logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:20587)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:18371)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:16969)    ایات 56تا58سوره احزاب:بر پیامبر صلوات فرستید.خدا،رسول و مومنان را اذیت نکنید (تعداد مشاهده:10616)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: آيا وقوع بلاياي طبيعي در هر محل،نشانگر ستمكار بودن اهالي آنجاست؟    دانلود قران با ترجمه فارسی بصورت فایل word و excel برای نخستین بار    تکرار در قران:ايا در قران ،کلمات تكراري داريم؟علت تكرار چيست؟    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد       آخرین رویداد تالار: افزايش ركورد تعداد ورود هم زمان به سايت به 149 در سومين روز ماه ذيحجه      

توجه

Icon
Error

SAGHI Offline
#1 ارسال شده : 1392/05/12 11:33:23 ق.ظ
SAGHI

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/30
ارسالها: 104
زن

تشکرها: 1 بار
6 تشکر دریافتی در 5 ارسال

نکات کلیدی جزء 25 قرآن کریم

آنچه در ادامه می آید بیست و پنجمین قسمت از سری مقالات «معارفی از قرآن کریم» است که با هدف انس معنایی بیشتر با این کتاب هدایت و سعادت، تنظیم و به خوانندگاه قرآنی تقدیم می شود. در این قسمت آیاتی از جزء بیست و پنجم را محور بحث قرارداده و به بیان معارفی از آن می پردازیم.


سوره شوري

قانون اولیه خدا در پخش روزی

وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فىِ الْأَرْضِ وَ لَكِن یُنزَِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرُ بَصِیرٌ(27- شوری)

اگر خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان مى‏ كنند ولى به اندازه ‏اى كه مشیت او اقتضاء کند نازل مى ‏كند زیرا او به حال بندگانش آگاه و بیناست.

كلمه «قَدَر» به معناى كمیت و حجم هر چیز است. پس این كه مى‏ فرماید:«وَ لكِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ» به این معنا است که خداى تعالى هر چیز را به كمیت و حجم و مقداری که مشیتش اقتضاء کند نازل مى‏ كند.

معناى آیه شریفه این است: اگر خداى تعالى رزق همه بندگان خود را وسعت بدهد و همه سیر شوند، شروع به ظلم كردن در زمین مى‏كنند؛ چون طبیعت مال این است كه وقتى زیاد شد طغیان و استكبار مى‏ آورد، همچنان كه در سوره علق فرموده:

«إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏؛ این انسان هنگامى كه احساس بى‏نیازى كند طغیان مى‏ كند»(1) و به همین جهت خداوند متعال رزق را به اندازه نازل مى‏ كند و به هر كس به مقدارى معین روزى مى‏دهد؛ چون او به حال بندگان خود خبیر و بصیر است و مى‏داند كه هر یك از بندگانش استحقاق چه مقدار از رزق را دارد و چه مقدار از غنا و فقر، مفید به حال اوست؛ همان را به او مى‏ دهد.(2)

چرا خدا به کسانی که با داشتن مال بیشتر گناه و ظلمشان هم افزون می شود باز هم مال و ثروت می دهد؟

علامه طباطبایی(ره) در پاسخ به این سوال می نویسد: این آیه بیانگر قانون اولیه خدا در توزیع ارزاق بین بندگانش است که حال هر کس را می بیند و به او روزی می دهد؛ اما قوانین دیگری نیز دارد که در عالم حاکم است؛ یکی از آن قوانین قانون ابتلاء و امتحان است(3) و دیگری قانون مکر و استدراج(4) است.(5) این دو قانون سبب می شود که خدا به کسانی که در سوال مطرح شد با وجود کفر و طغیان باز هم مال و ثروت عطا کند.

این بحث نقطه مقابلی هم دارد و آن اینکه چرا برخی حتی به مقدار رفع ضروریات هم از رزق و روزی الهی بی نصیبند که در پاسخ می توان به دو قانون الهی اشاره کرد؛ یکی همان قانون ابتلاء و امتحان و دیگری قانون اثر گناه(6) که برخی با عمل خود مانند ظلم به دیگری یا ظلم پذیری چنین نتیجه ای را برای خود رقم زده اند.



تلافی کار بد؛ کار بدی مثل آن است
جَزَاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلىَ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یحُِبُّ الظَّالِمِینَ(40- شوری)


پاداش بدى کار بدی است مانند همان؛ ولى هر كه بگذرد و [میان خود و طرف مقابلش را] اصلاح نماید؛ پاداشش بر عهده خداست؛ یقیناً خدا ستمكاران را دوست ندارد.

این آیه حكم کسی را بیان می کند که ظلمی در حق او شده است بر اساس این آیه چنین كسى مى‏تواند در مقابل ستمگر رفتارى چون رفتار او داشته باشد و چنین تلافى و انتقامى دیگر ظلم نخواهد بود.(7)


نکته مهم و قابل توجه در آیه

همانگونه که در متن آیه ملاحظه می شود خداوند متعال آن کاری که برای تلافی صورت می گیرد با اینکه مجوز آن را هم صادر کرده است اما آن را «سیئة؛ کاری بد و ناپسند» می نامد که سوال برانگیز است.

در پاسخ به این سوال گفته اند: از این رو هر دو عمل را سیئه و بد خوانده چون با هر كس چنین رفتار شود ناراحتش مى‏كند، ظالم با آن کار مظلوم را ناراحت کرد و مظلوم هم با انتقام و تکرار آن کار ظالم را رنجاند، پس در آیه شریفه حقیقت معناى كلمه رعایت شده است.(8)


همانطور که این بزرگان فرموده اند مجوز انجام عملی آن از بد و آزار دهنده بودن به خوب و گوارا بودن تبدیل نمی کند. کار بد، بد است. چیزی که در این آیه بین آن دو فرق گذاشته این است که اگر ابتدایی و بدون مجوز باشد حرام است و عذاب و عقاب دارد و اگر با مجوز شرعی باشد حلال است و چون حرام نیست عقابی هم ندارد.

باید توجه داشت که این تلافی با مجوز، «واجب نیست»؛ بلکه فقط «حلال است» و شاید برای همین نکته بود که بلافاصله فرمود: «فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلىَ اللهِ؛ هر كس عفو و اصلاح كند اجر و پاداش او بر خداست‏»


تعداد و جنسیت فرزندان، تنها به موهبت الهی است

لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یخَْلُقُ مَا یَشَاءُ یهََبُ لِمَن یَشَاءُ إِنَاثًا وَ یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّكُورَ(49) أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَ إِنَاثًا وَ یجَْعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ(50- شوری)

مالكیّت و فرمانروایى آسمان‏ها و زمین فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد مى‏آفریند، به هر كس بخواهد دختر عطا مى‏كند و به هر كس بخواهد پسر مى‏بخشد؛ یا پسر و دختر را با هم مى‏دهد و هر كه را بخواهد عقیم مى‏كند و فرزند نمى‏دهد كه او دانا و تواناست.
هر چه هست از ناحیه او است اشاره کرده می فرماید: به هر كس اراده كند دختر مى‏بخشد و به هر كس بخواهد پسر. یا اگر بخواهد هر دو آنها را مى‏دهد و هر كس را هم که مصلحت بداند عقیم و بى فرزند مى ‏گذارد

قرآن کریم براى نشان دادن این واقعیت كه هر گونه نعمت و رحمت در این عالم از سوى خدا است و كسى از خود چیزى ندارد به یك قانون كلى و یك مصداق روشن آن اشاره كرده و مى‏فرماید: «مالكیت و حاكمیت آسمانها و زمین براى خدا است و هر چه بخواهد مى‏آفریند» و به همین دلیل همه ریزخوار خوان نعمت او هستند و نیازمند به لطف و رحمت او؛ از این رو نه غرور به هنگام نعمت منطقى است و نه یاس به هنگام مصیبت.

آنگاه به نمونه روشنى از این واقعیت كه هیچ كس از خود چیزى ندارد و هر چه هست از ناحیه او است اشاره کرده می فرماید: به هر كس اراده كند دختر مى‏بخشد و به هر كس بخواهد پسر. یا اگر بخواهد هر دو آنها را مى‏دهد و هر كس را هم که مصلحت بداند عقیم و بى فرزند مى‏گذارد.

به این ترتیب مردم را به چهار گروه تقسیم کرد: آنهایى كه تنها پسر دارند و در آرزوى دخترى هستند و آنها كه دختر دارند و در آرزوى پسرى و آنها كه هر دو را دارند و گروهى كه فاقد هر گونه فرزندند و قلبشان در آرزوى آن پر مى‏كشد.
گر چه نقش بعضى از غذاها و داروها را در افزایش احتمال تولد پسر یا دختر نمى‏توان انكار كرد، ولى باید دانست كه آن اثر را هم خدا در آن دارو و روشها قرار داده است و هیچ کدام خارج از علم و قدرت خدا نیستند

و این یك نمونه بارز از عدم توانایى انسان از یك سو، و نشانه روشن از مالكیت و حاكمیت و خالقیت خداوند از سوى دیگر است. گر چه نقش بعضى از غذاها و داروها را در افزایش احتمال تولد پسر یا دختر نمى‏توان انكار كرد، ولى باید دانست كه آن اثر را هم خدا در آن دارو و روشها قرار داده است و هیچ کدام خارج از علم و قدرت خدا نیستند.

نکته دیگری که در آیه به چشم می خورد اینکه برای هر دو جنس از تعبیر «یهب؛ مى‏بخشد» استفاده کرد و این دلیل روشنى است كه هم دختران هدیه الهى هستند و هم پسران و فرق گذاشتن میان این دو از دیدگاه یك مسلمان راستین صحیح نیست.(9)

سوره زخرف

آیاتی که هنگام سوار شدن خوانده می شود

لِتَسْتَوُاْ عَلىَ‏ ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُواْ نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُواْ سُبْحَانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنَا هَاذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ(13)وَ إِنَّا إِلىَ‏ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ(14- زخرف)

كه بر پشت آن استقرار یابید و چون بر آن استقرار یافتید، نعمت پروردگارتان را به یاد آورید و بگویید: منزّه است خدایى كه این را رام ما كرد كه ما قدرت آن را نداشتیم و ما به سوى پروردگارمان باز خواهیم گشت.

«استواء بر ظهر» به معناى استقرار بر پشت حیوان و یا هر مركب سواری دیگر است.(10) منظور از مرکب با توجه به آیه قبل (آیه 12) فقط چهارپایان نیست بلکه به قرینه «کشتی» که در آیه آمده است هر گونه وسیله نقلیه را در بر می گیرد که در عصر حاضر ماشین، قطار و هواپیما از رایج ترین آنهاست.

و «ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ» هم مفهومش این است كه اگر لطف پروردگار نبود ما هرگز قادر به کنترل و ادراه این مرکبها نبودیم. و اینکه در پایان دعای مومنین این چنین دارد که: «وَ إِنَّا إِلىَ‏ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ؛ و بی شک ما به سوى پروردگارمان باز خواهیم گشت» برای آن است که آنها را به یاد قیامت بیندازد که امروز سوار بر وسیله ای گران قیمت شده و در زمین جابجا می شویم به یاد داشته باشیم که بالاخره تابوتی هم هست که در انتظار ماست.

«استواء بر ظهر» به معناى استقرار بر پشت حیوان و یا هر مركب سواری دیگر است.(10) منظور از مرکب با توجه به آیه قبل (آیه 12) فقط چهارپایان نیست بلکه به قرینه «کشتی» که در آیه آمده است هر گونه وسیله نقلیه را در بر می گیرد که در عصر حاضر ماشین، قطار و هواپیما از رایج ترین آنهاست

در حالات امیرالمومنین علیه السلام آمده است كه هنگامی که پاى خود را در ركاب ‏گذاشت ‏فرمود: «بسم اللَّه» و هنگامى كه بر مركب استقرار یافت ‏این آیات را تلاوت کرد: «سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ وَ إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُون‏»(11)

از این رو مستحب است که انسان هنگام سوار شدن بر هر وسیله نقلیه ای با خواندن این آیات هم شکر خدا را بجا آورد و هم به یاد قیامت افتاده و فراموش نکند که روزی سوار بر تابوت به آن دیار باقی خواهد شتافت.




پی نوشت ها:

(1) آیات 6-7 سوره علق

(2) المیزان، ج18، ص56

(3) إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَ أَوْلَادُكمُ‏ْ فِتْنَةٌ وَاللهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ (15- تغابن)

(4) سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ كَیْدِی مَتِینٌ (183- اعراف)

(5) المیزان ج18 ص56

(6) إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ (11- رعد) ؛ وَ مَا أَصَبَكُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكمُ‏ْ وَ یَعْفُواْ عَن كَثِیرٍ(30- شوری)

(7) المیزان ج18 ص64

(8) کشاف زمخشری ج4 ص229. علامه طباطبایی(ره) نیز با نقل سخن او گویا پاسخ او رامی پذیرد. تفسیر نمونه هم بر این رأی است.

(9)برگرفته از نمونه ج20 ص482-483

(10) المیزان ج18 ص87
(11) مستدرک الوسایل ج8 ص136

كلمات كليدي:پسر دختر فرزند روزي ثروت

ویرایش بوسیله کاربر 1394/04/22 10:02:37 ق.ظ  | دلیل ویرایش: key words

 2 کاربر از SAGHI برای ارسال مفیدش تشکر کرده اند.
hamid3pnn در تاریخ 1395/04/11, shadman در تاریخ 1395/04/12
Guest
#2 ارسال شده : 1395/04/12 04:09:11 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 289

7 تشکر دریافتی در 7 ارسال
با سلام
در آیه اول اشاره به کل رزق بشریت دارد. یعنی جمع رزق بشریت مقدار معینی است که به طغیان همگانی نیانجامد. در اصطلاح عامیانه گفته می شود " رو دل کردن" یا "خوشی زیر دل کسی زدن" یا اُور دوز". به عبارت دیگر اشاره به اصطلاح اسکرسیتی یا کم بودن در علم اقتصاد دارد و قابل تعبیر به یک نفر نیست. و قابل جمع با آیه ان الانسان لیطغی نیست.


خدا در باب رحمتش مثال زمین و باران را می آورد که باران بر زمین مستعد موجب شکوفایی می شودو...، علامه در این موضوع توجیه کرده تفسیر نکرده اند. وقتی باران بر زمین می بارد درختانی هستند که ظرفبت جذب بیشتری دارند بیشتر بهره می برند، بعضی وقتها علفهای هرز رشد می کند و درختان تناور را هم با ضعف مواجه می کند.اگر در بیابان باشید فقط کاکتوس و درخت گز می تواند دوام بیاورد. اگر گلی رز در بیابان است حتما و حتما خشک می شود. اینجاست که خداوند می فرمایند ارض الله واسعه یعنی اگر اوضاعت خراب شد راه بیافت، سکون باعث بدبختی است. این حرکت فقط در ظاهر نیست می تواند در باطن باشد. سیر آفاق و انفس. رشته فعالیت خود را عوض کنید.
توصیه به انفاق برای همین مواقع است که کمک کنید افراد بتواند بهتر تصمیم بگیرند و کار کنند. هیچ وقت منظور از انفاق زالو پروری نبوده است. فراموش نکنیم علف هرز انفاق نخواهد کرد. دیگر اینکه فراموش نکنیم در سایه درختان بزرگ بسیاری گیاهان رشد نخواهند کرد. هر چند وجود درخت بزرگ درختان کوچک را از گزند سرما و تابشهای سوزان تابستانی نگه می دارد.

مثل آقای جنتی تفسیر نکنید که گرفتار سیل شدند چون گناه کردند.
وقتی کل بشریت گناه کند احتمالا بنا بر آیه اول کل بشریت دچار عذاب می شود. یکجا سیل، یکجا خشک سالی، یکجا آتش و...
ما چون مسلمانیم تافته جدا بافته نیستیم. همه سوار یک مرکب کوچک به نام کره زمینیم.اگر قدیم نمی دانستند الان همه می دانند. تفاسیر با توجه به معانی جدید باید بروز شود.

درباره تعداد و جنسیت فرزندان، امروزه قابل تعیین است منتهی با پول مناسب. این از آنجاهایی است که شاید بعلت آن خدا روزی بی نهایت نداده.
اما تفسیر دیگر اینکه خدا به اندازه(قدر) همه روزی می دهد خود ماییم که باید سعی کنیم درست تقسیم شود. وگرنه تلاش برای عدالت چه می شود. ثانیاً همین که کسی زنده است یعنی قدری از روزی خدا را گرفته برای بیشتر آن باید سعی کند. لیس للانسان الا ماسعی. خدا گفته به هر کس بخواهد می دهد نگفته که اگر کسی سعی کرد به او نمی دهد یا اضافه نمی کند. ان الله لایغیر ما بنفس حتی یغیروا ما بانفسهم.
اگر قرار بود همه با خدا باشد و تقدیر خدا بر این بود پس تغییر، عدل، ظلم و... معنی نداشت.

جمله آخر خدا روزی را به اندازه اینکه به همه انسانها به اندازه خوبی برسد و آنقدری هم نباشد که طغیان کنند بر بشریت نازل میکند. تقسیم آن به جنس زمین مزرعه و...( جمیع شرایط طبیعی) همچنین تعاملات انسانی بستگی دارد.

خدا علامه را بیامرزد بخاطر این تفاسیر غیر عملی و جبرگرایانه اش.
 1 کاربر از Guest برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
shadman در تاریخ 1395/04/12
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2016, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.380 ثانیه ایجاد شد.