logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:20581)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:18356)    عسل شفا بخش همه مردم-ایه 69سوره نحل (تعداد مشاهده:16958)    ایات 56تا58سوره احزاب:بر پیامبر صلوات فرستید.خدا،رسول و مومنان را اذیت نکنید (تعداد مشاهده:10612)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: آيا وقوع بلاياي طبيعي در هر محل،نشانگر ستمكار بودن اهالي آنجاست؟    دانلود قران با ترجمه فارسی بصورت فایل word و excel برای نخستین بار    تکرار در قران:ايا در قران ،کلمات تكراري داريم؟علت تكرار چيست؟    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد       آخرین رویداد تالار: افزايش ركورد تعداد ورود هم زمان به سايت به 149 در سومين روز ماه ذيحجه      

توجه

Icon
Error

SAGHI Offline
#1 ارسال شده : 1392/05/15 11:48:24 ق.ظ
SAGHI

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1390/03/30
ارسالها: 104
زن

تشکرها: 1 بار
6 تشکر دریافتی در 5 ارسال
نکات کلیدی جزء 29 قرآن کریم

بیست و نهمین قسمت از سری مقالات «معارفی از قرآن کریم» به آیاتی از جزء بیست و نهم این کتاب هدایت و سعادت اختصاص دارد. در این مقاله نیز به مانند گذشته آیاتی را محور بحث قرار داده و به بیان معارفی از آنها می پردازیم.


سوره ملک
نقش عقل و نقل در هدایت انسان


كلَُّمَا أُلْقِىَ فِیهَا فَوْجٌ سَأَلهَُمْ خَزَنَتهَُا أَ لَمْ یَأْتِكمُ‏ْ نَذِیرٌ(8) قَالُواْ بَلىَ‏ قَدْ جَاءَنَا نَذِیرٌ فَكَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شىَ‏ْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فىِ ضَلَالٍ كَبِیرٍ(9)

وَ قَالُواْ لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فىِ أَصحَْابِ السَّعِیرِ(10- ملک)

هرگاه که گروهى در جهنم انداخته می شوند، نگهبانانش از آنها مى‏پرسند: مگر بیم‏ دهنده‏ اى برای شما نیامد؟ جواب می دهند: چرا؛ آمد ولى ما او را انكار كردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز نازل نكرده است و شما بیم‏ دهندگان هم در گمراهى بزرگى هستید. آنگاه مى‏ گویند: اگر ما به دعوت نجات‏بخش آنان گوش کرده بودیم یا در حقایق خلقت تعقّل كرده بودیم؛ کارمان به اینجا نمی کشید و الان بین جهنمیان نبودیم.

مراد از « فَوْجٌ » در اینجا همان کفار و فاسقانی هستند که آنها را دسته دسته وارد جهنم می کنند.(1) منظور از «خزنة» در اینجا ملائكه‏اى هستند كه مامور بر آتشند و انواع عذاب هاى جهنم را تدبیر می‏كنند.

مراد از «سمع» و «عقل» در اینجا عمل به مقتضای این دو است. بنابراین معنای آیه این می شود: دوزخیان در پاسخ فرشتگان مى ‏گویند: اگر ما در دنیا دستورات رسولان را اطاعت كرده بودیم و یا در ادله و معارف آنها تعقل مى‏كردیم، امروز در زمره اهل جهنم نبودیم و همانند ایشان در آتش جاودان، معذب نمى‏شدیم



بنابراین هر دسته‏ اى كه به جهنم ریخته مى‏شوند، ملائكه جهنم با توبیخ از آنها مى‏ پرسند: مگر کسی که شما را از چنین عذابى بترساند برایتان نیامده بود؟ در پاسخ آنها اعتراف مى‏كنند به اینكه نذیر برایشان آمد و از آتش دوزخ انذارشان كرد؛ ولى آنها تكذیبش كردند و به او افترا بستند.



دو نکته

1. این آیات، به اصلى ترین عامل سیه ­روزی دوزخیان اشاره کرده آن را به بهترین وجه ممکن تحلیل می کند. می فرماید: خداوند متعال هم از یك سو گوش شنوا و عقل و فطرت الهی به اینها داد و هم از سوى دیگر پیامبرانش را با دلائل روشن به سوی اینها گسیل داشت؛ اگر اینها از این همه ابزار هدایت که در اختیارشان قرار گرفت بهره می بردند هرگز سرانجامشان به جهنم ختم نمی شد.

2. روح انسان به مانند زمینی است که خداوند متعال او را به چشمه درون (عقل) و نهر بیرون (وحی) مجهز کرد تا انسان با بهره از این دو نهال جان خود را برویاند و به ثمر برساند؛ اما اگر آدمی با سوء اختیار خود چشمه درون را کور کند و راه را بر نهر بیرون ببندد به هدف مطلوب از خلقت(3) نرسیده و به ناچار کویر جان او در آتش خود ساخته خواهد سوخت.


سوره حاقه
کاری که هم ردیف کفر به خداست


وَ أَمَّا مَنْ أُوتىِ‏َ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَیَقُولُ یَالَیْتَنىِ لَمْ أُوتَ كِتَابِیَهْ(25)... خُذُوهُ فَغُلُّوهُ(30)ثُمَّ الجَْحِیمَ صَلُّوهُ(31) ...

إِنَّهُ كاَنَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ(33)وَ لَا یحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِینِ(34- حاقه)

و اما كسى كه پرونده اعمالش را به دست چپش دهند، مى‏گوید: اى كاش پرونده‏ ام را دریافت نمى‏ كردم‏ ... او را بگیرید و در غل و زنجیرش كشید؛ آن گاه به دوزخش دراندازید ...

زیرا او به خداى بزرگ ایمان نمى‏ آورده و مردم را به اطعام نیازمندان تشویق نمى ‏كرده‏ است.

بر اساس این آیات عده ای را نامه عمل به دست چپ می دهند و آنها را در غل و زنجیر کشیده و به دوزخ می افکند و در مقام بیان علت این عذاب گفته می شود جرم اینها دو چیز بوده: یکی اینکه به خداوند متعال ایمان نیاوردند و دیگر اینکه مردم را برای کمک به نیازمندان و رفع حوائج آنها تشویق و ترغیب نمی کردند.


علامه طباطبایی(ره) در شرح « وَ لَا یحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِینِ » می نویسد: یعنی در مورد بینوایان سهل انگاری می کردند و رنجی که فقرا می کشیدند اهمیتی برای آنها نداشت.(4)


این آیات به روشنی معنایی که از آیه 19 سوره ذاریات فهمیده می شود را تایید می کند. آن معنا این بود که بر اهل تقوا لازم است تا بخشی از اموال خود را برای رفع نیاز نیازمندان اختصاص دهند و این غیر از واجبات مالی مانند خمس و زکات است. در این فراز، کسانی که آن واجب را ترک کرده و نسبت به نیازمندان بی تفاوت باشند را تهدید به عذابی می کند که قطعاً واقع خواهد شد.

نکته قابل توجه اینکه قرآن کریم این بی تفاوتی در حق مستمندان را گناهی بزرگ در ردیف کفر به خداوند عظیم بیان می کند که این طرز بیان گویای شدت و عظمت این معصیت است.


سوره معارج
عذاب فوری برای منکر ولایت


سَأَلَ سَائلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(1- معارج)تقاضا كننده ‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد.

براساس شأن نزولی که برای این آیه از طریق شیعه و سنی به ما رسیده است این تقاضا كننده « نعمان بن حارث» یا «نضر بن حارث» بود كه به هنگام منصوب شدن على علیه السلام به مقام خلافت و ولایت در غدیر خم و پخش شدن این خبر در شهرها، بسیار خشمگین شد و خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: آیا این جریان را از پیش خود به راه انداختی یا اینکه از ناحیه خداوند مآمور به اجرای آن بودی؟ پیامبر صلی الله علیه و آله با صراحت فرمود: از ناحیه خدا مأمور به انجام آن بودم. او که باین سخن بیشتر ناراحت شده بود گفت: خداوندا! اگر این خلافت و ولایت حق است و از ناحیه توست؛ سنگى از آسمان بر ما فرود آور! در این هنگام سنگى فرود آمد و بر سر او خورد و او را به هلاکت رساند.(5)


باز هم تاکیدی بر لزوم کمک به نیازمندان

الْمُصَلِّینَ(22)الَّذِینَ هُمْ عَلىَ‏ صَلَاتهِِمْ دَائمُونَ(23)وَ الَّذِینَ فىِ أَمْوَالهِِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ(24)لِّلسَّائلِ وَ الْمَحْرُومِ(25- معارج)

نماز گزاران، آنان كه همواره بر نمازشان مداوم و پایدارند و آنان كه در اموالشان حقّى معلوم است براى درخواست كننده [تهیدست‏] و محروم [از معیشت و ثروت].

این آیات نیز در کنار آیات 19 سوره ذاریات و 34 سوره حاقه، توجه و رسیدگی به امور نیازمندان و رفع نیاز آنها را از وظایف مهم و حتمی مردم اهل ایمان و تقوا و نماز بر شمرده و بر انجام آن تاکید می کند.
کمک به نیازمندان

باز هم تکرار می کنیم که مراد از این حق در اموال واجبات مالی مشهور مثل زکات نیست.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه بر این معنا تاکید کرده و به اشاره به روایتی از امام صادق علیه السلام می نویسد: بعضى از مفسرین حق معلوم را به زكات واجب تفسیر كرده‏ اند؛ اما در حدیثى از امام‏ صادق علیه السلام(6) آمده كه حق معلوم، زكات نیست؛ بلكه مقدار معلومى است كه به فقرا انفاق مى‏كنند.(7)

سوره جن

چه کسانی هیزم جهنمند؟


همین کسانی که در دنیا با ظلم و ستم خود آتش گناه و معصیت را در جامعه شعله ور می کردند؛ در قیامت هم هیزم و وقود جهنم شده و با ورودشان هم خود می سوزند و هم آتش دوزخ را شعله ورتر می کنند

وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكاَنُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبًا (15- جن)ستمگران که منحرفین از جاده عدالتند هیزمان جهنمند.
همین کسانی که در دنیا با ظلم و ستم خود آتش گناه و معصیت را در جامعه شعله ور می کردند؛ در قیامت هم هیزم و وقود جهنم شده و با ورودشان هم خود می سوزند و هم آتش دوزخ را شعله ورتر می کنند



این آیه از آیاتی است که با صراحت تمام اعلام می دارد که جهنم و عذاب آن باطن همین گناهانی است که افراد در دنیا خود را به آن آلوده کردند. آیه مورد بحث نظیر آیه 24 سوره بقره (فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاس‏) تبهکاران و ستمگران را هیزم و عامل برافروختگی جهنم معرفی می کند؛ همین کسانی که در دنیا با ظلم و ستم خود آتش گناه و معصیت را در جامعه شعله ور می کردند؛ در قیامت هم هیزم و وقود جهنم شده و با ورودشان هم خود می سوزند و هم آتش دوزخ را شعله ورتر می کنند.


سوره مدثر
چه کردی آمدی جهنم؟


مَا سَلَكَكمُ‏ْ فىِ سَقَرَ(42)قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ(43)وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ(44)وَ كُنَّا نخَُوضُ مَعَ الخَْائضِینَ(45)وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ(46) حَتىَّ أَتَئنَا الْیَقِینُ(47- مدثر)

[به آنان رو كرده‏] مى ‏گویند: چه چیز شما را به دوزخ وارد كرد؟ مى ‏گویند: ما از نمازگزاران نبودیم و به تهیدستان و نیازمندان طعام نمى‏ دادیم و با فرورفتگان [در گفتار و كردار باطل‏] فرومى‏ رفتیم و همواره روز جزا را انكار مى‏كردیم تا آنكه مرگ ما فرا رسید.


بر اساس این آیات، وقتی از دوزخیان سوال می شود چه کردید که اهل جهنم شدید؟ آنها چهار عامل را از مهمترین عوامل این بدعاقبتی خود معرفی می کنند و می گویند:



نخست اینكه ما از نمازگزاران نبودیم (قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ) که اگر نماز مى‏خواندیم نماز ما را به یاد خدا مى‏انداخت و نهى از فحشاء و منكر مى‏كرد و ما را به صراط مستقیم الهى دعوت مى‏نمود.(8)

دیگر اینكه ما اطعام مسكین نمى ‏كردیم (وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ) مراد از «اطعام مسكین»، انفاق بر تهى دستان جامعه است به مقدارى كه بتوانند كمر راست كنند و حوائجشان برطرف شود.(9) گرچه اطعام مسكین به معنى غذا دادن به بینوایان است؛ ولى ظاهرا منظور از آن، هر گونه كمك به نیازمندیهاى ضرورى نیازمندان مى‏باشد؛ اعم از خوراك و پوشاك و مسكن و غیر اینها.(10)


گرچه اطعام مسكین به معنى غذا دادن به بینوایان است؛ ولى ظاهرا منظور از آن، هر گونه كمك به نیازمندیهاى ضرورى نیازمندان مى‏باشد؛ اعم از خوراك و پوشاك و مسكن و غیر اینها



منظور از «خوض» سرگرمى عملى و زبانى در باطل، و فرو رفتن در آن است، به طورى كه به كلى از توجه به غیر باطل غفلت شود.(12)

«خوض در باطل» معنى وسیع و گسترده‏ا ى دارد كه هم شامل ورود در مجالس كسانى مى‏شود كه آیات خدا را به باد استهزا مى‏گیرند، تبلیغات ضد اسلامى مى‏كنند، یا ترویج بدعت مى‏نمایند، و یا شوخی هاى ركیك دارند، یا گناهانى را كه انجام داده‏اند به عنوان افتخار یا لذت نقل مى‏كنند، و همچنین شركت در مجالس غیبت و تهمت و لهو و لعب و مانند آنها، ولى در آیه مورد بحث بیشتر نظر بر مجالسى است كه براى تضعیف دین خدا و استهزاى مقدسات، و ترویج كفر و شرك و بى‏دینى تشكیل مى‏شود.

این آیات به خوبى استفاده مى‏شود كه این امور چهار گانه یعنى«نماز» و «زكات» و «ترك مجالس اهل باطل» و «ایمان به قیامت»، اهمیت و نقش فوق العاده‏اى در هدایت و تربیت انسان دارد و بر همین اساس؛ جهنم جاى نمازگزاران واقعى، زكات دهندگان، تاركان باطل و مؤمنان به قیامت نیست



سپس مى‏افزایند: و اینكه ما همواره روز جزا را انكار مى‏كردیم (وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ)؛ تا زمانى كه مرگ ما فرا رسید (حَتَّى أَتانَا الْیَقِینُ). ناگفته پیداست که انكار معاد و روز حساب، تمام ارزش هاى الهى و اخلاقى را متزلزل مى‏سازد و انسان را براى ارتكاب گناه شجاع مى‏كند، و موانع را از این راه بر مى‏دارد، مخصوصاً اگر این مسأله به صورت یك امر مداوم تا پایان عمر در آید.

از این آیات به خوبى استفاده مى‏شود كه این امور چهار گانه یعنى«نماز» و «زكات» و «ترك مجالس اهل باطل» و «ایمان به قیامت»، اهمیت و نقش فوق العاده‏اى در هدایت و تربیت انسان دارد و بر همین اساس؛ جهنم جاى نمازگزاران واقعى، زكات دهندگان، تاركان باطل و مؤمنان به قیامت نیست.(13)




پی نوشت ها :

(1) وَ سِیقَ الَّذِینَ كَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ زُمَراً : كسانى كه كافر شدند دسته دسته به سوى دوزخ سوق داده مى‏شوند. (71- زمر)

(2) ر.ک: المیزان ج19 ص352-353

(3) وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ (56- ذاریات)

(4) المیزان ج19 ص401

(5) به نقل از تفسیر نمونه ج25 ص9

(6) من لا یحضره الفقیه ج2 ص48 و نیز کنزالدقائق ج14 ص457

(7) المیزان ج20 ص15-16

(8) نمونه ج25 ص253

(9) المیزان ج20 ص97

(10) نمونه ج25 ص253

(11) نمونه ج25 ص254

(12) المیزان ج20 ص97

(13) نمونه ج25 ص254-255

کلمات کلیدی:مسکین اطعام جهنم عقل نماز

ویرایش بوسیله کاربر 1394/04/25 03:47:16 ب.ظ  | دلیل ویرایش: key words

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest (3)
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2016, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.599 ثانیه ایجاد شد.