كدام مبيّن معني و متوجه به منظوري است.

اولاً، بري محيط زماني و مكاني حج حريم امنيت و طهارت مقرر شده است .
ماه حج و ماه‌هي طرفين آن را كه بري رسيدن و برگشتن لازم است «شهر الحرام» گفته و دانسته‏ اند و خود خانه و اطرافش «بيت الحرام» و «مسجد الحرام» است. آيات قرآن در اين زمينه صراحت و تأكيد دارد:

«… وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ امِنًا …» (۵۸)

«وَ اِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ اَمْنًا وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ اِبْرَاهيمَ مُصَلًّي وَ عَهِدْنا اِلي اِبْرهيمَ وَ اِسْمعيلَ اَنْ طَهِّرابَيْتِي …» (۵۹)

تا آنجا كه ميفرمايد :
«…فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لاجِدَالَ فِي الْحَجِّ…» (۶۰)

در آن حريم كسي حق جدال و نزاع ندارد. حتي جانوران و حشرات نيز بايد مصون از صيد حاجيان و از كمترين آزار باشند(۶۱).

آيا امنيت از اين عموميتر و خلع سلاح (همان خلع سلاحي كه جامعه اتفاقِ ملل سه مرحله برايش قائل شده بود و سازمان ملل هم هنوز نتوانسته است و نخواهد توانست تأمين كند) كامل‏تر ميشود؟

به طوري كه ميدانيم اين حرمت و امنيت از مقوله تعارف و تكليف نيست. قبل از اسلام قبائل بيانضباط و بيرحم و بيمعرفت عرب نيز آن‌ را رعايت ميكردند و مدت سه ماه جنگ در سراسر عربستان تعطيل ميشد!

ثانياً، احرام بستن يعني ساده‏ترين پوشاك را به تن كردن و با پي تقريباً برهنه در زير آسمان خدا قسمت عمده حركات و اعمال را انجام دادن ، باز گشت به شكل اوليه و نهايت سادگي در خلقت و طبيعت و كنار زدن پيرايه ‏ها و عوارضي است كه بي جهت اين همه سبب افتراق و دوري طبقات خلائق از يكديگر ميشود.


ثالثاً، همشكلي و همرنگي يا همسطحي كه مخصوصًا در لباس اِحرام و در مواقف و مسالك حج به كار برده شده وضيع و شريف و عرب و عجم را به يك صورت و در يك صف و جماعت قرار داده‏اند، خود مطلبي است .

قبل از اسلام اشراف قريش و شيوخ و اعيان بري خود مواقف و معابر خاص قائل شده بودند. قرآن آن رسوم را لغو مينمايد و ميگويد :

«ثُمَّ اَفيضُوا مِنْ حَيْثُ اَفاضَ النَّاسُ …» (۶۲)

حج خانه كعبه بايد مصداق و مظهر مساوات بين مردم باشد . در برابر همين خانه است كه پيغمبر آيه پرطنين و لرزاننده منشور مساوات بشري را اعلام ميفرمايد :

«يا اَيُّهَا النَّاسُ اِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثي وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوبًا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَالله‏اَتْقكُمْ …» (۶۳)
و بري آنكه ترديد و تحريفي در منظور آيه پيدا نشود، در تفسيرش ميفرمايد:
«از اين پس قريشي را بر حبشي و عرب را بر عجم امتياز و افتخاري نيست.»

rahim Offline
#5 ارسال شده : 1396/06/14 08:17:35 ق.ظ
rahim

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/04
ارسالها: 133

5 تشکر دریافتی در 4 ارسال
فلسفه حج و احكام حج در قرآن از نگاه مهندس بازرگان

قسمت پنجم

در سوره بقره باز بعد از آيات جدال با اهل كتاب، پيش كشيدن ابراهيم و ساختمان خانه كعبه و بالاخره تغيير قبله از بيت‏المقدس به مكه به اين آيه برميخوريم كه به امت اسلام به طور كلي مأموريت واسط شدن ميان خلق و خالق و شاهد و نمونه‏ بودن بري مردم (و خوب معلوم است كه مردم ديگر منحصرًا مردم مسلمان يا عرب نيست بلكه مردم جهان است) داده ميشود، همان طور كه پيغمبر براي مسلمان‌ها شاهد و نمونه بوده است :

«وَ كَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ اُمَّةً وَسَطًا(۶۷) لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً…»(۶۸)

بالاخره خود سوره حج كه اختصاص بيشتر به اين فريضه دارد به اين آيه ختم ميگردد :

«وَ جاهِدُوا فِي الله حَقَّ جِهادِه هُوَاجْتَبكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ اَبيكُمْ اِبْرهيمَ هُوَسَمَّا كُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذالِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاسِ فَاَقيمُوا الصَّلوةَ وَاتُوا الزَّكوةَ وَاعْتَصِمُوا بِالله هُوَ مَوْليكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلي وَ نِعْمَ النَّصيرُ.»(۶۹)

پس ملاحظه ميكنيد كه در سوره‏ها و آيات متعدد قرآن مفهوم و منظورهايي (يا ايده‏ايي) چندي پيرامون اتحاد مثلث «ناس ، ابراهيم ، بيت» ديده ميشود كه متوجه و متمركز در فريضه حج بوده و بر مجموع آنها خورشيد توحيد پرتو افكن است:

مقتضي موجود و مانع … نيز موجود

خداي ابراهيم و محمد (ص) در مكان و زمان حج همه شرايط و لوازم را بري آنكه افراد و دستجات مردم در پناه امنيت به ساده‏ترين صورت، با ديد وسيع بشري ، دور از آلودگي‌ها و امتيازات ، برادروار در صف مساوات دور هم بنشينند و آزادانه رفع مخالفت‌ها كنند هم به حقايق دين و سنت پيغمبر آشنا شوند و هم به وضع تجارت و اقتصاد بين ‏اللملي سر و سامان بخشند(۷۰).
پس اينك كه مقتضي از هر جهت موجود است چرا تفاهم و توحيد تأمين نشده است؟

در خانه كعبه تا آنجا كه مربوط به واضع و واگذارنده خانه است، مقتضي موجود و مانع مفقود بوده و هست ولي از ناحيه مردم هم آيا چنين بوده است؟

اولاً، آيا مسلمان‌ها منظور صاحب اصلي خانه را درك كرده‏اند و ميكنند؟

آن افق ديد وسيع همگاني و انساني قرآن ، آن سعه صدر و خلق عظيم نبوي كه «…كَافَّةً لِلنَّاسِ…»(۷۱) و «…رَحْمَةً لِلْعَالَمينَ.»(۷۲) است، آن آزادمنشي بشردوستانه و مساوات و عدالتخواهي و دورانديشي علي(ع) و بالاخره آن مأموريت جهاني كه به امت مسلمان داده شده و بايد توام با روح برتر از خصوصيات مذهبي و شريعتي و خالي از تنگيهي خودستائي و تعصبهي كوته نظرانه نژادي و فرقه‏ي باشد، از صدر اسلام تاكنون در چند نفر ديده شده است؟

ثانياً، به طوري كه ميدانيم همان طوري كه قبل از اسلام خانه خدا داده مردم در زير كليد و تيول اشراف جاهليت قرار گرفته بود. بعد از رحلت حضرت رسول نيز خلافت اسلام و زعامت مسلمين از خانه نبوت و از محور امامت خارج گرديد. كساني كرسي ابراهيم(ع) و محمد(ص) را اشغال نموده خود را امام مردم و اميرالمؤمنين خواندند كه بيشتر مشمول جواب الهي «…لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ.»(۷۳) ميشدند. و تازه سختگيرها و پرهيزكارانشان اسلام را در رياستِ قريشي و سيادتِ عربي درك ميكردند نه در كسوتِ انساني و عظمتِ جهاني آن و در وحدتِ الهي.

حد اعلي آنچه خلفا و مسلمان‌ها ميتوانستند بفهمند و بكنند، تشريفات عبادي و مناسك صوري حج بوده است.
حتي رعايت حقوق و حريم به عمل نميآمد. خانه كعبه به دستور خلفا چندين بار محاصره و مورد خرابي و غارت و قتل عام گرديد. سلاطين عثماني تعصب‌هي مذهبي و سلب امنيت را تا آنجا رساندند كه چندين هزار زائر ايراني را در زمان شاه طهماسب ، لباس احرام به تن، از دم تيغ گذراندند! …

امّا پس از آنكه استبدادِ ديني و دولتي آل‏ عثمان سقوط كرد استعمارِ مسيحي اختيار خانه و اداره حج را به دست متعصب‏ترين و جامدترين فرقه‏هي اسلامي داد كه مذاهب چهارگانه اهل تسنن را هم قبول نداشت. ديديم كه چند سال قبل چه به سر آن حاجي بيچاره يزدي كه گرمي هوا و ازدحام جمعيت اختيار از حلقومش گرفته بود، آوردند!

استيفاي حقوق موروثي
درست است كه آنجا خانه خدا يا مردم است ولي در هر حال دفاع از آن و از حقوق و مزايي اعطايي به عهده خود مردم است ، زيرا كه ميفرمايد:

«…وَلَوْلا دَفْعُ الله النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ الله… »(۷۴)
«… اِنَّ الله لايُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ …»(۷۵)

مردم مسلمان (و مردم دنيا) اول بايد بفهمند كه يك خانه موروثي دارند كه بري خاطر آنهاست، آزاد شده از قيد مالك‌ها و مُلُوك، جهت مراجعه ، اجتماع ، قيام و توحيد، و پس از آن در مقام استيفي چنين حق و ايفي چنان نقش و وظيفه بر آيند.

چه مانعي دارد (و چقدر لازم است) كه انتظامات و اداره مكه، لااقل در موسم حج، دراختيار يك هيئت برادري بين‏المللي اسلامي (فعلا تا نوبت بين المللي جهاني آن برسد) كه منتخب و با صلاحيت باشد قرار گيرد؟

امتي كه مأموريت و سرنوشتش خروج بري خير و خدمت بر مردم جهان است به اين ترتيب نشان دهد كه شايستگي اداره امنيت و آزادي را به طور نمونه در مكان و زمان محدود حج دارد. و اگر ندارد با چنين تصميم و تمرين دارا شود.


سلاح صلح
چه ‏وقت‏ سطح ‏فكرها بالا خواهد آمد و چنين ‏منطق ‏و منظورهايي ‏عملي خواهد شد؟
تازه، به فرض كه روح حج در قالب ابراهيمي آن فهميده و اجرا گرديد، بالاخره چه وقت صلح جهاني و وحدت انساني درست خواهد شد؟…

طبيعي است كه تا آدم‌ها و طرز تلقيشان از يكديگر و از زندگي عوض نشود و تا ريشه‏هي دوگانگي و دشمني از بيخ دل‌ها و دِماغ‌ها بريده نشود، تا دنيا دنياست همين آش است و همين كاسه.

آري، ايمان عمل ميكند و عمل انسان را ميسازد. ايمان منشأ عمل و انسانيت است. هر قدر مبني ايمان بلندتر و محكم‌تر باشد، به همان قرار آثار آن عاليتر و قويتر ميشود.

«رنه مائو» تآتر را ستايش ميكند و آن را فوق اختلاف‌ها و مرزها ميبيند، ضمناً تماشاچيان تآتر را در هر جا كه باشند تشكيل دهندگان جامعه مشتركي ميشناسد كه به دنبال روح گمشده خويش هستند و چون آن را بيابند ديگر از ياد نخواهند برد ، به اين ترتيب تآتر وسيله نيرومندي بري تفاهم افراد و تشكيل جامعه مشترك و ابقي روح عالي واحدي است كه به آن نيازمنديم و چون بيابيم بايد نگاهش بداريم.

بنده ميپرسم آيا خدا، خدايي كه ما را آفريده است ، ارزش و اثرش كمتر از تآتر است كه آفريده خودمان است؟
بشر مخلوق خود را بستايد بهتر است يا كسي را كه مافوق او و در اعلي مرتبه كمال و صفاست و مع‏ذلك از هركس به او نزديك‌تر است ؟ !

دوست نزديك‌تر از من به‌من است وين عجب‏تركه من از وي دورم
چه‌كنم با كه توان‌گفت كه دوست در كـنـار مـن و مـن مهـجــورم

با پرستش خدا و ستايش دسته‏ جمعي او در «خانه مردم» مسلماً جامعه مشترك واقعي بشر زودتر و بهتر تشكيل خواهد شد و تنها با تشكيل چنين جامعه‏ي صلح و سعادت تأمين خواهد گشت.

پايان

ali Offline
#6 ارسال شده : 1397/05/30 06:57:19 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 490

تشکرها: 4 بار
13 تشکر دریافتی در 13 ارسال
حج،عصاره عملي قران،حج ،الگوي عملي براي جامعه آرماني قران كريم


در برابر آزادي و اختیاری که به انسان داده شده ، او ماموريت دارد تا «نظام #امت‌واحده» را در زمین بپا کند تا بتواند برای همخواني سرود حمد و تسبیح الهي ، عملاً به صف همه آفریده های خدا در صراط مستقیم بپیوندد .
وقتی انسان از امت واحده و صراط مستقیم جدا بیفتد ، تنها میماند . اما اگر به استاندارد امت واحده متعهد گردد ، به خوشبختي باز می گردد . امت واحده جایگاه بزرگی در كتاب دارد .

کتاب ، «حـج» را به عنوان یک آیین پرشکوه جمعی قرار داده تا الگوی استاندارد امت واحده را به مردم بیاموزد . آیین حج ، الگوی امت واحده را در پرتو یکتاپرستی معنا می کند و آنرا به عنوان یک ترازو و میزان و الگوی نجات و خوشبختی بشر ، در ذهن و دل فرد و جامعه نهادینه می کند.
#حج عصارة عملی كتاب و اصول کتاب است . حج در بردارنده مباني اعمال دینی كتاب است . بر مبنای الگوی حج ، همه نظام های اجتماعی كه حقوق و حرمت انسانها و جانداران و محیط زیست را نادیده می گیرند و به آنها تجاوز می کنند ، ستمکار به حساب می آیند.

:هر جامعه ای که از الگوي حج انحراف داشته باشد ، نامطلوب است اما براي بازگشت به آن ، کتاب خدا همراه با علوم و تجارب بشري و مشاوره ی عقلاي قوم مورد نیاز است .
خانه خدا هم يكی از اصول معرفتي قرآن است و هم يك الگوي عملي برای جامعه آرمانی قرآن کریم . خانه خدا بهترین الگوي زندگی اجتماعی برای دستیابی به صلح و سازش و همبستگی و مهرباني و اتحاد با همه مردمان عالم است .
«کعبه» ، در پرتو یکتاپرستی ، تفاوت دین و مذهب و رنگ و ملیت و نژاد نمی شناسد .
حج گویاترین و روشن ترين راهنمای همزیستی انسانها است .
حج الگوي تعهد به سلامت محيط‌زيست است.


ما با همه کسانی که به یک خدا ایمان دارند ؛ به یک زمین به عنوان گهواره حیات باور دارند ؛
به یک نوع انسانی تعهد دارند و جایگاه واحدی برای کل جامعه بشری در روی زمین قائل اند و هیچگونه برتری میان بندگان خدا را نمی پذیرند -
:ما با همه آنها اتحاد داریم: یک خدا ، یک زمین ، یک نوع انسانی"



بخشي از مقاله تحقيقي " قرآن‌دريك‌نگاه " تاليف آقاي مهندس مصطفي ملايري
جهت دانلود كل مقاله به لينك زير مراجعه نماييد:

http://yon.ir/Qpt2832
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2019, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.213 ثانیه ایجاد شد.
logo-samandehi