logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:166053)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:128779)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:117777)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:87705)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: ايا دين، بهتان زدن به مخالفان را مجاز كرده است؟ ايا حديث باهتوهم صحيح است؟    كسالت و ريا در عبادت از نشانه هاي نفاق    تفاوت میان خشیت و خوف چیست؟    جادوی شیاطین             

توجه

Icon
Error

shojaey Offline
#1 ارسال شده : 1393/01/31 09:03:30 ب.ظ
shojaey

رتبه: Member

گروه ها: Moderator, students, member
تاریخ عضویت: 1391/07/12
ارسالها: 27

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
تفسير و تدبر در سوره نازعات: تفسير هاي مختلف در معناو مفهوم سوگندهاي ابتداي سوره نازعات


سه دسته نظر كلي راجع به سوگندهاي سوره نازعات


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا [٧٩:١] سوگند به فرشتگانی که (جان مجرمان را بشدّت از بدنهایشان) برمی‌کشند،
﴿١﴾

وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا [٧٩:٢] و فرشتگانی که (روح مؤمنان) را با مدارا و نشاط جدا می‌سازند،
﴿٢﴾

وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا [٧٩:٣] و سوگند به فرشتگانی که (در اجرای فرمان الهی) با سرعت حرکت می‌کنند،
﴿٣﴾

فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا [٧٩:٤] و سپس بر یکدیگر سبقت می‌گیرند،
﴿٤﴾

فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا [٧٩:٥] و آنها که امور را تدبیر می‌کنند!
﴿٥﴾

يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ [٧٩:٦] آن روز که زلزله‌های وحشتناک همه چیز را به لرزه درمی‌آورد،


فضيلت تلاوت اين سوره

در حديثى از پيغمبر اكرم (ص‏) آمده است : من قرأ سورة و النازعات لم يكن حبسه و حسابه يوم القيامة الا كقدر

صلاة مكتوبة حتى يدخل الجنة : كسى كه سوره نازعات را بخواند توقف و حساب او در روز قيامت تنها به اندازه خواندن

يك نماز روزانه است ، و بعد از آن وارد بهشت مى‏ شود .

امام صادق (عليه‏السلام‏) مى‏فرمايد : من قرأها لم يمت الا ريان ، و لم يبعثه الله الا ريان ، و لم يدخله الجنة الا ريان :

كسى كه اين سوره را بخواند سيراب از دنيا مى‏رود ، و خداوند او را سيراب محشور مى ‏كند ، و سيراب وارد بهشت مى ‏سازد

( سيراب از رحمت بى ‏پايان حق).

مسلم است كسى كه محتواى اين سوره را كه آيات تكان دهنده‏اش ارواح خفته را بيدار و متوجه وظائف خود مى ‏سازد در

جان خويش پياده كند از چنان پاداشهائى برخوردار خواهد شد ، نه آنها كه فقط به خواندن الفاظ قناعت مى ‏كنند.


معنای نازعات :
نازعات از ماده نزع به معنى چيزى را از جا بر كندن و يا كشيدن است ، مانند كشيدن كمان به هنگام پرتاب تير ، و

گاه اين واژه در امور معنوى نيز به كار مى‏رود مانند نزع عداوت يا محبت از قلب به معنى بركندن آن غرق با فتح

را ( بر وزن شفق ) به گفته بسيارى از ارباب لغت در اصل به معنى فرو رفتن در آب است ، و گاه به معنى گرفتارى

شديد در يك حادثه و بلا نيز آمده.


در اين آيات به پنج موضوع مهم قسم ياد شده ، و هدف از اين سوگندها بيان حقانيت و تحقق مساله معاد و رستاخيز

است ، مى‏فرمايد : سوگند به آنها كه به سختى مى‏كشند و بر مى‏كنند ( و النازعات غرقا ) و سوگند به آنها كه

به راحتى جدا مى‏سازند ( و الناشطات نشطا ) و سوگند به آنها كه به سرعت حركت مى‏كنند ( و السابحات

سبحا
) و آنها كه به خوبى سبقت مى‏گيرند ( فالسابقات سبقا ) و آنها كه امور را تدبير مى‏كنند (

فالمدبرات امرا ) .

و غرق ( بر وزن فرق ) به معنى اغراق است ، و اغراق در اصل به معنى كشيدن كمان تا آخرين نقطه ممكن است ، سپس به معنى مبالغه در هر كار آمده.

و از اينجا به خوبى روشن مى ‏شود كه آنچه در آيه فوق آمده به معنى غرق شدن نيست بلكه به معنى انجام يك كار تا

سر حد ممكن است.


اين سوگندهاى پنجگانه كه در ابتدا در هاله‏اى از ابهام فرو رفته ، ابهامى كه انگيزه انديشه بيشتر و عميقتر ، و سبب

جولان ذهن و فكر و دقت و بررسى است اشاره به چه كسان ، يا چه چيزهائى است ؟ مفسران درباره آن بسيار سخن گفته ‏اند ، و تفسيرهاى فراوانى دارند كه عمدتا بر سه محور دور مى‏زند:

1 -منظور از اين سوگندها فرشتگانى است كه مامور قبض ارواح كفار و مجرمانند كه آنها را به شدت از

بدنهايشان بر مى‏كشند ، ارواحى كه هرگز حاضر به تسليم در برابر حق نبودند.

و فرشتگانى كه مامور قبض ارواح مؤمنانند كه با مدارا و نرمش و نشاط آنها را جدا مى‏ سازند.

و فرشتگانى كه در اجراى فرمان الهى با سرعت حركت مى ‏كنند.

سپس بر يكديگر پيشى مى‏ گيرند.


و سرانجام امور جهان را به فرمان او تدبير مى ‏كنند.

2 -اين سوگندها اشاره به ستارگان آسمان است كه پيوسته از افقى كنده مى ‏شوند و به افق ديگرى رهسپار مى ‏گردند.

گروهى آرام حركت مى‏كنند ، و گروهى به سرعت راه مى ‏سپرند.

و در اقيانوس عالم بالا شناورند.

و بر يكديگر پيشى مى ‏گيرند.

و سرانجام با تاثيراتى كه اين كواكب دارند ( تاثيراتى همچون تاثير نور


آفتاب و ماه در كره زمين ) امور جهان را به فرمان خدا تدبير مى‏ كنند.

3 -منظور جنگجويان يا اسبهاى مجاهدان راه خدا است كه از خانه ‏ها و وطنهاى خود به شدت بر كنده مى ‏شوند.

سپس با نشاط و نرمى راه ميدان نبرد را پيش مى ‏گيرند.

و بر يكديگر سبقت مى‏ گيرند.

و امور جنگ را تدبير و اداره مى ‏كنند.

گاه بعضى از مفسران اين تفسيرها را به هم آميخته ، قسمتى از سوگندهاى پنجگانه را از يك تفسير ، و قسمت ديگر را

از تفسير ديگر گرفته ‏اند ، ولى اصول همان تفسيرهاى سه‏ گانه فوق است .

البته ميان اين تفسيرها تضادى وجود ندارد ، و ممكن است آيات فوق اشاره به همه اينها باشد ، ولى در مجموع

تفسير اول با توجه به نكاتى كه ذيلا گفته مى ‏شود از همه مناسبتر است : نخست تناسب با روز قيامت است كه سوره در

مجموع ناظر به آن مى ‏باشد و ديگر تناسب با آيات مشابه آن در آغاز سوره مرسلات است.


از تفسير نمونه

كلمات كليدي:نازعات سوگند قسم ناشطات فرشته ملائك غرقا

ویرایش بوسیله کاربر 1397/04/10 11:09:32 ق.ظ  | دلیل ویرایش: اصلاح عنوان

ali Offline
#2 ارسال شده : 1397/04/10 11:17:02 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,633

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
تفسير شهيد مطهري از سوگندهاي سوره نازعات در جلد يازدهم كتاب آشنايي با قرآن


مقصود از «نازعات» چیست؟

نازع از ماده «نَزْع» و «نزوع» هر دو آمده است، چون در زبان عربی هم نزوع داریم و هم نزع. نزع، كندن را می گویند، به شدت چیزی را [جدا كردن. ] مثل اینكه چیزی به چیزی چسبیده باشد بعد شما با فشار آن را بكَنید. الآن هم در اصطلاح عرفی و عوامانه خودمان حالت احتضار را حالت نزع می گویند. سعدی هم می گوید: «پیرمردی به نزع می نالید. » حالِ جان كندن را حالت نزع می گویند.

ولی نزوع، بر عكس، روی آوردن است، نه روی آوردنِ به زور، بلكه روی آوردنِ به میل.

مثلاً گرایش به یك طرف را در زبان عرب نزوع می گویند. كلمه غَرْقا همان مفهوم قوّت و شدت را می دهد.

اینجا اگر ما نازعات را از ماده نزع بگیریم- كه بعضی از مفسرین گرفته اند- معنای آیه این است كه: سوگند به آن نزع كنندگانْ به شدت. گفته اند اینجا مقصود حالت موت انسان است، البته انسان كافر، انسان غیر مؤمن.

آن حالتی كه برای تحویل گرفتن او می آیند و آن حالت جدا شدن روح از بدن آنچنان سخت و شدید است كه مثل این است كه بخواهند دو شیئی را كه به شدت به هم چسبیده اند به زور از یكدیگر جدا كنند. این همان سختی جان كندن غیرمؤمن یا كافر است چون او رویش به طرف دنیاست و به دنیا و مادیات چسبیده به تمام معنا. وقتی می خواهند این به دنیا چسبیده را از دنیا بیرون ببرند، خدا می داند كه چه شدتی دارد!

بر عكس، وَ اَلنّاشِطاتِ نَشْطاً. ملائكه ای و فرشتگانی كه به آسانی و به رفق با خود می برند.
گفته اند این آیه ناظر است [به گروهی دیگر از ملائكه. ] اینها هم گروهی از ملائكه هستند كه مأمور قبض ارواحند ولی اینها مأمور قبض ارواح مؤمنین هستند.

«وَ النّاشِطاتِ نَشْطا» یعنی این روحها در حالی هستند كه با نشاط و با آرامش و با میل خودشان حركت می كنند و می روند.


معلوم است كه چنین افرادی: وَ اَلسّابِحاتِ سَبْحاًبعد شناوری می كنند، شنا می كنند، حركت تند می كنند حركت كردنی. همین قدر كه از اینجا رها و آزاد شدند، به جهانی پا می گذارند بسی وسیع تر و فسیح تر كه برای ما قابل تصور نیست. ما نمی دانیم پرواز كردن و شنا كردن (به تعبیر قرآن) در آن عالم چگونه است. ما پرواز در اینجا را دیده ایم. به ما گفته اند جناب جعفر طیّار بعد از آنكه در جهاد موته دو دستش در راه خدا بریده و شهید شد خدای متعال به او دو بال داد كه در آن دنیا پرواز می كند

فَالسّابِقاتِ سَبْقا پس آنها كه از یكدیگر سبقت می گیرند، بر یكدیگر پیشی می گیرند. آن روحهایی كه این می خواهد از آن جلو بیفتد، آن می خواهد از این جلو بیفتد؛ این از آن پیشی می گیرد، آن از این پیشی می گیرد. این سَبْح، این سباحت، این شناوری و این سبقت گرفتن و پیشی گرفتنی كه گفته می شود، در آن عالم مظهر سباحت و پیشی گرفتنی است كه در این دنیاست. كسانی كه در این دنیا به سوی خدا به سرعت بالا می روند، كسانی كه در این دنیا بر یكدیگر در خیرات پیشی می گیرند (فَاسْتَبِقُوا اَلْخَیْراتِ

این یك نوع تفسیر بود. (دو تفسیری را عرض می كنیم كه اكثر مفسرین گفته اند. )


تفسیر دیگر
نوع دیگر: بعضی گفته اند از اول وَ النّازِعات سوگند به همان مطلق ملائكه است نه فقط ملائكه ای كه روحها را به سختی می كَنند و ملائكه ای كه آن روحهای دیگر را به سستی و آسانی و رفق[می برند. ]

چون در قرآن می فرماید امر خداوند به ملائكه می رسد و ملائكه امر الهی را در عالم اجرا می كنند، وَ النّازِعاتِ اشاره به این است: سوگند به فرشتگانی كه تا امر خدا می رسد نزوع می كنند به شدت، یعنی رو می آورند برای انجام امر.

وَ اَلنّاشِطاتِ نَشْطاًبا نشاط كامل به سوی مأموریتشان می شتابند.
وَ السّابِحاتِ سَبْحا به سرعت حركت می كنند. فَالسّابِقاتِ سَبْقاًبر یكدیگر پیشی می گیرند.
فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراًتا در نهایت امر، امر الهی را در عالم انجام می دهند و عالم را تدبیر می كنند
به ناز Offline
#3 ارسال شده : 1397/04/21 05:30:42 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
💠ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺯ «ﻧﺎﺯﻋﺎﺕ» ﺑﺎﺩﻫﺎﻳﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻟﺎﻯ ﺍﻗﻴﺎﻧﻮﺳﻬﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ

💠«ﻧﺎﺷﻄﺎﺕ» ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺍﻗﻴﺎﻧﻮﺳﻬﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ، ﻭ ﺑﻪ ﺧﺸﻜﻰ‌ﻫﺎ ﺭﻭﻱ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ،
ﻳﻌﻨﻰ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﺍﺑﺮ ﺭﺍ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﻰ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ.
💠«ﺳﺎﺑﺤﺎﺕ» ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺑﺮﻫﺎﻯ ﺷﻨﺎﮔﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎﻯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺷﻨﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﺷﻨﺎﻯ ﻛﺎﻣﻞ. ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺷﻨﺎ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺳﺒﻘﺖ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﻧﺪ، ﺑﻌﻀﻰ ﺟﻠﻮ ﻣﻰ ﺭﻭﻧﺪ، ﺑﻌﻀﻰ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺩﺭﻳﺎ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻟﺬﺍ ﺑﺎ ﻓﺎﺀ ﺗﻔﺮﻳﻊ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: ﻓَﺎﻟﺴﱠﺎﺑِﻘﺎﺕِ ﺳَﺒْﻘﺎً

⚜ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺩﻭﻡ ﺁﻧﻜﻪ: ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺪﺑﻴﺮ ﺍﻣﺮ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﻭﺍﺳﻄﻪ ﻫﺎﻯ ﻓﻴﺾ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺻﻨﻊ ﻋﺠﻴﺐ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﺘﻘﻦ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ. ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻧﻤﺎﻧﺪ: ﺍﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺍﺳﺖ، ﻧﻤﻰ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻛﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﺖ.

♻️ﺍﻫﻞ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﮔﻨﺪﻫﺎ ﻣﺤﺬﻭﻑ ﻭ ﺁﻥ ﻛﻠﻤﻪ «ﻟﻴﺒﻌﺜﻦ» ﺍﺳﺖ ﻳﻌﻨﻰ: ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﺯﻋﺎﺕ ﻭ ﻧﺎﺷﻄﺎﺕ ﻭ... ﺣﺘﻤﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ،

📚تفسیر احسن الحدیث
به ناز Offline
#4 ارسال شده : 1397/04/21 05:39:14 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
ترجمه و تفسيري ديگر از قسم هاي ابتداي سوره نازعات

بسم الله الرحمن الرحيم
قسم به آن جدا کنندگان که غرق در انجام کارشانند (1) و قسم به نشاط داران ِ پر نشاط (2) و قسم به شناگران خوش شنا (3) و قسم به سبقت جويان پيشتاز (4) و قسم به كار سازان خوش تدبير، که لشکرهای پر تعداد از ملائکهء کارگزارِ برقراریِ قیامت اند (5)که در اثر کارِ آنان چنان است که زمین بشدت بلرزد (6) و پس از آن لرزه که همه چیز تخریب میشود سازندگی وسیع و عمیقی خواهد بود که مجددا اوضاع مرتبی ساخته و ایجاد گردد (7) در آن روز گوئی دلهای مردمِ زیادی که از گورها برخاسته اند فرو ميريزد (8) و چشمهايشان گوئی بیحال و فرو افتاده است (9)

🌊شنـا

شناگر چه خصیصه شاخصی دارد؟
شناگر وقتی که در آب عمیق افتاد چاره ای جز شناگری ندارد زیرا اگر شنا را رها کند غرق می شود. لذاخصیصه شاخص او«مجبوریت»است.

لذا منظور آیه 3 این است که آنها چاره ای جز انجام امور فوق (که با توجه به درس به موضوعات مربوط به قیامت مرتبط است) ندارند.

🎯مسابقه
از مجموع آیه های 3 و 4 اینطور فهمیده می شود که مأموران مذکور(که چاره ای جز انجام مأموریت خویش ندارند ) از تمام قدرت و توان و امکانات خویش برای ارائه بهترین نتیجه استفاده می کنند.

🤔تدبیر خوب

مأموران مذکور ، باصطلاح امروز ، «هوشمند» هم هستند بطوریکه برای «ارائه بهترین نتیجه ممکن» برنامه ریزی و تدبیر هم دارند.


🔺«جهت» همه این مشخصه ها
این مأموران که وظیفه خویش را با نشاط زیاد انجام می دهند، و بهترین راندمان ممکن را نیز بروز می دهند، و برای این بهترین راندمان، برنامه ریزی هوشمندانه هم دارند، کارشان چیست؟
با توجه به درس و خلاصه تفسیر، کار آنها «جدا کردن پرشدت جهان ازوضعیت فعلی آن »، و «ساختن جهان جدید» است.


📚در تفسیر المیزان ، در موضوع قسم های این پاراگراف، نقل قول های زیادی را از مفسران نقل می کند و سپس تقریبا تمام آنها را به این علت که با هم انسجام و ارتباط ندارند و نیز با سیاق آیات سوره متناسب نیستند رد می نماید، تا اینجا را بسیار خوب آمده، اما، اینکه به چکیده و عصاره خود سوره توجهی ننموده و بجای اینکه قسم های مذکور را به واقعه قیامت نسبت دهد به تمشیت امور فیزیکی این جهان نسبت داده، خطا رفته است


ازتفسير استاد گنجه اي

ویرایش بوسیله کاربر 1397/06/07 09:31:45 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

به ناز Offline
#5 ارسال شده : 1397/04/21 05:47:26 ق.ظ
به ناز

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, students, Moderator
تاریخ عضویت: 1396/05/22
ارسالها: 267

تشکرها: 1 بار
🌹آنچه در اين آيات بدان سوگند ياد شده با صفاتى كه ملائكه در امتثالشان نسبت به اوامر صادره از ساحت مقدس الهى كه مربوط به تدبير امور عالم ماده نسبت به ايشان مى باشد، و سپس قيامشان به تدبير امور به اذن خداى تعالى، قابل انطباق است.

🌹و آيات مذكور از نظر سياق شديدا شبيه به آيات آغاز سوره صافات است، كه مى فرمايد: (و الصافات صفا فالزاجرات زجرا فالتاليات ذكرا)، و نيز بسيار شباهت دارد به آيات اول سوره مرسلات كه مى فرمايد: (و المرسلات عرفا فالعاصفات عصفا و الناشرات نشرا فا لفارقات فرقا فالملقيات ذكرا)، كه ملائكه را در امتثال او امر الهى توصيف مى كند، چيزى كه هست آن آيات تنها ملائكه وحى را توصيف مى كرد، و آيات ابتداى اين سوره مطلق ملائكه را در تدبير امور عالم توصيف مى نمايد.

🌹اما وقتى منظور از آيات سه گانه اشاره به سرعت گرفتن ملائكه باشد در نازل شدن براى انجام آنچه بدان مأمور شده اند، و سبقت گرفتن به آن، و تدبير امر آن، بناچار بايد دو آيه ديگر يعنى (و النازعات غرقا و الناشطات نشطا) را هم حمل كنيم بر انتزاع و خروجشان از موقف و مرتبه خطاب به موقف و مرتبه انجام ماموريت، پس نزع ملائكه بطور غرق، عبارت است از اينكه شروع به نزول به طرف هدف كنند، آن هم نزول به شدت و جديت، و نشط ملائكه عبارت است از خروجشان از موقفى كه دارند به طرف آن هدف، همچنان كه سبح آنان عبارت است از شتافتن و سرعت گرفتن بعد از خروج، و به دنبال آن سبقت گرفته و امر آن موجود را به اذن خدا تدبير مى كنند.

🌹بنابر بيانى كه گذشت آيات پنجگانه، سوگند به وظيفه اى است كه ملائكه دارند، و وضعى كه در هنگام انجام ماموريت به خود مى گيرند. از آن لحظه اى كه شروع به نزول نموده تا آخرين وضعى كه در تدبير امرى از امور عالم ماده به خود مى گيرند.

🖊نقل از تفسير الميزان

ویرایش بوسیله کاربر 1397/04/23 09:24:05 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

farhang Offline
#6 ارسال شده : 1397/05/01 08:00:48 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 871
Iran (Islamic Republic Of)

46 تشکر دریافتی در 28 ارسال
ترجمه متفاوتي از سوگندهاي ابتداي سوره نازعات

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا {1}سوگند به ازجا کنده شوندگان (خارج شوندگان از مکان خود جهت انجام ماموریت) باشدت {1}
وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا {2}و به خارج شوندگان پرتحرک و بانشاط {2}

وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا {3}و به روندگان راه دور (شناوران) باسرعت {3}
فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا {4}پس در پيشى گرفتن [در فرمان خدا] سبقت گيرنده اند {4}
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا {5}پس کارها را پشت سرهم بدرستی انجام میدهند. {5}



يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ {6}درآن روز كه لرزنده بلرزد {6}
{تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ {7}و از پى آن ، واقعه بعديِ (برنامه ریزی شده) (صیحه دوم) رخ دهد {7}}

قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ {8}در آن روز دلهايى سخت هراسانند {8}

أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ {9}ديدگان آنها فرو افتاده {9}


فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ {13}پس منحصرا آن [بازگشت بوسیله] يك صیحه است [و بس] {13}
فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ {14}و بناگاه آنان در زمين هموار خواهند بود {14}

بررسي و تدبر در آيات فوق:

1-در ترجمه و تفسیر پنج آیه نخست سوره نازعات (قسم ها) نظرات بسیار متفاوتی ابراز شده است .اکثریت صاحب نظران، در اینکه مصداق آیات فرشتگان هستند،متفق القولند اما در چگونگی ترجمه و وصف این افعال فرشتگان،اختلاف نظر دارند.

با توجه به معانی ارایه شده برای لغات موجود(اينجا را ببينيد) و نیز سیاق آیات بعدی سوره ،این فرشتگان مامور به انجام تحولات عظیم قیامت و اماده سازی صحنه حشر انسانها برای حسابرسی هستند و لذا از نظر این نگارنده،ترجمه مناسب سوگندهای ابتدای سوره ،آن است که در بالا ارایه شد.

2-در پنج ایه اول به موجوداتی قسم خورده که کارخود را با نشاط و باسرعت و با برنامه انجام میدهند.در واقع سرعت و جنب و جوش و جدیت در انجام دهندگان این اقدامات مشهود است.
سپس به وضعیت قیامتی و باور دنیوی منکران معاد اشاره میکند و مجددا در آیات 13 و14 مجددا به سرعت عمل و سهولت در آماده شدن صحنه حسابرسی قیامت اشاره میکند.

به نظر میرسد پیرو سوره های قبلی که به متلاشی شدن زمین و شکافته شدن آسمان و کل نظام طبیعت و سپس بعث و حشر مجدد همه انسانها برای حسابرسی اشاره کرده بود،منکران معاد با حسابهای مادی معمول، زمان طولانی مورد نیاز برای ازهم پاشیدن نظم موجود کره زمین و برقراری نظم جدید و برپایی صحنه قیامت و حشر همه انسانها را ،عاملی برای بعید بودن قیامت معرفی میکرده اند.

در سوره فجر که پیش از نازعات نازل شده بود خواندیم که:"کلا اذا دکت الارض دکا دکا و جاء ربک و الملک صفا صفا و جیء یومئذ بجهنم" یعنی متلاشی وخرد شدن زمین و نزول فرشتگان و مهیا شدن جهنم پشت سرهم بیان شده است در واقع ایات ابتدایی و انتهای سوره نازعات توضیح بیشتری از کیفیت آن وقایع مذکور و نحوه عمل خارق العاده عاملان ایجاد قیامت است.

در انتهای سوره نیز که بحث سئوال از زمان قیامت بیان شده ،خداوند تاکید میکند که زمانیکه قیامت را درک کنند،بیش از یک روز یا یک شب را سپری نکرده اند.

3-جواب سوگند های ابتدای سوره چیست؟برخی بعد از ایه 5 ،جمله محذوف "لتبعثن" را جواب سوگند دانسته اند(یعنی قسم به این فرشتگان ،که حتما مبعوث میشوید)
اما به نظر میرسد آیه 8 جواب سوگند است یعنی سوگند به این عاملان باکیفیت برپایی قیامت ،که در انروز که زمین بلرزد،افرادی هراسان هستند و در ایات بعد توصیف انها ذکر شده است.

سیدکاظم فرهنگ
ali Offline
#7 ارسال شده : 1402/03/10 08:53:19 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,633

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
خلاصه تفسير ايات ابتداي سوره نازعات از تفسير تسنيم

نازعات» که پنج سوگند است، جواب قسم گاهی نمی ‎آید، گاهی می‎ آید، چون «و حذف ما یعلم منه جایز»، گاهی که می‎آید یا بالصراحه می‎آید یا نموداری از آن می‎آید

. در این بخش جواب قسم نیامده ولی نموداری از آن آمده است و جواب قسم گاهی مسئله توحید است گاهی مسئله معاد است گاهی هم ممکن است مسائل دیگر باشد

. در سوره مبارکه «صافات» ملاحظه بفرمایید آنجا فرمود: ﴿وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا ٭ فَالزَّاجِراتِ زَجْراً ٭ فَالتَّالِیاتِ ذِکْراً﴾ این سوگندها ﴿إِنَّ إِلهَکُمْ لَواحِدٌ﴾ جواب قسم توحید است

. در سوره مبارکه «مرسلات» که باز هم آنجا سخن از سوگند است درباره معاد است ﴿وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً ٭ فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً ٭ وَ النَّاشِراتِ نَشْراً ٭ فَالْفارِقاتِ فَرْقاً ٭ فَالْمُلْقِیاتِ ذِکْراً ٭ عُذْراً أَوْ نُذْراً ٭ إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ﴾

پس جواب قسم گاهی معاد است گاهی توحید است و گاهی زمینه معاد که مثل سوره محل بحث است که فرمود: ﴿وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً ٭ وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً ٭ وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً ٭ فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً ٭ فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً ٭ یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ﴾ که این ﴿یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ﴾ «اشراط الساعة» است علامت قیامت است، بالصراحه سخن از قیامت نیست نفرمود: ﴿إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ﴾

. به هر حال جواب قسم گاهی مذکور است گاهی محذوف،
آنکه محذوف است. به هر حال علائم و مقدماتش مذکور است


درباره نازعات و ناشطات و سابحات و سابقات و مدبرات وجوهی گفته شد ولی غالباً به همین فرشتگانی که هر کدام مسئول یک امرند تطبیق شده است؛البته تطبیق است نه تفسیر مفهومی.

﴿النَّازِعاتِ غَرْقاً﴾ یعنی آنها به شدت نزع می‌کنند و جان را می‌کَنند.﴿وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً﴾؛ یعنی به آرامش روح را قبض می‌کنند. پس وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً مخصوص تبهکاران است ﴿وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً﴾ مخصوص مؤمنان و پرهیزکاران است. مؤمنین که رحلت می‎کنند آنها چه در هنگام قبض روح چه در موارد دیگر به حضور مؤمن می‎رسند ﴿الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ﴾ سلام می‎کنند: ﴿سَلامٌ عَلَیْکُمْ﴾ باادب می‎آیند با احترام می‎آیند، خیلی آرام روح را قبض می‎کنند. در هنگام دعوت به بهشت هم ﴿سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدین‏﴾. اما ﴿الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلاَئِکَةُ ظَالِمِی أَنفُسِهِمْ﴾ این در دو جای قرآن دارد که ﴿الْمَلاَئِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبَارَهُمْ﴾. درباره این گروه دو جای قرآن چنین خبری داده است،

اما «سابحات و سابقات و مدبرات» اینها در ردیف آن دو گروه قرار ندارند.
«سابحات»؛ «سَبح» یعنی رفتن به سرعت
. «سابقات»؛ یعنی اینهایی که به سرعت می‏روند سعی می‏کنند یکی بر دیگری مقدم باشد.
درباره فرشته ‏ها اینها فرمودند برای امتثال الهی سرعت می‏گیرند. «سَبح» اینکه ماهی به سرعت در دریا می‏خزد و می‏رود، این را می‏گویند سَبح؛ یا دونده ‏ای به سرعت روی زمین حرکت می‏کند می‏گوید سَبح. قسمت مهم سَبح در آب است. پس سرعت رفتن سَبح است،
سبقت گرفتن معلوم می‏شود که افراد زیادند یکی سعی می‏کند که دیگری را عقب بزند و جلو بیفتد. پس اول سرعت گرفتن است بعد سبقت گرفتن است؛
پس اول سرعت گرفتن است بعد سبقت گرفتن است؛ نتیجه که با «فاء» تفریع ذکر شده است برای اینکه بهتر و بیشتر امر الهی را تدبیر کنند.

فرشته‌ها سابحات‌اند اولاً؛ سابقات‌اند ثانیاً؛ مدبرات‌اند. آنکه مدبر است حتی سابق و سابح دیگری را هم تدبیر می‌کند


قرآن کریم نسبت به انسان، پنج مرحله ذکر کرد که سه مرحله آن شبیه مراحل سه ‏گانه اخیر فرشته ‏هاست؛
آن مراحل پنج‏گانه ‏ای که قرآن برای انسان ذکر کرد اول معرفت است،

بعد هجرت است،
بعد سرعت است،
بعد سبقت است،
بعد امامت.
اما معرفت و هجرت، شاید این دو مرحله برای فرشته‏ ها نباشد یا به معنی دیگر باشد ولی در انسان این مراحل پنج‏گانه خیلی شفاف است

طبق تعلیم قرآن کریم. مرحله اُولی که انسان احکام و حِکَم الهی را یاد بگیرد از معلمی که ﴿یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ﴾ فرا بگیرد؛معرفت
بعد از اینکه یاد گرفت هجرت کند ﴿وَ الرُّجْزَ فَاهْجُراز کفر به ایمان،
از معصیت به اطاعت، از ظلم به عدل، از بدی به خوبی،
از شرّ به خیر و به هر حال از ماسوای خدا به «الله»، میخواهد هجرت کند. فرمود: ﴿وَ الرُّجْزَ فَاهْجُر﴾؛
یک وقت هجرت از شهری به شهری از بلدی به بلدی، از روستایی به روستایی است، یک وقت از بدی مهاجرت می‏کند فرمود: ﴿وَ الرُّجْزَ فَاهْجُر﴾ از رجز و رجس و بدی مهاجرت کن که برترین هجرت، هجرت از بدی به خوبی است.

سوم سرعت است که در آیات متعدد فرمود که ﴿سارِعُوا إِلی‏ مَغْفِرَةٍ﴾؛به سرعت به طرف غفران الهی حرکت کنید. هجرت هر چه سریع‏تر باشد حرکت هر چه سریع‏تر باشد، زودتر به مقصد می‏رسد
. چهارم سبقت است فرمود سعی کنید از دیگران سبقت بگیرید ﴿فَاسْتَبِقُوا﴾یک؛ ﴿سَابِقُوا﴾ دو؛ آنجا ﴿فَاسْتَبِقُوا﴾
پنجم امامت است حالا که جلو افتادید چه کار بکنید؟ نه اینکه بروید آن بالا بگویید حالا من اینجا رسیدم تازه اول کار است، خدایا تا اینجا توفیق دادی من آمدم آمدم، به قله رسیدم، آن توفیقی بده که ﴿وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ اِماماً﴾ من امام خوبی باشم حالا یا در روستای خودم هستم یا در شهر خودم هستم یا در کشور خودم هستم یا در قاره خودم هستم یا در دنیای خودم هستم، آن توفیق را بده که مردان خوب به من اقتدا بکنند، ببینند من چه کار می‌کنم آنها هم بکنند،


ویرایش بوسیله کاربر 1402/03/10 10:47:59 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

farhang Offline
#8 ارسال شده : 1402/03/12 02:16:08 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 871
Iran (Islamic Republic Of)

46 تشکر دریافتی در 28 ارسال

سوگندهای ابتدای سوره نازعات از نظر نگاه اقای عبدالعلی بازرگان

نازعات:1
سوگند به بركَنَندگان2 با سختي و شدّت3 [=نيروها، عوامل و پديده‌هاي بر کننده]،

______________


2 - «نَازِعَات» جمع نازعه و فاعل از «نَزَعَ»، بركَندن و جدا كردن چيزي يا كسي از مكان و جايگاه خود دلالت مي‌كند. مشتقات اين كلمه 20 بار در قرآن در موارد و موضوعات متنوعي تكرار شده است كه بيشترين آنها دربارة «تنازع»، يعني جدال لفظي ميان دو يا چند نفر براي كندن طرف مقابل از جايگاه فكري، اجتماعي و سياسي اوست [7 مرتبه]. موارد ديگر عبارتند از: گرفتن فرمانروايي از كسي [آل‌عمران 26 (3:26) ]، كندن لباس [اعراف 27 (7:27) ]، كندن كينه و كدورت از سينه [اعراف 43 (7:43) و حجر 47 (15:47) ]، كندن پوست از بدن [معارج 16 (70:16) ]، گرفتن نعمت از شخص [هود 9 (11:9) ]، جدا كردن فرد يا افرادي از يك جمع [قصص 75 (28:75) و مريم 69 (19:69) ]، ريشه كن كردن اشخاص [قمر 20 (54:20) ]، برآوردن دست از گريبان [اعراف 108 (7:108) وشعراء 33 (26:33) ].
كاربردهاي غير قرآني ديگر اين كلمه را مي‌توان در مصاديق ديگري نيز يافت. مثل: رها كردن تير ، به شدت كشيدن كمان، برآوردن دلو از چاه، روي آوردن به چيزي يا كسي با اشتياق.

3 - «غَرْقًا»، صفت است براي كشيده و كنده شدن كه دلالت بر شدت و نهايت آن مي‌كند. از 23 موردي كه كلمة غرق در قرآن آمده، اين تنها موردي است كه در غير مفهوم حقيقي غرق شدن در آب به كار رفته است. اغراق كردن در كاري دلالت بر شدت و غرق شدن در آن مي‌كند.

پنج آية ابتداي اين سوره كه شامل سه «واو» سوگند و دو نتيجه‌گيري از آنها مي‌باشد، بيانگر جريان امور عالم با اِعمال نيرو و ايجاد حركت و سرعت بوده و از آيات مبهم و مورد اختلاف مفسرين و مترجميني به شمار مي‌رود كه چون به تشخيص مطمئن و مشتركي در فهم پنج اسم فاعل مقدمة سوره نرسيده‌اند، به تعبير و توجيه‌هاي مختلفي متوسل شده و آنها را به فرشتگان، ستارگان، وحشيان، كشتي‌ها، ابرها و مشابه آن نسبت داده‌اند.
اگر سوگندهاي نازل شده پيش از اين، ناظر به پديده‌هاي محسوس و مشهود بود، به نظر مي‌رسد سوگندهاي اين سوره ناظر به عوامل و انرژي‌هايي است كه مولد و موجب حركت‌هاي متنوع، از بسيار سخت و شديد تا آسان و روان، بوده و در نهايت تدبير امري از امور طبيعت را انجام مي‌دهند؛ از حركت باد در اثر تابش خورشيد بر زمين گرفته، كه ميليون‌ها تُن ذرات رطوبت را از سطح درياها كنده و با گسترش و بالا بردن آن به سير نشاطي و شناوري ابرها در آسمان و سرعت و سبقت طوفانها و نزول باران و تدبير امر سبز و خرمي زمين منتهي مي‌شود، تا جنبش‌هاي حياتي در گياه و حيوان و نيز انسان‌هاي متعالي كه به انگيزة ايمان و نيروي احسان و تقوي از جاذبه‌هاي غرايز جسماني خود را كنده و آزاد كرده و به نشاط و شناوري در فضاي معنوي درمي‌آيند و با سبقت در ايمان و سامان دادن كار خلق به انجام مسئوليت‌هاي انساني و تدبير امور همنوعان مي‌پردازند.
جهان ستارگان نيز مشمول همين قاعده و قانون از حركت‌هاي شديد تا شناوري بوده و با كنده شدن از جاذبة نخستين، با سبكي و نشاط در مدار خود شناور گشته و منظومه‌ها و مجموعه‌هاي كهكشاني را تشكيل مي‌دهند.
برخي مصنوعات بشري نيز كه منطبق با عوامل طبيعي طراحي و ساخته مي‌شود، همچون هواپيماهاي بلند پرواز و موشك‌هايي كه پس از كنده شدن از جوّ زمين در فضاي لايتناهي با حركاتي نشاطي و شناور به سوي ستاره‌هاي مجاور سفر مي‌كنند، مصاديقي از اين نوع حركات به شمار مي‌آيند.

نازعات:3
وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا
و سوگند به [عوامل يا حركات] شناوران تند و توانا،5 [به گونه‌اي خاص]

______________
5 - «سَابِحَات»، جمع سابحه [شناگر]، در معناي حقيقي و متعارف خود به شناگران گفته مي‌شود، كما آنكه ورزش شنا را سِباحَه و استخر را مَسْبَحْ مي‌گويند. اين كلمه در معناي مجازي و استعاره‌اي به ماه و خورشيد و ستارگان نيز، كه در مداري شناور هستند، اطلاق مي‌گردد. «...وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» [انبياء 33 (21:33) و يس 40 (36:40) ]. همچنين به حركات و رفتارهاي متعارفي تعلق مي‌گيرد مثل: پيشرفتن در راهپيمايي، پُرگويي در سخن، دست اندركار شدن و امثالهم.

نازعات:5
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا
پس تدبير كنندگان امورند7 [=سامان دهندگان كارها].

______________
7 - «مُدَبِّرَات» جمع مدبره از ريشة دُبُر [پشت، عقب]، و تدبّر، اكتفا نكردن به ظواهر امر، و ديدن باطن و پشت آن است. مدبّر بودن در امور نيز به معناي حُسن مديريت و انجام كار است. فعل مضارع «يُدَبِّرُ الْأَمْر» چهار بار در قرآن در مورد نقش خداوند در ادارة جهان هستي به كار رفته است [يونس 3 (10:3) و 31 (10:31) ، رعد 2 (13:2) ، سجده 5 (32:5) ].

سیدکاظم فرهنگ
ali Offline
#9 ارسال شده : 1402/05/14 08:42:31 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,633

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
در کتاب تفسیر پرتوی از قرآن، سوره نازعات، آقای طالقانی ضمن برشمردن تفاسیر مشهور قسم های ابتدایی سوره، اینگونه ادامه میدهند:

اين تفسيرها اگر با بعضى از اين آيات تطبيق كند همۀ آنها با همۀ اين سوگندها انطباق و تناسب ندارد. و اشكالات ديگرى هم بنظر ميرسد، مهمتر از همه اينكه:
1 تفسير آيات يا بايد مستند بظهور الفاظ، يا نقل معتبر و مستند به معصوم، يا شواهدى از ديگر آيات باشد، و اين تفسيرها نه مستند بظهور الفاظ است و نه احاديث معتبر، و نه آيات همانند، فقط احتمالاتى است كه از سابقين به لاحقين رسيده، و لاحقين از جهت احترام بنظرهاى گذشتگان ضمن تفسير آورده‌اند.
2 سوگندهاى قرآن بيان آيات دلائل و شواهد عالم است براى متوجه نمودن اذهان بمقصود و اثبات مدعى؛ اين شواهد بايد مشهود حسى يا شبه حسى باشد، مانند: «و الشمس، و السماء، و القمر، و النهار، و الليل، و الفجر، و الضحى، و العصر، و ما خلق، و النجم، و التين، و الزيتون، و العاديات، و القلم، و الطور، و الذاريات، و المرسلات...». چنان كه ظاهر است اين سوگندها همه مظاهر مشهود است كه براى اثبات منظور از قسم آمده برگرداندن اين اسماء و صفات از معانى ظاهر، تأويل آيات است، نه تفسير آنها. با اينكه تفسير اين سوگندها به ملائكه يا ارواح (كه نظر بيشتر ناقلين تفسير است) شاهد آوردن بچيزى است كه خود نه مشهود حسى و نه شبه حسى است كه با توجه و تحقيق علمى براى عموم مشهود گردد.

3 با تأمل در سوگندهاى قرآن معلوم ميشود كه مطلب و مدعاهايى كه سوگند براى آنها آمده ربط و پيوستگى خاصّى با سوگندها دارد كه با توجه بآن روابط و حقائق، مطلب و مقصودى كه مورد شك و ترديد است اثبات ميگردد. آنچه در تطبيق اين سوگندها گفته‌اند اذهان را به «يَوْمَ تَرْجُفُ اَلرّٰاجِفَةُ‌» كه مقصود است، متوجه نمى‌سازد و اين حقيقت را تقريب يا اثبات نمى‌نمايد.

4 اين اوصاف كه جمع مؤنث آمده از جهت لفظ نيز با همۀ موصوفها «ارواح يا ملائكه» تطبيق نميكند. چنين بنظر ميرسد كه: مفسرين سابق اين اوصاف را بآنچه بنظرشان جور آمده تفسير كرده‌اند و كسانى كه بعد تفسير نوشته‌اند از آنان پيروى كرده‌اند مفسرين از اينجهت كه خواسته‌اند موصوفهاى اين اوصاف را تعيين كنند مصابند، ولى موصوفهايى كه تعيين كرده، بعضى مانند ملائكه و ارواح براى عموم مجهول است، و بعضى نيز مانند ستارگان، اسبهاى مجاهدان با همۀ اوصاف منطبق نيست. اگر مفسرين اين آيات، نظر خود را از عالم غير مشهود بعالم مشهود تنزّل ميدادند براى مردمى كه اين شواهد و سوگندها متوجه بآنها ميباشد مشهود بود و اشكالاتى كه اشاره شد پيش نمى‌آمد. اگر هم مقصود اين آيات موصوفهاى غير مشهود باشد باز از طريق نظر در مشهودات ميتوان آنها را شناخت. با توجه به لغات خاص و كلمات و اوزانى كه در اين آيات آمده، آشكار است كه اين سوگندها ناظر بانواع يا مراحل حركات، يا متحركات از جهت حركات ميباشد، بنا بر اين اگر گونه‌هايى از حركات كلى محسوس يا معلوم را در نظر گيريم شايد تا حدى بمقصود قرآن از اين سوگندها آشنا شويم.

اينك چند مثال: حركت وسائل نقليه، در زندگى ماشينى، و حركت وسائل صنعتى مشهودترين حركات است و صورتى از تصرف فكر و ارادۀ انسان در تركيب و تنظيم قواى طبيعى ميباشد، طياره با فشار نيروى دافع (نازع) از زمين كه مركز جاذب اجسام است، كشيده و كنده ميشود، قدرت جدب مركز و دفع محرك، تا حدى در حال كشمكش، پس از آنكه جسم متحرك (طياره) بمنتهاى دفع رسيد (مستغرق در نزع گرديد): «وَ اَلنّٰازِعٰاتِ غَرْقاً» ، دافعۀ آن بر جاذبۀ مركزى غلبه ميكند و حركت نزعى بحركت نشاطى تبديل ميشود، و گويا بندهايى كه بآن بسته بود و بجهت مخالف ميكشيد سست، يا باز ميگردد «وَ اَلنّٰاشِطٰاتِ نَشْطاً» ، پس از سبك سيرى و نشاط در فضا شناور ميشود «وَ اَلسّٰابِحٰاتِ‌» . با اين سه طور از حركت است كه بسوى مقصود پيش ميرود: «فَالسّٰابِقٰاتِ‌» ، و آن غرض نهايى را انجام ميدهد: «فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً» . حركات ديگر وسائل نقليۀ صنعتى نيز در حركت روى زمين و در فضاكم و بيش همين مراحل را دارد. حركات عوامل طبيعى، مانند هوا و ابر نيز همين مراحل حركت را پيوسته ميگذرانند: تابش آفتاب بسطح زمين و درياها هواى فشرده را از جا ميكند، و در نهايت بركندگى و كشيده شدن، به حركت نزعى، حركت نشاطى و شناورى مبدل ميشود، آن گاه در حال تصادم و مسابقۀ طوفانهاى جوّى ابرها و بارانها پديد ميآيد، و با باريدن، روياندن گياهها و بجريان انداختن بادها و نسيمها صدگونه امر تدبير ميشود. جنبش‌هاى حياتى در گياه و حيوان اينگونه اطوار جنبش و جوشش، بصورت ديگر است، ساقۀ گياه با قدرت حياتى خود از زمين كشيده ميشود، در منتهاى كشش و كمال رشد از هر سو شاخه‌ها و برگها ميروياند، سلّولهاى غذا ساز و عضو پرداز با نشاط خاصى بكار ميافتند، و در درون برگ و شاخه و ساقه شناور ميشوند، آن گاه بسوى شكوفه، و ميوه آورى سبقت ميجويند و با توليد مثل و تهيۀ غذاى انسان و حيوان امر مربوط بخود و مقصود غايى را انجام ميدهند. سلولهاى حياتى انواع حيوانات، آنها را براى توليد مثل برميانگيزاند، سپس اين سلولها بسوى رحمهاى طبيعى يا حيوانى سبقت ميگيرند، پس از تكوين نطفه از باطن آن، انواع سلولها ميجوشد و انتزاع ميشود، و با نشاط خاص بساختن اعضاء ميپردازند و در درون جنين شناور ميشوند، و با مسابقۀ حياتى فرمان تكوين و تكميل ساختن موجود زنده را بانجام ميرسانند. جنبشها و انگيزه‌هاى ارادى كه منشأ حركات انسان است، در ابتداء متوجه تأمين شهوات و لذّات بدنى و تدبير آن ميباشد، پس از آن انگيزه‌هاى مخالف جواذب جسمانى، مانند انگيزۀ علم، تقوا، گذشت، فداكارى، دفاع از حق ديگران، بيدار ميشود، و بكار ميافتد؛ چون كشش اين انگيزه‌ها (نزعه‌ها) بر خلاف جهت جواذب شهوات و تمايلات جسمانى است در بعضى از نفوس در همان مراحل اوليه متوقف ميگردد، و بعض از نفوس مستعد با قدرت همين انگيزه‌ها در طريق مطلوب پيش ميروند، چون از جواذب مخالف يكسره رهايى يافتند، و بنشاط و سباحت (شناورى) درآمدند، براى رسيدن بمراتب عالى علم و خير و فداكارى و تكميل ديگران سبقت ميجويند، و به تدبير و تكميل امر كه سامان دادن كار خلق و انجام مسئوليت انسانى است مى‌پردازند. اين چند مثال از قوانين و اصول حركات متنوّع و متناوب صنعتى و طبيعى و حياتى و ارادى نمونه‌هايى است كه براى ما و در محيط زندگى محسوس يا معلوم و وجود ما و اطراف ما ميباشد. از نظر علمى و كشفهاى پيشرفتۀ در عالم پهناور و بى‌منتها، كرات و كهكشانهاى بزرگ، و همۀ ذرات ريز بر سنن و قوانين منظّم حركات و تدبير امور خلقت جارى ميباشند، از اين نظر همۀ اختران در حال حركت دفعى (نزعى) از مادۀ اصلى عالم انتزاع شده، و هر يك از آنها پس از رهايى از جذب شديد نخستين، با سبكى و نشاط در مدار خاص خود شناور گشته، و همين اساس، نظام وسيع منظومه‌ها و كهكشانها و تدبير عالم را پديد آورده است . «عالم بى‌نهايت ريز ذرات كه مانند منظومه‌هاى بى‌نهايت بزرگ، و پديد آورندۀ آنها است، از انواع و كيفيات حركات صورت گرفته، ماده و عناصر اصلى كه پايه هاى ساختمان با شكوه جهان و نمايانندۀ تدبير آنست ذراتى است كه از حركات و شناورى مختلف اجزاء گردندۀ آن تشكيل شده، اختلاف عناصر جز اختلاف كيفيت و كميت حركات و متحركات نيست؛ با تغيير كيفيت، حركات عنصرى به عنصر ديگر مبدل ميشود و هر عنصرى داراى تشعشع و خواص مخصوص بخود ميگردد. از نظر كشفيات و تجربيات پيشرفته، هستۀ مركزى ذرات (اتمها) نيز از اجزاء منفى تشكيل يافته كه در حال گريز (انزاع) است «بار الكتريكى». بنا بر اين جرم جز نيروى در حال جهش و حركت (انرژى) نيست، و انواع جهش و كشش (انتزاع) بصورت «انرژيهاى» گوناگون در مى آيد. با اين ديد وسيع و عميق همۀ موجودات در حال جوشش و جنبش و كشش و كوشش و شناورى ميباشند. بلكه صور موجودات، و آثار و خواص آنها، ديدن، شنيدن و ديگر احساسات، و ادراكات، ساختمان اجسام زندگان، و حيات آنها، جز پديدۀ اطوار حركات نيست. با نظر علمى زمان و فضا و كهكشانها همه در حال حركت و يا عين حركتند، و سكون مطلق وجود ندارد، آنچه ساكن مى‌نمايد بحسب درك ما و نسبى ميباشد، تشخص و تنوع موجودات در حقيقت تنوع حركات است، و حركت پديد آورنده و سازنده و تدبير كننده است ». در اين آيات، بدون اشارۀ بموصوفها و متحركها بانواع حركات يا حركات متنوّع سوگند ياد شده، مفعول مطلقها «غرقا»،...


ارسالي توسط اقاي امامي زاده

ویرایش بوسیله کاربر 1402/05/14 02:06:24 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2023, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.387 ثانیه ایجاد شد.