logo
پر بازدید ترین عناوین تالار از ابتدا: مطالب زیبا با آیات (تعداد مشاهده:173228)    ایه 59 سوره احزاب(حجاب):زنان مسلمان،جلباب(روپوش) رابه بدن خود نزدیک کنند تا مورد اذیت قرار نگیرند (تعداد مشاهده:135746)    آیا زنان کفار که به اسارت مسلمانان در می آیند بر مسلمانان حلال میشوند و زناشویی با آنها اشکال ندارد (تعداد مشاهده:125983)    اوقات نماز های یومیه در قران (تعداد مشاهده:92267)      پر بازدید ترین عناوین سه ماه گذشته: ضروري دين چيست؟ ايا انكار ضروريات دين، موجب كفر و قتل فرد ميشود؟    ترجمه تدبر و فهم سوره حج    انتشار کتاب فرهنگ قرآن اموز و دانلود رایگان فایل دیجیتال آن    حقوق بشر در اسلام : نقاط مثبت و منفي اعلاميه جهاني حقوق بشر چيست؟             

توجه

Icon
Error

ali Offline
#1 ارسال شده : 1394/04/27 02:43:49 ب.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,827

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
داستان ذبح اسماعيل در قران-ذبح عظيم در قران كيست؟ امام حسين است؟آيه ذبح عظيم كجاست؟

بنام خدا

خداوند در سوره صافات به بیان داستان خواب حضرت ابراهیم و اماده شدن او برای قربانی اسماعیل اشاره کرده است.

خداوند هم او را از این کار باز میدارد و میفرماید او را با ذبحی عظیم فدیه گرفتیم

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿۱۰۲﴾

فولادوند: و وقتى با او به جايگاه سعى رسيد گفت اى پسرك من من در خواب [چنين] مى‏بينم كه تو را سر مى‏برم پس ببين چه به نظرت مى‏ آيد گفت اى پدر من آنچه را مامورى بكن ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت


فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿۱۰۳﴾

فولادوند: پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند


وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿۱۰۴﴾

فولادوند: او را ندا داديم كه اى ابراهيم


قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۰۵﴾

فولادوند: رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‏ دهيم


إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ ﴿۱۰۶﴾

فولادوند: راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود


وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿۱۰۷﴾

فولادوند: و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم

مکارم: ما ذبح عظيمي را فداي او كرديم.


وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۰۸﴾

فولادوند: و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم


منظور از ذبح عظیم چیست؟آیا همان قوچ آسمانی است ؟

کلمات کلیدی:اسماعیل ابراهیم قربانی ذبح رویا امام حسين اخلاق

ویرایش بوسیله کاربر 1402/12/13 09:02:53 ق.ظ  | دلیل ویرایش: edit

maghrebi Offline
#2 ارسال شده : 1394/04/27 11:07:51 ب.ظ
maghrebi

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1393/12/24
ارسالها: 43
Iran (Islamic Republic Of)

3 تشکر دریافتی در 2 ارسال
برخی از مفسران شیعه از جمله ملا محسن فیض کاشانی در تفسیر صافی، سید هاشم بحرانی در تفسیر برهان، حویزی در تفسیر نور الثقلین، و مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار، طبق حدیثی که در عیون اخبار الرّضا روایت شده است، آورده ‌اند که در این جا منظور از«ذبح عظیم» امام حسین (ع) است که از ذریه ابراهیم‌ است و او قربانی عظیمی بود که جانشین ذبح اسماعیل قرار گرفت.

منشأ این تفسیر، روایتی است که شیخ صدوق (ره) در کتاب خصال نقل می‌کند:
هنگامی‌که خداوند، گوسفندی را به جای ذبح اسماعیل، برای ابراهیم (ع) فرستاد، ایشان درخواست کرد که فرزندش را ذبح کند تا با تحمل غم و اندوه دل پدری که به دست خویشتن، فرزندش را ذبح کرده است، درجاتش بالا رود. خداوند از او پرسید: محبوب‌ترین مخلوقاتم نزد تو کیست؟ پاسخ داد: محبوب‌تر از حبیبت، محمد (ص) نیافریدی. فرمود: نزد تو، او محبوب‌تر است یا خودت؟ گفت: او. فرمود: فرزند او نزد تو محبوب‌تر است یا فرزند خودت؟ گفت: فرزند او. فرمود: این‌که فرزند او را دشمنانش از روی ستم ذبح کردند، تو را بیش‌تر اندوهگین می‌سازد یا این‌که فرزندت را به دست خود ذبح کنی؟ گفت: پروردگارا ذبح او به دست دشمنانش دلم را اندوهگین کرد. فرمود: ای ابراهیم شخصی از امت محمد، فرزندش حسین را بعد از او، از روی ظلم، هم‌چون گوسفند ذبح می‌کند و با این کار، گرفتار غضب من می‌شود. دل ابراهیم اندوهگین شد و ناله و گریه سر داد. وحی آمد که‌ای ابراهیم ناله‌ات را پذیرفتم و آن را جایگزین ناله و زاری برای فرزندت ـ اگر او را ذبح می‌کردی ـ کردم و برایت درجات اهل ثواب بر مصیبت‌ها را واجب کردم و این همان قول خداوند است که فرمود: (وَفَدَیْناهُ بِذِبْح عَظِـیم). ۲

روایت یاد شده، ظاهراً از نظر سند مشکلی ندارد; زیرا راویان آن عبارتند از: عبدالواحد بن محمد بن عبدوس نیشابوری العطّار (استاد شیخ صدوق)، علی بن محمد بن قتیبه النیشابوری و فضل بن شاذان از اصحاب ائمه(ع) که همه آنان یا مورد اعتماد و ستایش قرار گرفته‌اند و یا از اصحاب و بزرگانند. ۳

واضح است که لسان این‌گونه روایات، تأویل آیات است،

منابع:
۱]. ر.ک: تفسیر کنزالدقائق، ج ۱۱، ص ۱۷۱ ـ ۱۷۲٫
[۲]. ر.ک: خصال، ج ۱، ص ۵۸ ـ ۵۹; صافات (۳۷) آیه ۱۰۷٫
[۳]. ر.ک: طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، ص ۲۰۵; رجال نجاشی، ص ۲۵۹٫


ذبح عظیم، در لغت ذبیح و مذبوح بزرگ و بزرگوار است که ترکیب وصفی است که در سوره صافات آیه «و فدیناه بذبح عظیم» به عوض او ذبح عظیمی را پذیرفتیم.
غالب مفسران شیعه شیعه و سنی ذبح عظیم را قوچی دانسته اند.

ولی برخی تفاسیر شیعه به نقل از عیون اخبارالرضا روایتی از فضل بن شاذان نیشابوری از امام رضا (ع) آورده اند که ذبح عظیم امام حسین بوده است.

1-برخی اشکال کرده اند که فضل بن شاذان شاگرد امام رضا نبوده است. این موضوع را چند رجال شناس ادعا کرده اند ولی اکثر رجال شناسان خلاف آن را گفته اند.

2-فضل می گوید از امام رضا شنیده ام و این اگر دروغ باشد به تمامی نقل های او آسیب می زند.

3-بسیاری روایات عیون نقل از فضل بن شاذان است که کل روایات را زیر سوال می برد.
4-ایشان روایاتی با واسطه از امام کاظم هم نقل کرده است که نشان دهنده معاصر بودن با امام رضا می باشد.

5-ذبح عظیم نمی تواند قوچی باشد زیرا این برخلاف قرینه متنی است زیرا بر طبق این قرینه باید ذبح عظیم شخصیتی برتر از اسماعیل باشد.

6-علامه طباطبائی می فرماید چون ذبح به امر الهی بوده است و خداوند نسبت داده شده است، واژه عظیم بکار رفته است و گرنه خود ذبح فی نفسه عظیم نبوده است. این بیان علامه با قرینه لفظی و متنی آن ناسازگار است و قرینه لفظی مقدم است.

7- شیوه علامه در تفسیر رویکردی عقلی و فلسفی و تفسیر قرآن به قرآن است و روایات را برای تایید ذکر می نماید به طوری با دلایل عقلی ناسازگار نباشد.
حمید فغفور مغربی
sm.khadem Offline
#3 ارسال شده : 1394/04/28 02:39:23 ب.ظ
sm.khadem

رتبه: Newbie

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1392/07/21
ارسالها: 8

1 تشکر دریافتی در 1 ارسال
" وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ" يعنى ما فرزند او را فدا داديم به ذبحى عظيم كه- بنا بر آنچه در روايات آمده- عبارت بود از قوچى كه جبرئيل از ناحيه خداى تعالى آورد. و مراد از" ذبح عظيم" بزرگى جثه قوچ نيست، بلكه چون از ناحيه خدا آمد و خداى تعالى آن را عوض اسماعيل قرار داد عظمت داشت.(تفسیر المیزان)

وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ مقصود از «ذبح» آن حيوانى است كه آماده و مهيّا شده كه ذبح و قربانى شود و منظور از «عظيم» بزرگى جثّه و چاقى آن است. (تفسیر جوامع الجامع)

وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ (و فديه داديم او را به ذبح عظيم) لفظ (فداء) چيزى را گويند كه به جاى چيز ديگرى قرار داده شود كه از چيز اول، ضرر بر- طرف شود و (ذبح) به معنى مذبوح و آن كه ذبح گرديده شود مى‏ باشد و مقصود اين كه ما ذبح را به جاى آن قرار داده مانند اسيرى كه مقابل چيزى فديه و آزاد شود.(تفسیر مجمع البیان)

آيه 107 وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ.
آرى چون حضرت ابراهيم (ع) مى‏خواست خون مقدس و رنگين فرزند عزيزش را در راه پروردگار مهربانش ريخته و قربانى شود و خداى سبحان اجازه نداد لذا خداى عزيز براى تسكين قلب مبارك ابراهيم مى ‏فرمايد: ما ذبح و قربانى بزرگى را براى ابراهيم فدا كرديم.

قربانى كه از هر نظر با عظمت و بزرگ است. آنهم عظمتى كه خدا آنرا عظيم بداند. و از جمله عظمتهاى آن قربانى كه قوچى از بهشت بوده اين است كه يك سنت هميشگى شده براى حجاج. زيرا هر شخص حاجى در روز عيد قربان يعنى روز دهم ماه ذيحجه موظف است يك گوسفند در قربانگاه (منا) قربانى كند. و اين سنت بزرگ تا به قيام قيامت ادامه خواهد داشت.(تفسیر آسان)


در اينكه عظمت اين ذبح از چه نظر بوده از نظر جسمانى و ظاهرى؟ و يا از جهت اينكه فداى فرزند ابراهيم شد؟ و يا از نظر اينكه براى خدا و در راه خدا بود؟
و يا از اين نظر كه اين قربانى از سوى خدا براى ابراهيم فرستاده شد؟

مفسران گفتگوهاى فراوانى دارند، ولى هيچ مانعى ندارد كه تمام اين جهات در ذبح عظيم جمع، و از ديدگاههاى مختلف داراى عظمت باشد.
يكى از نشانه‏ هاى عظمت اين ذبح آن است كه با گذشت زمان سال به سال وسعت بيشترى يافته، و الان در هر سال بيش از يك ميليون به ياد آن ذبح عظيم ذبح مى‏كنند و خاطره‏اش را زنده نگه مى ‏دارد.

" فدينا" از ماده" فدا" در اصل به معنى قرار دادن چيزى به عنوان بلاگردان و دفع ضرر از شخص يا چيز ديگر است، لذا مالى را كه براى آزاد كردن اسير مى‏ دهند" فديه" مى‏ گويند، و نيز كفاره‏ اى را كه بعضى از بيماران بجاى روزه مى‏دهند به اين نام ناميده مى‏شود.(تفسیر نمونه)

«وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ- و او را به ذبحى بزرگ بازخريديم.»

با اين ذبح و قربانى آن حضرت- عليه السّلام- سنّتى نهاد كه مؤمنان تا
امروز بدان رفتار مى ‏كنند، و در منى و در سرتاسر جهان به پيروى از او قربانى مى‏كنند، و شايد از اين جهت و از لحاظ عالمگيرى است كه عظيم ناميده شده. و گفته‏ اند «ذبح عظيم» همان سبط شهيد، امام حسين بن على (ع) است كه حضرتش را در كربلا تشنه سر از پيكر جدا كردند و فداى دين خدا و مقاومت در برابر عادات جاهلى اموى شد.(تفسیر هدایت)

وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ تعبير بعظمت براى اينست كه اين سنت شد و واجب تا قيامت كه در اعمال حج بازاء فرزند خداوند قربانى را واجب كرده و تا قربانى نشود از احرام بيرون نميآيد و ما احتياج بتوجيهات مفسرين نداريم كه بگويند از بهشت بوده يا قربانى هابيل بوده يا چون مخلوق بدون توليد بوده و بعضى گفتند مراد شهادت ابى عبد اللَّه است اينهم بنظر نميآيد زيرا ابى عبد اللَّه را خدا فداى اسمعيل نميكند و شاهد بر آنچه گفتيم آيه بعد است كه ميفرمايد:

وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ (108)
و گذارديم بر او در كسانى كه پس از او مى- آيند.


يعنى سنة سنيّه شد از ابراهيم براى ديگران كه در اسلام هم جارى شد كه بسيارى از سنن حج از ابراهيم است كه از آن جمله قربانيست.(تفسیر اطیب البیان)


من پیرامون آیه (۱۰۷/ صافات: و فدیناه بذبح عظیم ) به تفاسیر متعددی مراجعه کردم و نظرات مفسران را مطالعه کردم كه در بالا ارايه شد، به این نتیجه رسیدم که تفاسیر ظاهر آیه را تفسیر کرده اند ، بجز اونی که درباره امام حسین(ع) تفسیر شده است، و اینجا این سوال پیش میاد که چی در امام حسین و حضرت ابراهیم و اسماعیل مشترک هست؟

اینکه هرسه نفر بر نفسشون غلبه کرده اند و چون در آیه های بعد گفته شده که آن را برای آینده گان هم گذاشتیم، پس همان قربانی کردن نفس و منیّت است که خیلی عظیم است،آنقدر که فرشته خدا را به زمین میکشاند و به ابراهیم فرمان میدهد که دست نگهدار

حالا که نفس و منیت تون را قربانی کردین، وقتش رسیده که این قربانی کردن نماد بشه و تا آیندگان هم ادامه پیدا کند.

این برداشت من از این آیه بود،چون در این سوره «کرب عظیم، فوز عظیم و ذبح عظیم» بکار برده شده و اینها میتونه زنجیروار به هم ربط داشته باشه و بطن آیات به همون کشتن منیت و قربانی کردن نفس و سربلند بیرون آمدن ختم بشه.

ویرایش بوسیله کاربر 1394/04/30 01:53:44 ب.ظ  | دلیل ویرایش: font

admin1 Offline
#4 ارسال شده : 1394/04/29 05:54:31 ب.ظ
admin1

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/14
ارسالها: 199

8 تشکر دریافتی در 7 ارسال
ذبح عظیم باید همان کشتن نفس باشد.

از نظر محتوایی نمی توان روایت را پذیرفت.زیرا اصلا با معنای فدیه جور در نمی اید.

فدیه رادر قبال عدم انجام کاری لازم می پردازند.همانطور که در اکثر تفاسیر قوچ بزرگی را فدیه گرفته اند.حال در برابر عدم ذبح اسماعیل ،امام حسین فدیه قرار گرفته است.!

مطلب دوم اینکه :هدف از کل ماجرا ازمایش حضرت ابراهیم بود که سر بلند خارج شد و مسرور شد.حال او طلب اندوه نمود واندوه حسین را فدیه برایش قرار. دادند!

کما اینکه علامه طباطبایی در تفسیر ذبح عظیم هیچ اشاره ای به این روایت. ننموده است.

از نظر سند هم نجاشی فضل بن شاذان را از یاران امام هادی و عسکری (ع)ذکر می کند.ودر روایت فضل از امام رضا تردید کرده است.


ارسال شده توسط سرکار خانم دکتر طیبه خمسی

ویرایش بوسیله کاربر 1394/04/30 01:55:50 ب.ظ  | دلیل ویرایش: font

مدیر تالار
maghrebi Offline
#5 ارسال شده : 1394/05/19 07:09:46 ق.ظ
maghrebi

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1393/12/24
ارسالها: 43
Iran (Islamic Republic Of)

3 تشکر دریافتی در 2 ارسال
ذبح عظیم چیست؟
در تفسیر آیه 107سوره صافات، اگر نگوئیم اجماع، تقریبا تمامی مفسران قرآن بر این باورند که فدیه اسماعیل گوسفندی بود که از عالم غیب و بهشت رسید و فدیه اسماعیل شد. آیا می توان پذیرفت که قربانی شدن گوسفندی با تعبیر شگفت آور ذبح عظیم مطرح شود؟ در قرآن وصف عظیم در چند مورد بیشتر به کار برده نشده است برای خداوند رب عظیم، برای قیامت نبا عظیم، برای عرش خداوند و سرانجام برای اخلاق پیامبر اسلام به کار رفته است. آیا می توان پذیرفت قربانی کردن گوسفندی ذبح عظیم باشد؟

به نظر می رسد برخی از عالمان و مفسران با چنین پرسشی در ذهن خود مواجه شده اند؛ چگونه قربانی کردن گوسفند، ذبح عظیم است؟ در این باره در روایات، تاویلات گوناگونی ذکر شده است.
ماوردی(م ۴۵۰ ق) در تفسیر النکت و العیون به پنج روایت یا تاویل اشاره می کند. از جمله ؛ گوسفد مورد قبول خداوند بود و نیز موجب برکت بود، از بهشت آمده بود و جثه ای عظیم داشت. دیگر مفسران هم تقریبا بر همین نکات تاکید کرده اند. سخنی که مورد پذرش اکثر مفسران است، تاکید بر این نکته است که گوسفند بهشتی بود. یا این که چون گوسفند از سوی خداوند فرستاده شده بود عظیم بود
زمخشری (م ۵۳۸ ق) در تفسیر کشاف در اهمیت گوسفند، از ابن عباس نقل می کند: همان گوسفندی بود که هابیل قربانی کرده بود؛ در بهشت نگهداری می شد تا فدای اسماعیل شود.
امام فخر رازی(م ۶۰۶ ق) نیز در باره عظیم دو قول را نقل کرده است. اول نقل سعید بن جبیر؛ آن گوسفند چهل پاییز در بهشت بوده است و به خوبی پروار شده بود، از این رو واژه عظیم را خداوند برای او به کار برده است. دوم نقل سدی، از این رو که آن گوسفند فدای اسماعیل شد، عظیم خوانده شده است.
قرطبی هم در تفسیرش الجامع لاحکام القرآن، بر قول دوم رازی تاکید می کند.
ابن کثیر (۷۷۴ ق) تاکید بر گوسفند و ویژگی های آن می نماید. از جمله پشم گوسفند قرمز بوده است و جریر نامیده شده بود.
بغوی (۵۱۶ ق) در معالم التنزیل، برای نشان دادن ویژگی فوق العاده گوسفند، چنین آورده است؛ وقتی قرار شد گوسفند به جای اسماعیل قربانی شود، ابراهیم و اسماعیل و جبرئیل و گوسفند، همگی تکبیر گفتند.
بیضاوی (۶۸۵ ق) در انوار التنزیل، سه ویژگی را بیان کرده است. اول گوسفند جثه ای عظیم داشت. دوم: از آن رو که فدای اسماعیل پیامبر می شد، عظیم بود. قول سوم: آن گوسفند از بهشت آمده بود.
ابن عطیه (۵۴۶ ق) در تفسیر خود به نام المحرر الوجیز، روایت کرده است که گوسفند ویژه ای بود و نه از نسل گوسفندانی دیگر. این اقوال نشان دهنده آن است که مفسران برای تبیین صفت عظیم، اقوالی را روایت کرده اند که گوسفند را در موقعیتی فراتر قرار می دهد.
ثعلبی (۴۲۷ ق) در تفسیرش الکشف و البیان می گوید، گوسفند قربانی نسبت به دیگر گوسفندان عظیم بود.

شیخ طبرسی (۵۴۸ ق) در تفسیر مجمع البیان می نویسد عظیم صفت اسماعیل است و نه گوسفند، گوسفند در حقیقت فدای انسانی عظیم شد. این توجیه یا تفسیر، گرچه مناسب تر به نظر می رسد و صفت عظیم را از اختصاص آن به گوسفند منصرف می کند، ولی با سیاق آیه ناسازگار است. عظیم صفت ذبح یعنی مذبوح می باشد و نه اسماعیل.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، دو نکته را بیان کرده اند. عظمت در آن بود که گوسفند از سوی خداوند آمده بود و دوم: فدای اسماعیل شد.
سرانجام دیدگاه دیگری ذبح عظیم را امام حسین می داند و قربانگاه او عاشورا و کربلا بود. با این تاویل واژه عظیم معنای حقیقی خویش را پیدا می کند و حقیقت قربانی شدن اسماعیل و فدیه او آشکار می گردد، دلیل آن روایتی است که در برخی جوامع روائی آمده است.

شیخ صدوق در خصال، روایتی از امام رضا (ع) نقل کرده است، که به نحوی ذبح عظیم، شهادت امام حسین (ع) تاویل شده است. این روایت پس از شیخ صدوق در منابع گوناگون از جمله تفسیر نورالثقلین نوشته حویزی (۱۱ ق) نقل شده است بر اساس روایت، خداوند به ابراهیم می گوید، به جای سوگ فرزندش، بر سوگ امام حسین بگرید. شیخ صدوق، خصال، ص. ۵۶تا ۵۹ و نیز نورالثقلین جلد ۴ ص. ۴۳۰ مکتبه الشیعه.
ناگفته نماند که بر این دیدگاه هم نقدهائی صورت پذیرفته است:
الف: اگر شهادت امام حسین فدیه قربانی شدن اسماعیل باشد، بایست شان اسماعیل از امام حسین بالاتر باشد؛ زیرا مفدی عنه- اسماعیل- مرجح بر مفدی به خواهد بود.
ب: قرآن قربانی فدیه را به شکل زمان گذشته روایت کرده است و نه آینده
هر دو اشکال ادبی پاسخ های ادبی هم داده شده است که شاید نیازی به ذکر آن نباشد.
می توان اشاره کرد چون ذبیح الله بودن از برترین مقامات است کسی باید ذبح شود که مقام برتری داشته باشد و همه اولیای الهی مقام ذبیح الهی دارند زیرا آماده اند جان خود را فدا کنند.
ماضی بودن فعل نه تنها آسیبی ندارد بلکه پیامی از قطعی بودن دارد.
هم چنین اقبال لاهوری ذبح عظیم را شهادت امام حسین می داند. او شهادت امام حسین را از یک واقعه در زمانی خاص به پیمان انسان با خداوند تاویل می کند که شهادت امام حسین بیانگر همان پیمان بود
معنی ذبح عظیم آمد پسر
سرّ ابراهیم و اسماعیل بود
یعنی ان اجمال را تفصیل بود
رمز قران از حسین آموختیم
زآتش او شعله ها اندوختیم
اقبال، کلیات فارسی، ص. ۷۴و ۷۵

هم چنین شهریار هم در شعر عاشورایی خود، تعبیر ذبح عظیم را برای شهیدان کربلا به کار برده است.
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

قربانی شدن اسماعیل توسط ابراهیم، نشان از عشق عمیق ابراهیم نسبت به خداوند بوده است. که حقیقت این عشق، در کربلا و عاشورا آشکار می شود.
شاید جمله زینب (س)، معرف این عشق بود که فرمود جز زیبایی چیزی ندیدم. ما رایت الا جمیلا
البته همه انبیاء و اولیای الهی مظهر چنین عشق و شوری هستند.

بیان امام رضا (ع) و تفسیر برخی مفسران ، از ذبح عظیم، دریچه و افقی را می گشاید، که بی تردید تفسیر و تاویل گوسفند قربانی با همه بزرگی که برایش روایت کرده اند، نخواهد داشت. تاویل ذبح عظیم به امام حسین آیه را تا عمق جان انسان نفوذ می دهد و تفسیر و تاویل گوسفند، هم چنان با سوال و چالش جدی مواجه است.
حمید فغفور مغربی
ali Offline
#6 ارسال شده : 1396/08/10 11:43:34 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,827

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
بر حسب آیه ی ۱۰۷ سوره ی صافات اسماعیل در عوض یک قربانی بزرگ از کشته شدن آزاد شده. آن قربانی بزرگ چه بود ؟

🔹 «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ»

🔸 «و اسماعیل را در ازای کشتنِ [:قربانیِ] بزرگی رهانیدیم.»

بجاى کشتن اسماعیل قربانى دیگرى به میان آمد که اینجا" ذبح عظیم" خوانده شده، و آیا- چنانکه در روایاتى آمده این ذبح عظیم که بجاى ذبح اسماعیل بوده درباره حضرت حسین بن على علیه السلام است؟

هرگز! زیرا اولًا ذبح حضرتش به فرمان ربانى نبوده
، وانگهى حضرت حسین بن على علیه السلام بسیار برتر و والاتر از اسماعیل علیه السلام است، پس چگونه بجاى او فدا و ذبح مى گردد؟!

یا مقصود گوسفندى بوده که بجاى حضرتش فدا و قربانى شده؟ ولى این هم که عظیم نیست. اسماعیل کجا و گوسفندى کجا که به هر مناسبتى ذبح مى شود،

بلکه در این میان مى توان گفت: این ذبح عظیم استمرار و تداوم قربانى هاى حج براى خداست در منى و غیر آن که بسى از نظر ظاهر و باطن پر معناست.

ظاهرش سیر کردن گرسنگانى از میهمانان درمانده خداست، و نیز نگریستن سیلهاى خون در این میان که قربانى کنندگان با دیدن این سیل خون در راه خدا از خون دادن و خونریزى در راه او هرگز نهراسند، و معناى معنوى دومینش این است که خدایا من خود را در راه تو آماده کشته شدن کرده ام، که همه چیزم را در راهت فدا کنم، چنانکه ابراهیم اینگونه مأموریت یافت، ولى چنانکه جریان ابراهیم خود امتحانى عمیق بود و نه کشتن اسماعیل، من هم بجاى خودکشى در راهت که در شریعت تو ممنوع است - آنچه در امکان دارم از حیوانات حلال گوشت در راه تو ذبح مى کنم که در جمع قربانیها در این مثلث ذبح عظیم است،

البته بزرگتر از ذبح امتحانى اسماعیل نیست، بلکه استمرارهایى با عظمت است که در طول خط تکلیف این قربانى حلال در بُعد اخیرش به چهره ذبح حیواناتى حلال گوشت صورت گیرد، و در ابعادى قوى تر جهات معنوى این قربانى مراعات شود، و بالاخره در نقطه آخرینش در جهاد فى سبیل اللَّه براى جانبازى در راه خدا آماده شود.


📙 منبع : تفسیر ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی
ali Offline
#7 ارسال شده : 1397/05/10 10:37:29 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,827

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
برداشتي متفاوت از داستان ذبح اسماعيل توسط ابراهيم از محي الدين عربي ،نبرد عقل و نفس :

ابراهیم در خواب ،ذبح اسماعیل را دید.اما اسماعیل ذبح نشد. پس چگونه رویای او محقق شد؟




داستان های قرآن، داستان «انسان» هستند🔸

راه آموزش قرآن اين است که انسان، کلّ جريان انسانیت را در يک داستان قرآن مطالعه کند. اگر هر کس اين چنين به قرآن نگاه کند قرآن براي او هدايت کننده است.
محی الدین عربی مسائل را در ارتباط با «عقل» و «نفس» می بیند. از این جهت در ذیل آیه ی «قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى‌ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ ...» می گوید: : «اذ قال ابراهیم العقل لاسماعیل النفس». این تفسیر کسی است که انسان را با حدود قرآنی می‌شناسد.

اگر انسان بتواند دقیق بفهمد که قران دربارۀ «خصوصیات انسان» صحبت می کند، آن وقت می بیند که چه قدر مطالب قرآن پربار میشود! چه قدر مطالب، عام می شود! چقد خود انسان در فهم مسائل اسلامی از زندان این تعلقات درمی آید! [اینکه قرآن این قصه ها را بیان می کند،] بهانه‎اش است. به این بهانه می خواهد «انسان» را شرح بدهد و چیزی دربارة «انسان» بگوید.

این نه تفسیر به رأی است، نه تفسیر بمالا یرضی صاحبه است و نه انحراف در مسئله است. فقط این است که انسان التفات پیدا کند به ایماها و اشاره‎های قرآن. قصه های قرآن، قصه همه انسان ها در تمام زمان ها و در تمام مکان هاست. از دید محی الدین، هدف قرآن، قصه و «اساطیر اولین» نیست. هدف قرآن، تذکره و بیدار کردن است.
سعدی مثل محی الدین است. چه زیبا بیان می کند:
ما کشته نفسیم و بس آوخ که برآید
از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم

محی الدین، مسئله را در «انسان» می بیند و این دیدگاه صحیحی است.

یعنی وقتی ابراهیم مطرح می شود، در واقع همه انسان ها مطرح می شوند و ابراهیم، مظهر عقل و فطرت انسانی است. ایشان در آیه ی «إذ قال ابراهیم» تفسیر می‌کند به: «اذ قال ابراهیم العقل لاسماعیل النفس». آیه، دربارۀ آنچه ابراهیم کرده است صحبت می‌کند؛ اما ایشان این‌گونه معنی می‌کند که ابراهیمِ عقل به اسماعیلِ نفس گفت: من تو را ذبح می‌کنم. اسماعیل گفت: پدر، انجام بده آنچه به آن مأموری، من را از صابران خواهی یافت.

لطافت کار محی‌الدین اینجاست که می‌گوید مردم فکر می‌کنند که ابراهیم فرزند خودش را سر می‌برد و می‌دانید که خدای تعالی قبل از اینکه فرزند را ذبح کند، به او گفت: ابراهیم، مأموریتت را انجام دادی و از ذبح اسماعیل معاف شدی.
محی‌الدین می‌گوید: ذبح صورت گرفت اما شما نفهمیدید؛ چون در آیه می‌گوید:

وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا
ما ندا کردیم به ابراهیم، ابراهیم آن رؤیا و مأموریت را تصدیق کرد و انجام شد.

ابراهیم در خواب دیده بود که فرزندش را ذبح می‌کند، درصورتی‌که دستور یافت کار را متوقف کند و اگر کار متوقف شده باشد، ذبحی صورت نگرفته است [و رؤیای او هم تصدیق نشده]. محی‌الدین می‌گوید: ذبحی صورت گرفت و شما نفهمیدید! آن چیزی که بنا بود ذبح شود، ذبح شد و آن تعلقاتش بوده است. قرار نبود که خون اسماعیل ریخته شود؛ بلکه بنا بود ابراهیم «آزاد» شود.

هدف این بود که ابراهیم با اطاعتی که از فرمان الهی می‌کند، از تمام علاقه‌ها و تعلقات خود که در اسماعیل تبلور پیدا کرده بود، آزاد شود. قرآن درست می‌گوید که گفت:...قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا : ذبح انجام شد. ذبح این بود که ابراهیم تعلقات خود را ذبح کند و کرد. وقتی ابراهیم کارد را بر گلوی اسماعیل می‌کشد، کارد را بر تمام روابط خود با اسماعیل می‌کشد؛ کارد را بر تعلقات خودش می‌کشد. ازاین‌جهت قرآن این‌گونه بیان می‌کند: فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ: وقتی «هر دو»، هم پدر و هم پسر تسلیم شدند ...

می‌گوید: شما فکر کردید ما گفتیم بکش و بعد دلمان نیامد و گفتیم نکش و کار را نیمه‌تمام رها کردیم؟

دستوری دادیم و آن امر را انجام‌نشده نسخ کردیم؟ شما متوجه نشدید آنچه بنا بود کشته شود، کشته شد. ابراهیم آزاد شد. اسماعیل از تعلق به خود آزاد شد.
ابراهیم از تعلق به اسماعیل آزاد شد. ازاین‌جهت در «اذ قال ابراهیم لاسماعیل» می‌گوید: «اذ قال ابراهیم العقل لاسماعیل النفس...» که اسماعیل جنبۀ تعلقی ابراهیم است. آنکه یک مقدار انسان را شناخته است، وقتی می‌خواهد آیات را تفسیر کند، متوجه این لطافت‌ها می‌شود؛ یعنی قرآن برای این فرد مزۀ دیگری دارد، معنی دیگر و رسایی دیگری دارد.

🔹نقل از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله علیه

ویرایش بوسیله کاربر 1399/05/22 09:31:49 ب.ظ  | دلیل ویرایش: edit

ali Offline
#8 ارسال شده : 1399/05/22 07:09:42 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,827

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
تدبر و فهم آيات سوره صافات: در داستان ذبح اسماعيل توسط حضر ابراهيم، ايا حضرت ابراهيم توسط خدا مامور به قتل فرزندش شد؟

برادر فاضل ما جناب آقای دکتر بهروز مرادی تفسیری از قصه ذبح اسماعیل به این قرار به دست داده است که:

الف. این رؤیای حضرت اسماعیل مطابقی نبوده؛ بلکه نمادین بوده و مراد از ذبح اسماعیل قربانی کردن جسم او نبوده؛ بلکه قربانی کردن علاقه به غیر و تسلیم محض الله شدن بودن است.

ب. او با استناد به شواهدی از قرآن که حاکی است، انبیاء علم غیب نمی دانستند، افزوده است که سبب این که حضرت ابراهیم آهنگ ذبح اسماعیل کرده بود، این بوده است که او علم تعبیر خواب نمی دانسته و خواب خود را اشتباه تعبیر کرده است.

ج. همچنین اضافه کرده است که حمل قصه بر رؤیای مطابقی متخذ از تورات و انجیل است که محرف است و قابل استناد نیست. این بیان علیرغم این است که خود تأکید دارد، مسلمانان باید تفسیر خود را از آیات قرآن از خود قرآن اخذ کنند.

د. همین طور بیان داشته است که در قرآن فرزندکشی مورد مذمت واقع شده و لذا هرگز مفاد قصه ذبح اسماعیل در قرآن نمی تواند عبارت از فرمان کشتن اسماعیل از سوی خدا باشد.


اما چنین بیانی و تفسیری به دلایلی که در ذیل می آید، مخدوش است:

اولاً، اگر بناست که فهم ما از آیات قرآن، از خود قرآن اخذ شود، خود قرآن هرگز تورات و انجیل را محرف نشمرده؛ بلکه در خود قرآن، تورات و انجیل تصدیق شده و آنها را حامل احکام و مواعظه الهی شمرده و افزوده است که اگر اهل کتاب تورات و انجیل را برپا ندارند، رستگار نیستند؛ چنان که آمده است: قُلْ يا أَهْلَ الْکتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْکمْ مِنْ رَبِّکمْ (مائده، 68)
تردیدی نیست که در قرآن ناظر به همین تورات و انجیلی که به دست ما رسیده است، سخن گفته است؛ نه تورات و انجیلی که مسلمانان مدعی هستند، پوسیده و از بین رفته است.

ثانیاً، در قرآن کشتن فرزندان برای بتان و یا از روی فقر مورد مذمت قرار گرفته است و آیات مربوط هرگز نافی جواز قربانی فرزند برای خدا نیست.

ثالثاً، قریش بر ملت و آیین پدرشان حضرت ابراهیم بودند و لذا آنان را حنفا می شمردند و عبدالمطلب به پیروی از آیین آباء و اجدادی اش یعنی آیین حضرت ابرهیم نذر کرد که فرزندش را قربانی کند که البته بعد با قید قرعه به قربانی صد شتر تبدیل شد.

رابعاً خود قرآن تصدیق کرده که حضرت ابراهیم رؤیایش را مبنی برذبح پسرش درست تعبیر کرده است: قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا (صافات، 105)؛ لذا این منافی این معناست که حضرت ابراهیم علم تعبیر رؤیا نداشته و او رؤیایش را درست تعبیر نکرده است. بنابراین به اصطلاح رؤیای حضرت ابراهیم صادقه بوده است؛ نه نمادین که نیازمند تعبیر باشد.

رؤیای حضرت ابراهیم از قبیل رؤیای حضرت محمد در زمینه ورود به مسجد الحرام بدون جنگ است؛ چنان که آمده است: لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنينَ مُحَلِّقينَ رُؤُسَکمْ وَ مُقَصِّرينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِک فَتْحاً قَريباً (فتح، 27)

خامساً، اساساً نبی در گفتمان سامی عبارت از کسی است که از طریق رؤیا آگاهی کسب می کند و لذا به تعبیر رؤیاها واقف اند؛ از این رو، سایر مردم وقتی که رؤیایی می دیدند، برای یافتن تعبیر آن نزد نبی می آمدند؛ حال چگونه می توان ادعا کرد که حضرت ابراهیم واقف به مفاد رؤیای خود نبوده است؟

سادساً، با استناد به آیاتی که انبیاء را بشری مثل سایر افراد بشر خوانده است که علم غیب نداشتند و فقط از طریق وحی علم غیب می یافتند، اظهار فرموده اید که حضرت ابراهیم علم تعبیر رؤیا نداشته است. این در حالی است که رؤیا یکی از طرق وحی بوده است و شما اگر برخورداری انبیاء را از وحی پذیرفته اید، باید بپذیرید که انبیاء به مفاد رؤیایی که خود می دیدند، واقف بودند و علم تعبیر رؤیا داشتند.

سابعاً، قرآن به زبان عرب حجاز عصر حضرت محمد(ص) و برای هدایت آنان نازل شده است و لذا باید فهم آنان از آیات قرآن ملاک و مبنا قرار بگیرد؛ نه فهم هایی که مردمان معاصر با تکیه بر پیش فرض های امروزی به فهم آیات قرآن می پردازند و آن مردم هرگز قصه ذبح اسماعیل را نمادین تلقی نکرده بودند؛ بلکه بر همان معنای ذبح واقعی و جسمانی حمل می کردند. کافی است، به تفسیر صحابه و تابعان از آیات مربوط مراجعه شود.

اقاي دكتر جعفر نكونام

farhang Offline
#9 ارسال شده : 1399/05/22 09:38:16 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 987
Iran (Islamic Republic Of)

47 تشکر دریافتی در 28 ارسال

ایا آیات سوره صافات در داستان مقدمات ذبح اسماعیل توسط حضرت ابراهیم، در تایید کار ابراهیم است یا نکوهش او؟

ایا ابراهیم به کشتن اسماعیل مامور شده بود؟

یکی از اشتباهات مفسرین،آیه های 102 تا 107 سوره صافات است که خطای پیامبرانه حضرت ابراهیم ع و «عتاب محترمانه» او یک نوع افتخار برای آنحضرت قلمداد شده است.

در ابتدا متن ذیل را که ترجمه آیاتی از سوره صافات است چند بار مرور کنید :

و گفت من بسوي پروردگارم ميروم و او البته بزودي هدايتم خواهد کرد (99) پروردگارا (فرزندي) از صالحان بمن بده (100) پس مژده پسري موقر را به او داديم (101) و هنگامي که (آن فرزند) بالغ شد و در سعي همراهش بود ، به او گفت : پسرکم ! در خواب می بینم که تو را ذبح ميکنم . نظرت چيست؟ گفت: پدر جان ! آنچه را که مأمور هستي انجام ده . انشاء الله مرا صابر خواهي يافت (102) پس چون تسليم شدند و پيشاني او را بر زمين گذاشت (103) ندايش داديم که اي ابراهيم! (104) تو موضوع رويايت را تصدیق کردی و نيکوکاران را چنين پاداش ميدهيم (105) البته اين يک آزمايش آشکار بود (106) و با قرباني عظيمي جايگزينش داديم (107) و درميان بازماندگان برايش بجا گذاشتيم : (108) سلامي بر ابراهيم (109) و نيکوکاران را چنين پاداش ميدهيم (110) که او البته از بندگان مومن ما بود (111)

اگر کمی دقت کنید خواهید دید آیات 102 تا 107 «پرانتزی» است ، دلیلش هم اینکه اگر چشم خویش را بر آن ببندیم و قبل و بعدش را ( انتهای آیه 101 را به ابتدای آیه 108) وصل کنیم می بینیم روال سخن کاملا صاف و هموار و بی دست انداز خواهد بود . دلیل مهم تر نیز این است که روح کلی این پاراگراف (که آیات 74 تا 148 را در بر میگیرد) این است که «آن پیامبر به فلان مشکلات دچار شد و ما نجاتش دادیم و طرف مقابلش را هلاک کردیم و برای او نام نیکی در تاریخ بشر قرار دادیم و نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم»

ودر پاراگراف مذکور این فرمول را برای حضرت های نوح (ع) و ابراهیم (ع) و موسی (ع) و الیاس (ع) و لوط (ع) و یونس (ع) بکار گرفته و البته حجم مطلبِ مربوط به حضرت ابراهیم (ع) از همه مفصل تر است ، بطوریکه مثلا آنچه راجع به حضرت موسی (ع) فرموده 7 آیه و راجع به حضرت ابراهیم (ع) 30 آیه است .

اما آیات مورد بحث (یعنی آیات 102 تا 107) که در فضای کلیِ «به ابراهیم هم چنین لطفی کردیم» است، نسبت به کل داستان ابراهیم (ع) «سکته دار» است، زیرا کل داستان متضمن تحسین اوست، اما آیات مورد بحث متضمن «عتاب»ی است که به او نموده، و خطای او را مانند مورد حضرت ایوب (ع) جمع و جور فرموده، و مانند حضرت یونس (ع) لطف خویش را مجددا نسبت به او برقرار نموده است .


اینک که متوجه این موضوع شده ایم، اگر روی همان قطعه «پرانتزی» تمرکز کنیم دلایل زیادی پیدا میکنیم که تاییدگر «عتاب»ی بودن قطعه مذکور است :


1– اینکه آن حضرت به پسرش گفت «در خواب می بینم» (اری فی المنام) این معنی را میدهد که خود آن حضرت هم اعتقاد نداشت که خواب او وحی است زیرا گفته «می بینم» و نگفته «دیده ام» و معلوم میشود چندین بار دیده بوده ولی باور نکرده بوده، و البته اینکه با آن پسر مشورت کرده و او گفته «پدر جان آنچه را مامورش هستی انجام ده»، دلیلی بر چیزی نمیشود زیرا او پسر بچه ای بوده و به پدرش به عنوان پیامبر بزرگ الهی کوچکترین شکی نداشته و تصورات او را عین حقیقت تلقی کرده و آنقدر تسلیم حق بوده که بدون کوچکترین تردیدی تسلیم کشته شدن در راه چیزی که آن را حقیقت محض می پنداشته شده است، و این داستان اگر برای پدرش یک خطا بود برای او یک افتخار است.

2– قسمت اصلی عتاب در جمله «قد صدّقت الرویا» است، که به این معنی است که ای ابراهیم! تو که به وحی دسترسی داشتی، چرا در باره خوابت که خودت هم راجع به آن شک داشتی، از ما استعلام نکردی؟ مگر همین خودت نبودی که در باره چگونگی زنده کردن مردگان از ما خواستی که موضوع را به تو نشان دهیم و در پاسخ سئوالِ «مگر راجع به آن ایمان نداریِ؟» ما، گفتی «چرا، ولی میخواهم دلم مطمئن شود» چطور در آنجا دنبال اطمینان قلبی بودی اما در اینجا که پای جان انسانها در میان است دنبال اطمینان نبودی و به خواب اطمینان کردی؟

3– جمله «و نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم» یعنی اینکه با وجود این خطائی که از او سر زد ، سوابق درخشانش مانع شد که ما تنبیهش کنیم بلکه با جایگزینی قربانی خطایش را رفع و رجوع کردیم.

توجه دارید که جمله مذکور تکراری است و هم در اینجا آمده و هم در آیه 110 و در اینجا به معنیی است که نیازِ جمله «عتابی» را بر آوَرَد و در آیه 110 به همان معنیی است که راجع به حضرت های نوح و موسی و الیاس و لوط و یونس (علیهم السلام) و بالاخره راجع به خود آنحضرت نیز آمده، و لذا دو آیه ء کاملا مشابهِ 105 و 110 به یک معنی نیست و اگر به یک معنی میبود ، قبیح بود (التکرار عند العقلاء قبیح) و معاذالله که فکر کنیم که ممکن است از خداوند قبیح سر بزند.

ملاحظه فرمودید؟

دلیل وقوع چنین خطای بزرگی در تشخیص معنی که در طول قرن های طولانی از این کتاب به آن کتاب و از این مفسر به آن مفسر منتقل شد، چیزی نیست جز اینکه آن قسمت پرانتزی اصلی فرض شد،


از تفسیر سوره صافات اقای جمال گنجه ای
سیدکاظم فرهنگ
ali Offline
#10 ارسال شده : 1399/05/25 07:29:39 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,827

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
تامل در ماجراي تمهيد ذبح اسماعيل ع توسط ابراهيم

در اين داستان ، نكات و پرسشهاي زير توسط مفسران و علماي اسلامي مطرح شذه است:

1-آيا خداوند ابراهيم را به انجام همان مقدمات ذبح امر كرده بود؟ يعني به اسماعيل بگويد و او را مذبح بياورد و اماده ذبح شود؟

در اين صورت كار ابراهيم ع ارزش چنداني ندارد زيرا افراد ديگري هم وقتي بدانند قتل و ذبحي در كار نيست و فقط انجام مقدمات مطرح است، مبادرت به انجام كار و امتثال امر ميكنند.

2-آيا خداوند به قتل اسماعيل فرمان داده بود؟ ايا اين كار قبيح و غير اخلاقي نيست؟

برخي علما از جمله آيت الله جوادي آملي اينگونه پاسخ داده اند كه چون خداوند مالك مطلق و حتي مالك جان و بدن انسانها ست،صدور چنين دستوري از سوي مالك ايرادي ندارد.

اما در پاسخ به اين نكته بايد گفت اصلا بناي فكري شيعه عدليه،اين است كه خداوند به همان مفهومي كه عقلا ميفهمند به عدل امر ميكند. با پذيرش امر خداوند به كار قبيح و عير اخلاقي،بناي تفكر شيعه در پذيرش حسن و قبح عقلي دچار مشكل ميشود.


3-آيا واقعا خداوند،امري در اين زمينه داشته است يا حضرت ابراهيم بدرستي مفاد و مراد از وحي و رويا را در نيافته است؟ در صورت پذيرش اين فرض، عصمت و مصونيت ابراهيم و انبيا در دريافت وحي چه ميشود؟

4-مرحوم امام خميني با تاسي به استادشان ايت الله شاه ابادي،موارد فوق را اينگونه پاسخ داده اند كه اصلا به ابراهيم وحيي در اين زمينه نشده است بلكه او در رويا مي بيند كه مقام وي در حب به خدا و ترك ماسوي الله بجايي رسيده است كه مي تواند از فرزند خود دل بكند و او را ذبح نمايد. لذا در تحقق اين موضوع بر مي ايد كه نهايتا خداوند بعد از مشاهده اين صحنه دل كندن، او را از ادامه كار بازميدارد.

نقل از سخنراني استاد سروش محلاتي در روز عيد قربان 1399
ali Offline
#11 ارسال شده : 1400/05/20 10:35:20 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,827

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال
تفسیر ایات سوره صافات :ماجرای ذبح اسماعیل توسط ابراهیم

در خصوص پست شماره 9

در این متن که از آقای جمال گنجه ای می باشد ، بیان شده خدای متعال حضرت ابراهیم را در آن ماجرامورد عتاب قرار داده!!

دلایلی برای آن ذکر کرده که دلایل محکمی نیست بلکه تناقضاتی هم در دلایل وجود دارد ؛


۱/در شماره اول بیان شده
آن حضرت دستور را از طریق خواب باور نکرده است و اعتقاد نداشت که وحی است
و در شماره دوم بیان شده چرا به خواب اطمینان کردی!!

ما از متن متوجه نشدیم حضرت ابراهیم در کل به خوابی که دیده بود اطمینان و باور داشت یا نه!!

۲/بیان شده حضرت اسماعیل که پسر بچه ای بوده آن خواب را حقیقت محض دانسته
و حضرت ابراهیم پیامبر بزرگ الهی خواب را باور نکرده .

یعنی پیامبر بزرگ الهی خواب خود را باور نکند بعد چگونه ممکن هست دیگری آن خواب را حقیقت محض بداند!!
ضمن اینکه حضرات ابراهیم و اسحاق طبق برخی نظرها ،علم تاویل [خواب ]نیز داشته اند.

۳/بیان شده سوابق درخشانش مانع از تنبیه شده با جایگزینی قربانی خطایش را رفع و رجوع کردیم

که این مورد هم نظر شخصی نویسنده می باشد و دلیلی بر اثبات مطلب نیست.


در مجموع دلایل مطرح شده در خطای حضرت ابراهیم در این ماجرا قابل اثبات نبوده و دلایل کافی و محکمی نیستند و حتی بایکدیگر در تضاد هستند.


اقای محجوب
m490115 Offline
#12 ارسال شده : 1400/06/15 06:51:41 ب.ظ
m490115

رتبه: Newbie

گروه ها: member
تاریخ عضویت: 1400/06/15
ارسالها: 1
Iran (Islamic Republic Of)
مکان: قم

باسم رب الحسین (ع)

«ذبح عظیم» حقیقتی بزرگ در عالم خلقت است که خداوند متعال خبر آن را حتی قبل از خلقت آدم به اهل آسمان داده است.

«ذبح عظیم» ماجرای ذبح فرزند اشرف مخلوقات خدا بدست شرورترین خلق خداست.

ملائک وحی الهی خبر این حقیقت بزرگ را در تمام دورانها به همه انبیاء و اولیای خدا داده اند.

حضرت ابراهیم نیز همچون سایر رسولان خدا از این حقیقت اطلاع یافت و چون دانست این ماجرا تا چه حد در گرایش مردم به دین خدا اثر گذار است از خدا خواست مقام پدری این ذبیح الله را به او عنایت کند (نور حسین (ع) را در ذریه و نسل و نسب او قرار دهد).

خداوند متعال مقدر فرمود او و همسر و فرزندش در آزمونهایی بزرگ آزموده شوند تا بر همگان روشن شود آیا ظرفیت و اهلیت چنین شرافتی را دارند؟

پس از قبولی ابراهیم و خاندانش در سخت ترین آزمونهای الهی و توفیق جلب رضایت خدا در بالاترین حد تصور، خداوند متعال پاداش بزرگی به آنها عنایت فرمود.

نسل و نسب محمد و آل محمد (ص) را در ذریه او از نسل هاجر و فرزندش اسماعیل قرار داد.

خداوند رحمان این حقیقت بزرگ را در آیه 107 سوره صافات با ادبیاتی متفاوت و قابل تأمل بیان داشته است:

«وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عظیمٍ» ، (و ما آن را فدیه دادیم به «ذبح عظیم»)

یعنی ما آنچه را ابراهیم در سر داشت و نیت کرده بود و آرزو داشت و از خدا خواسته بود فدای اصل حقیقت «ذبح عظیم» کردیم.

یعنی به خواست خدا میان «ذبح عظیم» و خواست و آرزوی ابراهیم نسبتی مقدر شد.

یعنی اباعبدالله الحسین (ع) به ذریه ابراهیم و اسماعیل نسبت داده شد.

یعنی تقدیر خدا این شد که ابراهیم جد بزرگ اباعبدالله الحسین (ع) باشد و شهادت امام حسین (ع) شهادت فرزند ابراهیم نیز محسوب گردد و بدینسان نذر و دعای ابراهیم مستجاب شود.



درک این حقایق مستلزم دانستن معارفی است که برای اولین بار مستندات آن بدینصورت در کتابی بنام « ذبح عظیم » گردآوری گردیده است.

مطالعه این کتاب را به همه علاقمندان معارف اهلبیت (ع) توصیه میکنم.

کتاب « ذبح عظیم » انتشارات « قدس قم » تالیف آقای « مهدی جمالی کیا »

عرضه شده در فروشگاه اینترنتی کتاب تعاونی ناشران قم به آدرس http://www.ketabeqom.com

و همچنین شبکه جامع کتاب « گیسوم » به آدرس https://www.gisoom.com
Guest
#13 ارسال شده : 1402/04/08 06:35:41 ب.ظ
Guest

رتبه: Guest

گروه ها: Guests
تاریخ عضویت: 1391/10/20
ارسالها: 799

17 تشکر دریافتی در 16 ارسال

فلسفه قربانی و عید قربان

در باب ذبح اسماعیل یا اسحاق توسط پدر، نظریات گوناگونی عرضه شده است.
اینکه پدری پسرش را بی هیچ گناهی به شکلی فجیع به قتل برساند، عملی غیر اخلاقی محسوب می شود و این که خدایی دستور به قتل بی گناهی -یعنی یک گناه کبیره- بدهد از آن غیر اخلاقی تر و عجیب تر به نظر می رسیده است. لذا متفکران مسلمان در این باب تاویل ها کرده اند.
در تورات فرزند ذبح شونده، اسحاق است نه اسماعیل و در قرآن هم البته نام اسماعیل برده نشده است ولی مفسران او را اسماعیل دانسته اند. اما مسئله ی اصلی چیز دیگری است.


1-عده ای بر آنند که خدا، ابراهیم را امتحان کرده است که ببیند ابراهیم دست به قتل می زند یا نه؟ و ابراهیم در این امتحان قبول نشد. اما برغم این نظر، در کتب مقدس و من جمله قرآن هیچگونه مذمّتی متوجه ابراهیم (ع) نشده است.

2- دسته دیگر می گویند البته امتحانی در کار بود که ببیند ابراهیم در هر حالت و شرایطی حکم خدا را بی چون و چرا اجرا می کند و ابراهیم در این امتحان قبول شد و می دانست حکم خدا حکمتی دارد و غیر اخلاقی نیست. چنانچه در ماجرای موسی و بنده صالح خدا نیز بر این اعتماد تاکید شده است. این نظر اکثر مفسران است.

3-کسی مانند کی یرکه گور معتقد است که سنجش ایمان ابراهیم، مسئله ای فرافقهی و فرااخلاقی است. یعنی از دائره ی فقه و اخلاق متعارف فراتر است. بحث بر سر بَرگذشتن از سنجه های متعارف و دلبستگی های متعارف بر اساس عشق و ایمان و اعتماد و توکل است که ابراهیم در آن سرافراز شد. این نظر دکتر سروش هم هست.

4-ابن عربی می گوید ابراهیم خوابش را درست پنداشت و اشتباه کرد. در واقع رویایش را درست تعبیر نکرد. به همین دلیل خداوند مانع کارش شد. چنانکه قرآن در سوره صافات می فرماید: قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۰۵﴾ رؤيا[ى خود] را درست پنداشتی. ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‏ دهيم.
این تاویل هم قدری دور از ذهن است. به خصوص که در ادامه ی آیه سخن از پاداش و نیکوکاری ابراهیم است.

5-در بین این تفاسیر، تفسیر دوم مقبول تر به نظر می رسد. اما در کنار آن هم می توان قائل به معنای اسطوره ای برای داستان شد.

بر این اساس کل ماجرا مبین انتقال بشر از مرحله ی قربانی کردن انسان به قربانی کردن حیوان در سیر تکاملی ادیان است. فرستادن گوسفند به عنوان جایگزین، موید این نظر است.
اگر مقصود تنها امتحانِ میزانِ اطاعت ابراهیم بود، دیگر نیازی به قربانی گوسفند به جای آن نبود. قصه با قبولی ابراهیم پایان می یافت. به خصوص که این تکامل در مفهوم قربانی، جشن گرفته می شود و تبدیل به یک عید بزرگ همه ی مردم می شود.
همچنین می توانیم بگوییم قربانی کردن اسماعیل، نوعی تعلیم برای گذر کردن از دوران قربانی کردن انسان بوده است. چه این واقعه در عمل رخ داده باشد و چه خداوند آن را صرفا برای آموزش مردم مطرح کرده باشد. کما اینکه به جهت تاریخی نیز شرایط تحول از قربانی انسان به قربانی حیوان مهیا گشته بود چنان که در دوران جاهلیت هم در مقطعی قرار بر قربانی شدن عبدالله، پدر پیامبر بود که با قربانی کردن شترها به جای آن، حل و فصل شد. عبدالمطلب نذر کرده بود که اگر ده پسر داشته باشد یکی را قربانی بت ها کند و قرعه به نام فرزند کوچک عبدالله افتاد ولی با مشورت قریش ابتدا بین قربانی ده شتر و عبدالله قرعه کشی شد که باز قرعه به عبدالله افتاد تا اینکه بین صد شتر و فرزندش قرعه کشی کرد و بالاخره عبدالله نجات یافت.

نشانه های این گذر فرهنگی را در فرهنگ های دیگر هم می توان جستجو کرد:
در اساطیر یونان نیز آگاممنون به جزای اهانتش به آرتمیس الهه شکار در یونان باستان، محکوم به قربانی کردن دخترش ایفیگنیا می شود. دختر ناچار به این کار رضایت می دهد. در لحظة آخر آرتمیس رضایت می دهد به جای او آهویی قربانی گردد.


نقل از کانال امین مروتی
ali Offline
#14 ارسال شده : 1402/07/19 09:02:54 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,827

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

👈 جريان ﴿إِنِّي أَري‌ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ﴾، بخش قابل توجّهی از آن به آزمون حضرت اسماعيل(سلام الله عليه) برمی گردد كه اين هم گفت: ﴿يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‌ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرينَ﴾.
درست است كه آزمون حضرت ابراهيم(سلام الله عليه) مطرح است، اما اين آزمون بعد از آن آزمون نهايي خيلي قدرت ندارد كه بالأخره مرداَفكن باشد، آن جريان ﴿حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ﴾ است كه مرداَفكن است.

تطبيق ﴿بِذِبحٍ عَظيمٍ﴾ بر سيّدالشهداء(عليه السلام)👇
مطلب ديگر اينكه درباره تطبيق ﴿بِذِبحٍ عَظيمٍ﴾بر وجود مبارك سيّدالشهداء(سلام الله عليه)، اگر چه برخي از روايات ناظر به آن است؛ ولی غالب روايات مخالف آن است و اگر ما يك روايت يا دو روايت داشتيم كه بر وجود مبارك سيّدالشهداء(سلام الله عليه) تطبيق كرد و روايات فراواني داشتيم كه آن روايات «ذَبح» را همان «كَبش» دانستند، آنها مقدّم هستند.
بر فرض تعارض, بايد بر «كتاب الله» عرضه كنيم و «كتاب الله» اين «ذَبح» را كه به صورت فعل ماضي ذكر مي‌كند، ظاهرش آن است كه «كَبش» بوده است.
بنابراين از هر نظرِ فنّي آن روايات مقدّم است و جريان اجر بر سيّدالشهداء و مانند آن را اگر كسي فدا بداند، يك تطبيق و تأويلي است كه خيلي محذوري ندارد..
;👈 ولي نمي‌شود گفت وجود مبارك سيّدالشهداء(سلام الله عليه) «ذَبح عظيم» بود؛ يعني براي حضرت اسماعيل فدا بود.

آن‌جا چون فعل ماضي است و روايت هم دارد كه وجود مبارك ابراهيم «کَبش» را «ذَبح» كرد و گوشت آن را بين فقرا تقسيم كرد، تمام اينها همه روايات است. پس اگر يك يا دو روايت دارد كه بر وجود مبارك حضرت سيّدالشهداء تطبيق فرمود، اين کاملاً بايد تأويل شود؛ نه خود حضرت و نه اشك و گريه بر حضرت مي‌تواند مصداق اوّلي براي ﴿بِذِبحٍ عَظيمٍ﴾ باشد

عظمت «کَبش» در برکت و معنويت آن👇
عظمت آن «كَبش» هم به بدن آن نيست كه برخي از مفسّران فكر كردند، وگرنه مي‌فرمود شتر را نحر كن؛ به جاي اينكه بفرمايد شما ﴿وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظيمٍ﴾، مي‌فرمود «فديناه بنحر عظيم» که شتر را بايد نحر مي‌كردند و اين‌طور نبود. عظمت آن «كَبش» در اثر همان بركت و معنويّت آن بود که گفتند از بهشت به وسيله جبرئيل آمده، حالا تمثّل بود يا وجود خارجي بود و چطور بود، بالأخره يك وجود خارجي عيني پيدا كرد و وجود مبارك حضرت ابراهيم هم او را «ذَبح» كرد.


تفسير تسنيم
ايت اله جوادي املي
ali Offline
#15 ارسال شده : 1402/12/13 09:01:28 ق.ظ
ali

رتبه: Advanced Member

گروه ها: Moderator, Administrators, member
تاریخ عضویت: 1390/03/24
ارسالها: 1,827

تشکرها: 4 بار
29 تشکر دریافتی در 29 ارسال

ايا قران و خدا به كشتن فرزند دستور داده است ؟ ايا كار ابراهيم در ذبح اسماعيل ، توسط قران تاييد شده است؟ تفاوت روایت تورات با قران در چیست؟

«و گفت: پروردگار من، به من فرزندي صالح عطا فرما! پس او را به پسري بردبار بشارت داديم. و وقتي با او به جايگاه سعي رسيد، گفت: اي پسرك من! من در خواب چنين مي‌بينم كه تو را ذبح می کنم ، پس ببين نظر تو چیست؟ گفت: اي پدر من! آنچه را كه بدان امر شده‌اي انجام بده. انشاءالله مرا از شكيبايان خواهي يافت. پس چون هر دو تن تسليم شدند و صورت پسر را بر خاك گذاشت، او را ندا داديم كه اي ابراهيم! رؤيای خود را حقيقت بخشيدي، ما نيكوكاران را چنين پاداش مي‌دهيم. راستي كه اين آزمايشي آشكار بود....» (الصافات/100-106).

عيد قربان يادآور آزمون آشكار ابراهيم خليل(ع) و فرزندش اسماعيل (ع) است.

در اين آزمون ميزان تسليم بودن اين دو شخصيت والا در برابر حق تعالي و درجه حق پرستي آنان سنجيده شده است. ابراهيم(ع) پيامبر الهي است و مي‌داند كه در جايگاهي قرار دارد كه دست او به دست خدا تبديل شده و مي‌داند كه جان انسان‌ها در دست خداست و به هر وسيله كه بخواهد آنها را مي‌ستاند و اينك خواسته است كه جان اسماعيل به دست پدرش گرفته شود. خواب و رؤيا هيچ حجيتي ندارد، اما رؤياي ابراهيم متفاوت است، چرا كه او پيامبر الهي است و امري را به وضوح و به صورتي مكرر در خواب ديده است.

ابراهيم(ع)، بر خلاف برداشتی كه سورن كركگور از روايت توراتي ذبح فرزند در كتاب ترس و لرز كرده، عاطفه پدري را زير پا نمي‌گذارد و عملي خلاف دستور عقل و خرد خود انجام نمي‌دهد. يكي از تفاوت‌هاي روايت قرآني ذبح با روايت توراتي آن اين است كه در قرآن مجيد دو نفر، يعني ابراهيم و اسماعيل، با هم آزمايش مي‌شوند و هر دو از آزمايش سربلند بيرون مي‌آيند. اما در روايت توراتي، تنها ابراهيم(ع) آزمايش مي‌شود و فرزند در آن نقشي ندارد و ابراهيم او را به زور و بدون اينكه بخواهد، براي ذبح آماده مي‌كند.
اما در آياتي كه نقل شد، ابراهيم(ع) تنها ماجراي رؤياهاي مكرر خود را براي اسماعيل(ع) نقل مي‌كند و رأي و نظر او را مي‌خواهد. در واقع اين اسماعيل است كه از رؤياي پدر خواست الهي را مي‌فهمد و تسليم آن مي‌شود. پس ابراهيم خليل عملي خلاف عطوفت پدري انجام نداده و از آنجا كه خود را در جايگاه نبوت مي‌داند و دست خود را دست خدا مي‌داند، هيچ عملي خلاف عقل و خرد انجام نداده است.

آنچه ابراهيم و اسماعيل(ع) هر دو انجام داده‌اند، تسليم بودن كامل در مقابل خواست و اراده الهي است. عيد قربان روز قرباني كردن همه نفسانيات و خواسته‌هاي انسان است و اين به معناي تسليم شدن كامل در مقابل حق و حقيقت است.

اما بايد توجه داشت كه قرباني در مراسم حج و در زمان و مكان خاص يك عملي نمادين است كه بايد در صحنه واقعي زندگي هر روز و هر ساعت تكرار شود. يك انسان مؤمن بايد در طول زندگي و در تك‌تك لحظه های آن اموري را قرباني كند.

نقل از کانال استاد سلیمانی

كشتن فرزند و امر به ان يك كار ضد اخلاقي و قبيح در همه دوران هاست و خد ا هم به ان امر نمي كند.

روايات تورات از اين ماجرا با قران سه اختلاف مهم دارد:
خدا به ابراهيم چنين دستوري ميدهد ، فرزند اسحاق بوده نه اسماعيل، ابراهيم به فرزندش چيزي نمي گويد و او را به مذبح ميبرد و دست و پايش را مي بندد

اما در قران اينگونه نيست: دستوري از جانب خدا نيامده بلكه ابراهيم رويايي مي بيند كه اينگونه برداشت ميكند
ان فرزند اسماعيل بوده كه فرزند بزرگتر بوده و بعد از ان بشارت اسحاق را دريافت ميكند
و نهايتا ابراهيم با اسماعيل موضوع را مطرح ميكند و نظر او را جويا ميشود كه او هم انرا امري الهي تلقي ميكند و خود را با اختيار تسليم اين امر مي كند

پس روايت قران بر خلاف تورات دستور مستقيم ندارد اما سئوال اين است كه ايا قران انرا تاييد و تشويق كرده ياخير؟

نكته اي كه قابل توجه است اينكه پيامبران ميتوانند در امور شخصي و غير رسالتي خود دچار خطا شوند. همچنانكه قران در سه جا كه داستان حضور فرشتگان در منزل ابراهيم براي بشارت فرزند و سپس خبر عذاب قوم لوط را بيان مي كند، اشاره ميكند كه ابراهيم خطا كرد و فرشتگان را نشناخت و خيال كرد انسان هستند و براي انها گوساله قرباني كرد.
پس ميتواند در فهم رويا هم خطا كرده باشد و انرا دستوري الهي مبني بر ذبح فرزند تلقي كرده باشد كه خدا هم او را از اين بلا و ازمايش نجات ميدهد.
و البته اين خطا تاثيري بر رسالت و پيام رساني او از جانب خدا به مردم ندارد


قران هم اين ماجرا را تاييد نكرده بلكه فرموده قد صدقت الرويا يعني تو روياي خود را تصديق كردي . معناي صدقت تحقق بخشيدن نيست كه به اشتباه مرسوم شده است.


خلاصه اي از سخنراني دكتر عبدالرحيم سليماني

ویرایش بوسیله کاربر 1403/03/28 03:39:48 ب.ظ  | دلیل ویرایش: ویرایش

farhang Offline
#16 ارسال شده : 1403/03/28 10:29:59 ق.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 987
Iran (Islamic Republic Of)

47 تشکر دریافتی در 28 ارسال


❇️قرآن مبدأ تشریع #قربانی را اینگونه تصریح نموده است:

💠«قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَری فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ ...»

🔷✨در آغاز مطلب، درخواستهای ابراهیم هنگام ساختن خانه بیان شد؛ ابراهیم آنچه برای خود و فرزندش خواست این بود که: «هر دو را مسلم گرداند». این آن کمال و مطلوبی بود که ابراهیم می جست. با آن همه امتحانات سختی که در راه خدا داد، هنوز خود را مسلم محض نمی دید. این اندیشه در خاطرش بود تا خواب دید که باید به دست خود فرزندش را ذبح نماید!
طاقت فرسا! از وطن و هستی و خانمان دل کندن و در میان آتش سوزان رفتن، برای ابراهیم بسیار آسان بود! اما فرزند به دست خود قربان نمودن آسان نیست!
چون به فرزند امر خدا را ابلاغ نمود، فرزند گفت:
«یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ»

🔷✨کارد و طناب برداشت و در میان پیچ و خم این دره ها، دور از چشم مادر و هر بیننده ای، با فرزند عزیزش به راه افتاد. فرمان و اراده حق چه اندازه باید بر نفس و اراده و عضلات حاکم و مسلط باشد که طوفان عواطف پدری و فرزندی و حب ذات و بقا، دست ابراهیم و دل اسماعیل را نلرزاند! اراده و قلب و عواطف و عضلات و گردن، همه در مقابل اراده حق تسلمیند!
دست و پای فرزند عزیز را با طناب و چشمان سیاهش را با دستمال بست و کارد تیز بر گلویش نهاد:

🔷✨«فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ وَ نادَیْناهُ أَنْ یا إِبْراهِیمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا ...»
مقصود همین تسلیم محض در برابر اراده و فرمان حق بود.
خواب برای ظهور همین حقیقت بود در عالیترین و مهیب ترین صورت! پس خواب را که از رؤیای صادقه و ظهور نفسی ابراهیم بود، در خارج آنطور که باید صدق داد؛ «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا ...» و گوسفند فدای اسماعیل گردید.
👈 کسانی حق دارند مادون را فدای خود کنند که خود فدای مافوق شوند.
دیگران بنا حق حیوانات را قربانی خود می کنند. فداکاری و فدا شدن، ناموس بقا و کمال است. عناصر در جسم نباتات فدیه و فانی می شوند تا خود را به صورت برتری می رسانند.


🔷✨ نباتات در هاضمه حیوانات و حیوانات قربانی انسان می شوند. انسان در اراده حق باید فانی شود و برای خیر کلّی قربان گردد تا به صورت عالی کمال درآید.

📚ایت الله طالقانی/بسوی خدا می رویم

سیدکاظم فرهنگ
farhang Offline
#17 ارسال شده : 1403/04/01 02:31:41 ب.ظ
سید کاظم فرهنگ

رتبه: Advanced Member

گروه ها: member, Administrators
تاریخ عضویت: 1390/02/31
ارسالها: 987
Iran (Islamic Republic Of)

47 تشکر دریافتی در 28 ارسال
‍ ◻️در باب قصه ابراهیم و فرزندش در قرآن
      ✍ابوالقاسم فنایی


🔵«آیا قربانی کردن خود در راه خداوند کاری اخلاقی است؟» اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، آنگاه می‌توان ادعا کرد که کار فرزند ابراهیم اخلاقاً موجه بوده است. کار خود ابراهیم نیز از دو جهت موجه بوده است: یکی این‌که قربانی کردن فرزند قربانی کردن خود است و دیگری این‌که کمک کردن به دیگری برای قربانی کردن خود در راه خدا از نظر اخلاقی نادرست نیست. همچنین می‌توان پرسید: اگر خودکشی برای رهاشدن از درد و رنج جانگاهی که بیماران صعب العلاج به آن دچارند اخلاقاً موجه است، چرا قربانی کردن خود در راه خدا به شرطی که درد و رنجی برای دیگران در بر نداشته باشد و حق دیگران را ضایع نکند، اخلاقاً ناموجه باشد؟

🔹به گمان من خوانش درست داستان، یعنی خوانشی که به متن آیات قرآن درباره این قصه (آیات ۱۰۱-۱۰۸ سوره صافات) وفادار است، از این قرار است.
ابراهیم تجربه‌ای را در حال خواب از سر می‌گذراند. این رؤیا چندین بار تکرار می‌‌‌شود. ابراهیم در این رؤیاها می‌بیند که فرزند خود را قربانی می‌کند. مضمون این رؤیاها را بدون این‌که تفسیر/ تعبیر کند، با فرزند خود، که کودک نیست، بلکه بالغ و عاقل است، و همراه پدر خود در حال انجام مراسم حج است، و در بازسازی بنای کعبه نیز دستیار او بوده، در میان می‌گذارد.
از گفتگوی بعدی این دو در ادامه داستان معلوم می‌‌‌شود که ابراهیم و فرزند او تفسیر/ تعبیر یکسانی از آن مضمون این رؤیاها دارند. این تفسیر یا تعبیر در کلام فرزند ابراهیم آمده است، اما ابراهیم با آن مخالفت نکرده است.
بر اساس این تفسیر/ تعبیر، رؤیاهای ابراهیم متضمن دو فرمان است، نه متضمن یک فرمان آن‌گونه که خوانش رایج داستان می‌‌گوید. مخاطب یکی از این دو فرمان ابراهیم و مخاطب دیگری فرزند اوست. فرمانی که ابراهیم مأمور به اجرای آن است عبارتست از قربانی کردن فرزند (در راه خداوند)، و فرمانی که فرزند ابراهیم مأمور به اجرای آن است عبارتست از قربانی کردن خود (در راه خداوند). آیات قرآن هیچ دلالتی بر این ادعا ندارند که کدام یک از این دو فرمان اصلی و کدام یک از آن‌ها فرعی است. نظرخواهی ابراهیم از فرزند خود و نیز تعبیر «اَسلَما» به جای «اَسلَمَ»(صیغه تثنیه به جای صیغه مفرد) آشکارا بر این نکته دلالت می‌کند که رؤیاهای ابراهیم متضمن دو فرمان از جانب خداوند بوده است.

🔹از این خوانش چند نتیجه مهم و سرنوشت‌ساز به دست می‌آید. اولاً، اقدام به قربانی کردن کار/ فعلِ مشترک پدر و فرزند است، نه کار/ فعلِ پدر فقط. یعنی در این داستان نسبت ابراهیم و فرزندش نسبت قاتل و مقتول نیست.
ثانیاً، صورت مسئله کشتن کودکی بیگناه به دست پدر خود نیست، بلکه اقدام به قربانی کردن یک انسان بالغ و عاقل با همکاری و رضایت قلبی دو طرف ماجراست.

سیدکاظم فرهنگ
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
Guest
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

قدرت گرفته از YAF 1.9.6.1 | YAF © 2003-2024, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.380 ثانیه ایجاد شد.