ترجمه، تدبر و فهم سوره محمد: فراز بندی، عصاره فرازها درس سوره،کلمات کلیدی و نکات مهم تفسیری سوره محمد
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ {1}
كسانى كه كفر ورزيدند و از راه خدا بازداشتند [خدا] اعمال آنان را به مقصود نرسانید{1}
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ {2}
و آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند و به آنچه بر محمد [ص] نازل آمده گرويدهاند [كه] آن خود حق است از جانب پروردگارشان [خدا نيز] بديهايشان را زدود و امورشان را سامان بخشيد {2}
ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ {3}
اين بدان سبب است كه آنان كه كفر ورزيدند از باطل پيروى كردند و كسانى كه ايمان آوردند از همان حق كه از جانب پروردگارشان است پيروى كردند اين گونه خدا براى مردم مثالهايشان را مىزند {3}
عصاره فراز آیات 1-3: منکران حقیقت که از باطل تبعیت میکنند و مردم را از راه خدا منع میکنند به مقصود نخواهند رسید درحالیکه ايمان اورندگان به حقيقت ) ازجمله انچه بر محمدص نازل شده( که اعمال صالح انجام میدهند بدلیل تبعیتشان از حق بدیهاشان زدوده و امورشان سامان می یابد.
کلمات کلیدی:
تنها کاربرد تبعیت حق و باطل
اضل اعمالهم: 3بار
نکات:
1-در ایه 2 اضافه شدن عبارت "و امنوا بما نزل علی محمد" به "الذین امنوا و عملوا الصالحات" نشان میدهد عبارت الذین امنوا عام و فراگیر است و لزوما فقط شامل مسلمانان و پیروان قران نمیشود. بلکه تمام اهل ایمان را شامل میشود. البته با توجه به ايات ادامه سوره كه نكوهش منافقان و روگردانندگان از ايات جهاد است، ميتواند اين جمله توضيح و تاكيدي بر مفاد ايمان باشد.
ولي ایه 3 هم نشان میدهد که ملاک ایمان و کفر تبعیت از حق یا باطل است. بعبارت دیگر الذین امنوا شامل تمام تبعیت کنندگان از حق میشود و مراد ایه ان دسته از حق پذیران و تابعان حق است که به پیامبر اسلام و قران هم که انرا حق دانسته اند، ایمان اورده اند. همچنین ایه یک هم نشان میدهد که روگردانی و اعراض از راه خدا یکی از مصادیق کفر به حقیقت است.
2-منظور از صدوا عن سبیل الله چیست؟صدد: بعقيدۀ راغب، صد و صدود گاهي بمعني اعراض و انصراف و گاهي بمعني منع و بر گرداندن است يعني هر دو لازم و متعدي است. بعقيدۀ مجمع، صحاح، قاموس و اقرب، صدود لازم است بمعني اعراض ولي صد لازم و متعدي هر دو ميايد راغب آنرا بقول نسبت ميدهد. فعل آن در صورت لازم بودن از نصر ينصر و ضرب يضرب و در صورت متعدي بودن فقط از نصر ينصر آمده است (اقرب). ضمنا قول راغب دربارۀ متعدي بودن صدود مورد تصديق قرآن نيست كه صدود فقط يكبار در قرآن آنهم لازم است گرچه راغب متعدي گفته و آن اين است «رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» نساء: ۶۱. يعني ميبيني كه منافقان از تو اعراض ميكنند اعراضي محكم. در آيات «أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ» مائده: ۲. «وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ» اعراف: ۸۶. «وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ» مائده: ۹۱. صدّ حتما بمعني منع و بر گرداندن است كه متعدي بمفعول اول و مفعول دوم بواسطۀ حرف جر است. ولي در آيات ديگر كه مفعول اول ذكر نشده گرچه ميشود آنرا اضمار كرد ولي لازم گرفتن بهتر است مثل «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ» نساء: ۵۵. يعني از آنها بعضي بحق ايمان آورده و بعضي اعراض كرده است. و مثل «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّهِ» نساء: ۱۶۷. يعني آنانكه كافر شده و از راه خدا اعراض كردند. نظير آن «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ» احقاف: ۳. است كه اعراض را با كفر جمع كرده. ايضا آياتي نظير «لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ» توبه: ۳۴. كه ظاهرا بمعني اعراض است نه منع. آيۀ زير نيز بنظرم بمعني اعراض باشد «قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ» بقره: ۲۱۷. بگو جنگ در ماه حرام كاري بزرگ و اعراض از دين خداست. ناگفته نماند همۀ افعال مضارع اين لفظ در قرآن مجيد از باب نصر ينصر آمده مگر در آيۀ «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ» زخرف: ۵۷. كه آن بمعني اعراض و از ضرب يضرب آمده است.
قاموس قرآن، ج ۴، ص: ۱۱۲
صدوا از ریشه صدّ: اصل الواحد در اين ماده، صرف (برگرداندن) شديد است، به همين جهت بر مفاهيم عدول (رويگرداني)، ميل (دور شدن از حالت تعادل)، إعراض (روي گرداني)، منع (بازداشتن) و همچنين قرب و إقبال - هر كدام بنا به اعتباري خاص - اطلاق ميشود و همه آنها به اصل ذكر شده بازميگردند. همچنين ذكر اين ماده، در مقابل ايمان و قرار گرفتنش در رديف كفر، نفاق، طلب حيات دنيا، كج شدن و انحراف از راه خدا، بر اصل ذكر شده دلالت ميكند.
سوره مباركه نساء آيه 167: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ َّ قَدْ ضَلُّواْ ضَلَالَا بَعِيدًا،
بنابراين صَدّ كه به معناي صرف (رويگرداني) و عدول است، به كفر نزديك است و با نفاق، طلب زندگي دنيا و انحراف از راه خدا ملازمت دارد. پس تفسير اين واژه درآيات به منع - آنچنان كه در تفاسير آمده - صحيح نيست؛ زيرا منع به معناي ايجاد چيزي است كه انجام فعل را براي فاعل دشوار ميكند و در مقابل فعل و ايجاد آن است.
التحقيق فی کلمات القران
موارد بکار رفته صد عن سبیل الله در قران در چند دسته است:
1-ایاتی که صد با دو مفعول بکار رفته و بر معنای بازداشتن دیگران دلالت اشکار دارد شامل ایات زیر:
الأعراف(86)
وَلَا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا ۚ وَاذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ ۖ وَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ (بیان حضرت شعیب)
ترجمه : و بر سر هر راهي منشينيد كه [مردم را] بترسانيد و كسي را كه ايمان به خدا آورده از راه خدا باز داريد و راه او را كج بخواهيد و به ياد آوريد هنگامي را كه اندك بوديد پس شما را بسيار گردانيد و بنگريد كه فرجام فسادكاران چگونه بوده است
الزخرف(37)
وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ
ترجمه : و مسلما آنها ايشان را از راه باز ميدارند و [آنها] ميپندارند كه راه يافتگانند {37}
ابراهيم(10) بیان اقوام قبل به رسولان الهی
قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ
ترجمه : گفتند شما جز بشري مانند ما نيستيد ميخواهيد ما را از آنچه پدرانمان ميپرستيدند باز داريد پس براي ما حجتي آشكار بياوريد {10}
آل عمران(99) قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنْتُمْ شُهَدَاءُ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
ترجمه : بگو اي اهل كتاب چرا كسي را كه ايمان آورده است از راه خدا بازمي داريد و آن [راه] را كج مي شماريد با آنكه خود [به راستي آن] گواهيد و خدا از آنچه مي كنيد غافل نيست {99}
الفتح(25) هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفًا أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ ۚ
ترجمه : آنها بودند كه كفر ورزيدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قرباني [شما] كه بازداشته شده بود به محلش برسد
المائدة(2) وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا
نبايد كينه توزي گروهي كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند شما را به تعدي وادارد {2}
2-ایاتی که دو مفعول ظاهری ندارد اما قراینی بر معنای بازداشتن و برگرداندن دیگران یا بازداشته شدن خودشان دارد. ( با فعل مجهول )
غافر 37 و کذلک زین لفرعون سوء عمله و صُد عن السبیل
الرعد(33) بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَصُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ ۗ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
بلكه براي كساني كه كافر شده اند نيرنگشان آراسته شده و از راه [حق] بازداشته شده اند و هر كه را خدا بيراه گذارد رهبري نخواهد داشت {33}
طبق این ایه برای مشرکان مکه کفرشان زینت داده شده و از راه حق بازداشته شده اند.
الحج(25)إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ ۚ وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ
ترجمه : بی گمان كساني كه كافر شدند و از راه خدا و مسجدالحرام كه آن را براي مردم اعم از مقيم در آنجا و باديه نشين يكسان قرار داده ايم جلو گيري ميكنند و [نيز] هر كه بخواهد در آنجا به ستم [از حق] منحرف شود او را از عذابي دردناك مي چشانيم {25}
عطف مسجدالحرام به سبیل الله بیانگر بازداشتن مسلمانان از راه خدا و کعبه توسط مشرکان است
بقره 217 يَسَلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهرِ ٱلحَرَامِ قِتَال فِيهِۖ قُل قِتَال فِيهِ كَبِير وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفرُ بِهِۦ وَٱلمَسجِدِ ٱلحَرَامِ وَإِخرَاجُ أَهلِهِۦ مِنهُ أَكبَرُ عِندَ ٱللَّهِۚ
[اى پيامبر!] دربارۀ جنگ كردن در ماه حرام از تو سؤال مىكنند، بگو:جنگ در اين ماه گناه كبيره است اما بازداشتن مردم از راه نجاتبخش خدا و دامن زدن به كفر و ناسپاسى و جلوگيرى از ورود مردم به مسجد الحرام و بيرون راندن مردمش، نزد خداوند گناهى بزرگتر است
الأنفال(34) وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ ۚ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
ترجمه : چرا خدا [در آخرت] عذابشان نكند با اينكه آنان [مردم را] از [زيارت] مسجدالحرام باز ميدارند در حالي كه ايشان سرپرست آن نباشند چرا كه سرپرست آن جز پرهيزگاران نيستند ولي بيشترشان نميدانند {34}
الأنفال(36) انفاق اموال برای بازداشتن دیگران از راه خدا
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ ۗ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ
ترجمه : بی گمان كساني كه كفر ورزيدند اموال خود را خرج ميكنند تا [مردم را] از راه خدا بازدارند پس به زودي [همه] آن را خرج ميكنند و آنگاه حسرتي بر آنان خواهد گشت سپس مغلوب ميشوند و كساني كه كفر ورزيدند به سوي دوزخ گردآورده خواهند شد {36}
الأنفال(47) وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ
ترجمه : و مانند كساني مباشيد كه از خانه هايشان با حالت سرمستي و به صرف نمايش به مردم خارج شدند و [مردم را] از راه خدا باز ميداشتند و خدا به آنچه ميكنند احاطه دارد {47}
مشاهده میشود خداوند در مورد مشرکان مکه، در سوره های حج و انفال انها را بازدارنده دیگران از راه خدا و مسجدالحرام بیان میکند.
فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا ﴿۱۶۰﴾ نسا
خرمشاهی: آرى به سبب ظلم [بعضى از] يهوديان، و به سبب باز داشتنشان بسيارى [از مردم] را از راه خدا، چيزهاى پاكيزهاى را كه بر آنان حلال بود، بر آنان حرام كرديم
3-ایاتی که صد عن سبیل بدون مفعول دوم و بدون قرینه نزدیک دیگری امده است:
هود(19) الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ
ترجمه : همانان كه از راه خدا اعراض میکنند و آن را كج ميشمارند و خود آخرت را باور ندارند {19}
ابراهيم(3) الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا ۚ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ
ترجمه : همانان كه زندگي دنيا را بر آخرت ترجيح ميدهند و از راه خدا اعراض میکنند و آن را كج ميشمارند آنانند كه در گمراهي دور و درازي هستند {3}
النحل(88) الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يُفْسِدُونَ
ترجمه : كساني كه كفر ورزيدند و از راه خدا باز داشتند به [سزاي] آنكه فساد ميكردند عذابي بر عذابشان مي افزاييم {88}
محمد1 الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ
نسائ 55 فمنهم من امن به و منهم من صد عنه
گروهی ایمان میاورند و گروهی اعراض می کنند از آن
النساء(61) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا
ترجمه : و چون به ايشان گفته شود به سوي آنچه خدا نازل كرده و به سوي پيامبر [او] بياييد منافقان را مي بيني كه از تو سخت روي برمي تابند {61}
النساء(167) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلَالًا بَعِيدًا
ترجمه : بي ترديد كساني كه كفر ورزيدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند به گمراهي دور و درازي افتاده اند {167}
البته در ایه 60 به بازداشتن از راه مردم توسط یهودیان اشاره شده بود
المجادلة(16) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ
ترجمه : سوگندهاي خود را [چون] سپري قرار داده بودند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند و [در نتيجه] براي آنان عذابي خفت آور است {16}
با توجه به اینکه در دوسته اول ایات که معنای متعدی مدنظر بوده بصراحت ذکر شده ،در اینگونه ایات یک مفعولی و بدون قرینه نزدیک باید به سیاق ایات و سوره و مصداق ان نگاه کرد. اگر هیچ قرینه ای مبنی بر بازداشتن دیگران از راه خدا نبود، باید معنای لازم یعنی برگشتن و اعراض را در نظر بگیریم. اما در سوره محمد با توجه به انکه در سوره حج و انفال که بلحاظ زمان نزول نزدیکند، مشرکان مکه را بازدارنده از خدا و مسجدالحرام معرفی کرده و در ایه 13 هم به اخراج رسول از مکه (بخاطر دینش) توسط انها اشاره کرده، معنای بازداشتن دیگران از راه خدا مناسب تر است.
همچنین میتوان گفت در مواردیکه کفروا و صدوا عن سبیل الله باهم بکار رفته (مانند سوره های نحل، ایه اول محمد و نساء) به معنای بازداشتن دیگران علاوه بر کفر خودشان است. اما آیات 32( إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَشَاقُّواْ ٱلرَّسُولَ مِن بَعدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلهُدَى) و 34 که به مسلمانان روگردان از حکم جهاد اشاره دارد و قرینه ای برای بازداشتن دیگران نیست، روگردانی خودشان از سبیل الله مورد نظر می باشد.3-منظور از اضل اعمالهم و اصلح بالهم در ایه 2 چيست؟ فقط در این سوره استفاده شدند.
در سوره یونس موسی به ساحران میگوید: ان الله سیبطله ان الله لایصلح عمل المفسدین خدا سحر شما را باطل میکند (یعنی هرچند ظاهرا موفق انجام شد ولی در مرحله بعد با تبدیل عصای موسی به اژدها، از بین رفت و به هدفش نرسید. و خدا عمل مفسدان را به سرانجام نمی رساند) طبق این ایه ابطال و اصلاح، متضاد هم هستند. طبق ایه 16 سوره هود هم ابطال و احباط مفهوم مشابهی دارند.
لاتبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی
لذا اصلح بالهم در تقابل با اضل اعمالهم یعنی کارهاشان به مقصود می رسد و سامان می یابد.
در سوره احزاب: یا اایها الذین امنوا اتقواالله و قولوا قولا سدیدا یصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم ذنوبکم
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاء اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ {4}
پس چون با این کافران (در جنگ) رویارو شدید، گردنها[يشان] را بزنيد تا هنگامیکه آنان را از پاى درآوريد سپس [اسيران را] استوار در بند كشيد سپس يا [بر آنان] منت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد] تا در جنگ اسلحه بر زمين گذاشته شود اين است [دستور خدا] و اگر خدا مىخواست نصرت بر انها را (از طريقي غير از جنگ شما) اراده میکرد ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند هرگز كارهايشان را ضايع و بی فرجام نمىكند {4}
سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُمْ {5}
آنان را به مقصود و کمالشان میرساند و امورشان را سامان میدهد {5}
وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ {6}
و در بهشتى كه براى آنان وصف كرده آنان را درمىآورد {6}
عصاره دسته ایات 4-6:جنگ با دشمنان کافر ازمایشی برای شماست. با انها باقوت نبرد کنید.کشته شدگان در راه خدا به مقصودشان میرسند و با حالی نیکو وارد بهشت میشوند.
کلمات کلیدی:
اولین بیان حکم اسیران جنگی
اولین حکم صریح وجوب قتال (در سوره حج اجازه قتال با ظالمان داده شد)
«216»بقره كُتِبَ عَلَيْكُمُ اَلْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اَللّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
ایات مشابه در سوره انفال: فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ {12}
پس فراز گردنها را بزنيد و همه سرانگشتانشان را قلم كنيد {12}
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ {15}
اى كسانى كه ايمان آوردهايد هر گاه [در ميدان نبرد] به كافران برخورد كرديد كه [به سوى شما] روى مىآورند به آنان پشت مكنيد {15}
مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ {67}
هيچ پيامبرى را سزاوار نيست كه [براى اخذ فدیه از دشمنان] اسيرانى بگيرد تا در زمين به طور كامل از آنان كشتار كند شما متاع دنيا را مىخواهيد و خدا آخرت را مىخواهد و خدا شكستناپذير حكيم است {67
سئوال:
1-منظور از الذين كفروا كيست؟ ايا مصداق حکم جهاد ذکر شده در ایه 4 ، همه كافرانند؟هرچند ايه يك مطلق است و همه كافراني كه صد عن سبيل الله ميكنند را ذكر كرده اما در تقابل با ايه دو كه مومنان به پيامبر اسلام را مشمول مي كند، مشخص ميشود كه كافران هم كافران به پيامبر و قران هستند. اما ایا ايات سوره فرا زماني و مكاني است يا فقط به كافران عصر پيامبر اشاره دارد؟ در ايه 13 براي تقويت روحيه مسلمانان براي جنگ با كافران ،اشاره دارد به كافراني كه پيامبر را مجبور به خروج از مكه كردند لذا مصداق كافراني كه مسلمانان عصر پیامبر موظف به جهاد با انان شدند همان مشركان مكه هستند نه كل غير مسلمانان در هر زمان و مکان. ولي قاعده ذكر شده در ايه 3 يك قاعده كلي است كه وضعيت تابعان حق و باطل را نشان ميدهد.
2-در ایات 4و5 سوره ،منظور از سیهدیهم و یصلح بالهم در مورد کشته شدگان در راه خدا چیست؟
از نظر ابن عاشور :«سیهدیهم» و «یصلح بالهم» ناظر به هدایت و اصلاح در عالم برزخ و آخرت است.
ابتدا هدایت در مسیر آخرت، سپس «یصلح بالهم» در اینجا یعنی:✔ زدودن هرگونه هراس پس از شهادت
✔ اطمینان دادن به آنان در عالم برزخ
✔ سامان دادن حال آنان در انتقال به حیات اخروی
✔ قرار دادن آنان در مقام رضایت و آرامش کامل
ترجمه استادولی
بهزودى [به درجات نهايى ايمان و بهشت] هدايتشان مىكند و حالشان را به سامان مىآورد
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ {7}
اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر خدا را يارى كنيد ياريتان مىكند و گامهايتان را استوار مىدارد {7}
وَالَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْسًا لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ {8}
و کافران نگونسارى بر آنان باد و [خدا] اعمالشان را به سرانجام نرساند{8}
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ {9}
اين بدان سبب است كه آنان آنچه را خدا نازل كرده است خوش نداشتند پس [خدا نيز] كارهايشان را باطل(بی ارزش) كرد {9}
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا {10}
مگر در زمين نگشته اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها بودند به كجا انجاميده ست خدا زير و زبرشان كرد و كافران را نظاير [همين كيفرها در پيش] است {10}
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ {11}
چرا كه خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند ولى كافران را سرپرست [و يارى] نيست {11}
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ {12}
خدا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند در باغهايى كه از زير [درختان] آنها نهرها روان است درمىآورد و [حال آنكه] كسانى كه كافر شدهاند [در ظاهر] بهره مىبرند و همان گونه كه چارپايان مىخورند مىخورند و[لى] جايگاه آنها آتش است {12}
وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ {13}
و بسا شهرها كه نيرومندتر از آن شهرى بود كه تو را [از خود] بيرون راند كه ما هلاكشان كرديم و براى آنها يار [و ياورى] نبود {13}
أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ {14}
آيا كسى كه بر حجتى از جانب پروردگار خويش است چون كسى است كه بدى كردارش براى او زيبا جلوه داده شده و هوسهاى خود را پيروى كردهاند {14}
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاء حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ {15}
مثل بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده [چون باغى است كه] در آن نهرهايى است از آبى كه [رنگ و بو و طعمش] برنگشته و جويهايى از شيرى كه مزهاش دگرگون نشود و رودهايى از بادهاى كه براى نوشندگان لذتى است و جويبارهايى از انگبين ناب و در آنجا از هر گونه ميوه براى آنان [فراهم] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست [آيا چنين كسى در چنين باغى دلانگيز] مانند كسى است كه جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مىشود [تا] رودههايشان را از هم فرو پاشد {15}
عصاره دسته ایات 7-15: ای مسلمانان خدا را یاری کنید تا شما را یاری کند چرا که او مولا و سرپرست اهل ایمان است که بر حجتی از خدایند اما کافران که انچه خدا نازل کرده را ناپسند می شمرند و تابع هوای نفس خود هستند مولا و یاوری ندارند و اعمالشان به نتیجه نمیرسد. خدا اقوامی نیرومندتر از کافران مکه که شما را از سرزمین تان اخراج کردند را هلاک کرده.در اخرت هم مومنان دارای عمل صالح وارد بهشت و کافران وارد اتش میشوند
عصاره دسته ایات 4-6:جنگ با دشمنان کافر ازمایشی برای شماست. با انها باقوت نبرد کنید.کشته شدگان در راه خدا به مقصودشان میرسند و با حالی نیکو وارد بهشت میشوند.
عصاره فراز ایات 4-15: ای مسلمانان جنگ با کافران مکه ازمایشی برای شماست.نترسید با انها باقوت نبرد کنید خدا را یاری کنید تا شما را یاری کند چرا که او مولا و سرپرست اهل ایمان است اما انها مولا و یاوری ندارند و اعمالشان به نتیجه نمیرسد. خدا اقوامی نیرومندتر از کافران مکه که شما را از سرزمین تان اخراج کردند را هلاک کرده است.مومنان دارای عمل صالح و نیز کشته شدگان در راه خدا، وارد بهشت و کافران که تابع هوای نفس خود هستند وارد اتش میشوند.کلمات کلیدی:
حبط اعمال :کهف هود انعام اعراف زمر محمد 2بار
اتبعوا اهوائهم: محمد 2بار، قمر
کرهوا ماانزل الله: ایه9، کرهوا ما نزل الله ایه 26،کرهوا رضوانه :ایه 28
علی بینه من رب: هود 4بار انعام ۲ اعراف 3 محمد
-تفاوت اضل اعمالهم و احبط اعمالهم در ایات 8 و 9 چیست؟
"مفسران کلاسیک و معاصر معمولاً این دو تعبیر را مترادف کامل نمیدانند و میان آنها تفاوت ظریفی قائل شدهاند:
۱معنای «أضلَّ أعمالهم» (گمراه/تباه کردن اعمال)
📚 در تفاسیری مانند طبری، فخر رازی، قرطبی، المیزان آمده است که:
• «أضلّ» از ریشه ضلال به معنای گمراه کردن یا بیاثر ساختن از طریق انحراف است.
• یعنی خداوند اعمال آنان را به مقصد نرساند.
• تلاشها و نقشههایشان (بهویژه علیه پیامبر) به نتیجه نرسید.
• برخی گفتهاند: یعنی اعمالی که بهگمان خود نیک میپنداشتند، در واقع در مسیر ضلالت قرار گرفت.
پس در این تعبیر، بیشتر جهتگیری و مسیر عمل مطرح است؛ اعمالشان در مسیر غلط افتاد و ثمر نداد.
۲معنای «أحبط أعمالهم» (حبط کردن اعمال)
«حبط» در لغت به معنای باطل و نابود شدن اثر عمل است.
در تفاسیر (مثل المیزان، مجمعالبیان، تفسیر نمونه):
حبط یعنی سقوط ارزش عمل نزد خدا.
اعمالی که ظاهراً خوب بوده (مثل صدقه، صلهرحم و…)، به سبب کفر و دشمنی با وحی، فاقد ارزش اخروی میشود.
این تعبیر بیشتر ناظر به سلب پاداش و ارزش اخروی است. در اینجا بحث «بیارزش شدن و از بین رفتن ثواب» مطرح است.
در تفاسیر اهل سنت:
طبری: اضلال را به معنای «تباه ساختن نقشهها و کیدهای آنان» میداند.
فخر رازی: میان اضلال (انحراف مسیر) و احباط (زوال ثواب) فرق میگذارد.
قرطبی: اضلال را بیشتر ناظر به امور دنیوی، و احباط را ناظر به سقوط پاداش اخروی میداند.
🔹 در تفاسیر شیعه
• مجمعالبیان (طبرسی): اضلال را بیثمر شدن سعی آنان، و احباط را سقوط اجر اعمال نیک میداند.
• المیزان (علامه طباطبایی): اضلال نتیجهی خروج از صراط هدایت است و احباط نتیجهی کراهت از وحی و انکار آن. در این دیدگاه، آیه ۹ علت آیه ۸ است
دیدگاه «تفاوت از جهت نوع عمل»
برخی مفسران قائل شدهاند:
• أضلّ أعمالهم → اشاره به اعمال ضدّ پیامبر (مثل جنگ، توطئه، تبلیغ علیه اسلام)
• أحبط أعمالهم → اشاره به کارهای بهظاهر نیک آنان (مثل صدقه، صله رحم)
رابطه دو آیه از نظر ابن عاشور.او تصریح میکند که:
آیه ۹ در مقام تعلیل آیه ۸ است («ذلک بأنهم...»).علت اضلال و احباط، «کراهت نسبت به ما أنزل الله» است.
یعنی دشمنی قلبی با وحی،هم باعث بیثمر شدن تلاشهایشان در دنیا شد، و هم موجب سقوط ارزش اعمالشان در آخرت.
ابن عاشور بر این نکته بلاغی تأکید میکند:آوردن دو تعبیر متفاوت، از باب تفنن و دقت معنایی قرآن است.
اگر هر دو یک معنا داشت، تکرار لغو بود. تفاوت تعبیر نشاندهنده تفاوت دو نوع خسارت است:
o خسارت دنیوی (اضلال)
o خسارت اخروی (احباط)
پاسخ از هوش مصنوعی
وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِندِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ {16}
و از ميان آنها (شنوندگان حکم قتال) كسانىاند كه به [سخنان] تو گوش مىدهند ولى چون از نزد تو بيرون مىروند به آگاهان مىگويند هم اكنون او چه گفت؟ (با وانمود کردن به نفهمیدن) اينان همانانند كه خدا بر دلهايشان مهر نهاده است و از هوسهاى خود پيروى كردهاند {16}
وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ {17}
و[لى] آنان كه هدايت را پذیرا شدند [خدا] آنان را هر چه بيشتر هدايت بخشيد و تقوای (مناسب) انان را به ایشان عطا کرد {17}
فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاء أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ {18}
پس آيا [تاخیرکنندگان در پذیرش] جز اين انتظار مىبرند كه رستاخيز بر آنان به ناگاه فرا رسد درحالیکه علامات آن اينك پديد آمده است پس اگر [رستاخيز] بر آنان دررسد ديگر كجا جاى اندرزگرفتن شان است؟ {18}
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ {19}
پس بدان كه هيچ معبودى جز خدا نيست و براى گناه خويش آمرزش جوى و براى مردان و زنان با ايمان [طلب مغفرت كن] و خداست كه محل رفت و امد و قرارگاه [هر يك از] شما را مىداند {19}
عصاره دسته ایات 16-19: گروهی از مومنان که سخنان تو را می شنوند تابع هوای خود هستند بر دلهاشان مهر خورده و با اظهار تغافل و نافهمی، پذیرش فرمان جهاد را به تعویق می اندازند اما انها که می پذیرند خدا بر هدایت و تقوایشان می افزاید. بدانید که خدا به همه چیزتان اگاه است. ای پیامبر برای نگرانی خودت و مومنان استغفار کن.
سئوال : ماذا قال آنفاً» یعنی:«الان چه گفت؟» یا «همین الان چه میگفت؟»آیا این جمله توهین به پیامبر بود؟"ظاهر جمله ساده است، اما لحن و زمینه آیه نشان میدهد که این سؤال از روی تمسخر، بیاعتنایی و نفاق بوده، نه از روی پرسش واقعی برای فهمیدن.
مفسران گفتهاند:
این افراد منافقان بودند.در مجلس پیامبر مینشستند، اما با دلِ بیاعتقاد.وقتی بیرون میآمدند، برای تحقیر یا نشان دادن بیتوجهی میگفتند:«الان چه گفت؟!»یعنی طوری رفتار میکردند که گویا سخنان پیامبر ارزش توجه نداشته یا اصلاً نفهمیدهاند.
پس بله — این جمله نوعی بیاحترامی و تمسخر غیرمستقیم محسوب میشد.
زمخشری میگوید این جمله از سوی منافقان:برای استهزاء و تحقیر گفته میشد نه برای فهمیدن واقعی سخن پیامبر و نه به خاطر نفهمیدن ساده.او توضیح میدهد که مقصودشان این بود که وانمود کنند سخن پیامبر:
اهمیتی ندارد.ارزش توجه ندارد.یا آنقدر بیاثر بوده که گویی چیزی نگفته است
یعنی نوعی اظهار تغافل (خود را به نادانی زدن) بوده است.
برخی مفسران احتمال دادهاند که:این افراد واقعاً نمیفهمیدند،اما علت نفهمیدنشان بیتوجهی و عدم تدبر بوده، نه تمسخر مستقیم."
سئوال: مراد از امدن اشراط الساعه چیست؟
سئوال:علت استغفار پیامبر در ایه 19 چیست؟"ارتباط آیه ۱۹ با آیات قبل این است:
1. نقش پیشگیرانه: استغفار و دعا برای مؤمنان در برابر تأثیرات نفاق و فساد دل.
2. الگوی عملی برای امت: پیامبر به ما یاد میدهد که حتی معصوم باید برای هدایت خود و امت استغفار کند.
3. پیوند هدایت با یکتاپرستی: ابتدا «اعلم أن لا إله إلا الله» و سپس استغفار، نشان میدهد پاکی دل و استغفار در مسیر هدایت ضروری است.
به عبارت دیگر:آیات قبلی مشکل (نفاق و قلبهای بسته) را نشان دادند، آیه ۱۹ راه حل و واکنش درست را معرفی میکند: ایمان، استغفار و دعا برای امت.
در تفسیر ابن عاشور (التحریر و التنویر) پیوند آیه ۱۹ با آیات قبل کاملاً سیاقی و هدفمند توضیح داده شده است.
آیات پیش از آن درباره این امور است:
بیان حال منکران و منافقان، تهدید به عذاب و آمدن «أشراط الساعة»، بیفایده بودن ایمان هنگام مشاهده عذاب، تأکید بر علم الهی به اعمال مردم. سپس میفرماید:«فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ…»
ارتباط آیه ۱۹ با قبل از نگاه ابن عاشور
۱تفریع بر تهدید کفار («فاء» تفریع) او تصریح میکند که «فاء» در «فَاعْلَمْ» برای تفریع است؛ یعنی:
بعد از بیان سرنوشت منکران و نزدیک بودن قیامت، نتیجه این است که:
بر حقیقت توحید ثابتقدم باش و به آن یقین استوار داشته باش.یعنی: وقتی سرانجام مکذّبان چنین است، راه نجات تمسک به توحید است.
۲ ثبیت پیامبر در برابر لجاجت منکران
در آیات قبل، لجاجت کفار و نشانههای قیامت مطرح شد.ابن عاشور میگوید این امر به «اعلم» در واقع:
تأکید بر ثبات و استمرار علم پیامبر است نه اینکه پیامبر قبلاً نمیدانسته بلکه «امر به دوام و ازدیاد یقین» است. پس سیاق از تهدید منکران به تثبیت رسول منتقل میشود.
۳پیوند با موضوع قیامت در آیات قبل
چون آیات پیشین از ناگهانی آمدن قیامت سخن گفتند، ابن عاشور میگوید:
مناسب است که بعد از ذکر قیامت، امر به توحید و استغفار بیاید. زیرا نجات در قیامت به توحید و پاکی از گناه وابسته است
پس این آیه در حکم «جمعبندی عملی» مطالب قبل است.
گفتگو با هوش مصنوعی
" این سوره در شرایط «بسیار نزدیک به یک جنگ تمام عیار» نازل شده ، و با این دیدگاه ، هم پاراگراف قبل و هم پاراگراف بعد ، کاملا مفهوم میشود .به این معنی که منافقان (چنانکه در پاراگراف قبل دیدیم) می پرسیدند «این یارو همین حالا چه گفت؟» و مومنان هم (چنانکه در پاراگراف بعد خواهیم دید) نگران و سرآسیمه شده بودند و خود آنحضرت هم که تجربه چنین شرایطی را نداشت ، با دیدن این اوضاع که منافقان – که مرگ را جلوی چشمشان میدیدند - به تخریب روحیه ها می پرداختند ، و کارشان هم بی تاثیر نبود ، چه بسا آنحضرت را به حالتی از خشم و غضب و افسوس نزدیک کرده بود که او را از حالت ممدوح «انک لعلی خلق عظیم»ی ممکن بود دور کند که سبب نزول چنین عتاب هایی (فاعلم ، استغفر) شد ." تفسیر مرحوم گنجه ای
نظر نگارنده: علت استغفار پیامبر را میتوان به ایه 13 مرتبط دانست: وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ {13} احتمالا پیامبر نگران نتیجه نبرد با مشرکان مکه و شکست احتمالی با توجه به قدرت و قوت انها و ضعف روحیه مسلمانها بوده که خداوند ایشان را دلداری و تثبیت میکند.وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ {20}
و كسانى كه ايمان آوردهاند مىگويند چرا سورهاى [در باره جهاد] نازل نمى شود اما چون سورهاى صريح نازل شد و در آن (اجازه یا وجوب) قتال بیان شد آنان كه در دلهايشان مرضى هست مانند كسى كه به حال بيهوشى مرگ افتاده به تو مىنگرند پس (مرگ) سزاوارشان باد {20}
طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ {21}
[درحالیکه] فرمانپذيرى و سخنى شايسته ( از انها انتظار میرفت) و چون كار به تصميم كشد اگر با خدا صادق بودند قطعا برايشان بهتر بود{21}
فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ {22}
پس اگر [از فرمان خدا] روگرداندید نزدیک شده اید که در [روى] زمين فساد كنيد و خويشاونديهاى خود را از هم بگسليد {22}
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ {23}
اينان (مفسدان) همان كسانند كه خدا آنان را لعنت نموده و ايشان را ناشنوا و چشمهايشان را نابينا كرده است {23}
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا {24}
پس آيا در قرآن نمىانديشند يا [بلكه] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است (كه فرمان جهاد را نمي پذيرند){24}
عصاره دسته ایات 20-24:گروهی از مسلمانان که مریض القلب اند علیرغم درخواست قبلی برای صدور حکم جهاد، پس از صدور حکم قتال در قران از ترس به تو نگاه میکنند و بجای اطاعت و برخورد صادقانه، از جنگ سرباز می زنند. روگردانی از حکم خدا چه بسا اشما را به فساد بکشاند که مورد لعن خدا قرارگرفته و گوش و چشم تان کر و کور شود. این برخورد انها نشانه عدم تدبرشان در قران یا قفل بودن قلوبشان است.
کلمات کلیدی:
الذین فی قلوبهم مرض: 31 مدثر،53 حج، محمد 2بار،انفال،بقره نور احزاب 2بار توبه مائده
مشابهت با انفال: وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ {5}
حال آنكه دستهاى از مؤمنان سخت كراهت داشتند {5}
يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ {6}
با تو در باره حق بعد از آنكه روشن گرديد مجادله مىكنند گويى كه آنان را به سوى مرگ مىرانند و ايشان [بدان] مىنگرند{6}
وَالَّذينَ كَفَرُواْ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ {73}
و كسانى كه كفر ورزيدند ياران يكديگرند اگر اين [دستور،نصرت به مسلمانان تحت ستم کافران در مکه] را به كار نبنديد در زمين فتنه و فسادى بزرگ پديد خواهد آمد {73}
سوره احزاب: ترس از جنگ را با لغت تدور اعینهم بیان کرده
-طاعه و قول معروف سوره محمد، طاعه معروفه سوره نور
وَأَقسَمُواْ بِاللَّهِ جَهدَ أَيمَنِهِمۡ لَئِن أَمَرتَهُم لَيَخرُجُنَّ قُل لَّا تُقسِمُواْ طَاعَة مَّعرُوفَةٌ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُ بِمَا تَعمَلُونَ53
قُل أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّواْ فَإِنَّمَا عَلَيهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيكُم مَّا حُمِّلتُمۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهتَدُواْ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلبَلغُ ٱلمُبِينُ
-ایات مشابهی که افرادی با صدور حکم جهاد پس از تقاضای خودشان، عقب نشستند:
بقره 246 سپاهیان طالوت (فلما کتب علیهم القتال تولوا الا قلیلا منهم)، نسا 77 (فلما کتب علیهم القتال اذا فریق منهم یخشون الناس کخشیه الله او اشد خشیه)
-سئوال: منظور از ايه 22 چيست؟ چه ارتباطی بین عدم اطاعت از حکم جهاد پیامبر با افساد خودشان در زمین و قطع ارحام وجود دارد؟ ايا ایه به گروه خاصی اشاره میکند؟ چون چنین تلازمی در واقعیت وجود ندارد که همه كساني كه از حضور در جنگ سرباز زنند، در زمين فساد و قطع رحم كنند؟ایات مشابه در سوره بقره:
وَ مِنَ اَلنّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اَللّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ اَلْخِصامِ بقره 204
و از مردم كسى است كه گفتارش درباره زندگى دنيا، مايهى اعجاب و خرسندی تو مىشود و خداوند را بر آنچه در دل (پنهان) دارد گواه مىگيرد (در حالى كه) او سرسختترين دشمنان است.
وَ إِذا تَوَلّى سَعی فِي اَلْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ اَلْحَرْثَ وَ اَلنَّسْلَ وَ اَللّهُ لا يُحِبُّ اَلْفَسادَ 205
و هرگاه به قدرت رسد (از تو برگردد) براى فساد در زمين و نابودى زراعتها و نسل كوشش مىكند و خداوند فساد را دوست ندارد.
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ﴿۸﴾ بقره
و برخى از مردم مى گويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده ايم ولى گروندگان [راستين] نيستند (۸)
يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾
با خدا و مؤمنان نيرنگ مى بازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى زنند و نمى فهمند (۹)
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾
در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك خواهند داشت (۱۰)
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾
و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مى گويند ما خود اصلاحگريم (۱۱)
أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾
بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمى فهمند (۱۲)
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾
و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مى گويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده اند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كمخردانند ولى نمى دانند (۱۳)
وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿۱۴﴾
و چون با كسانى كه ايمان آورده اند برخورد كنند مى گويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مى گويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مى كنيم (۱۴)
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۵﴾
خدا [است كه] ريشخندشان مى كند و آنان را در طغيانشان فرو مى گذارد تا سرگردان شوند (۱۵)
أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ﴿۱۶﴾
همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدايت خريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايت يافته نبودند (۱۶)
(فاسقین) ٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهدَ ٱللَّهِ مِن بَعدِ مِيثاقِهِۦ وَيَقطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ وَيُفسِدُونَ فِي ٱلأَرضِۚ أُوْلَـئِكَ هُمُ ٱلخسِرُونَ 27 بقره
وَٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهدَ ٱللَّهِ مِن بَعدِ مِيثَقِهِۦ وَيَقطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ وَيُفسِدُونَ فِي ٱلأَرضِۙ أُوْلَئِكَ لَهُمُ ٱللَّعنَةُ وَلَهُمۡ سُوءُ ٱلدَّارِ 25 رعد
قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿۲۴۹﴾ بقره
كسانى كه به ديدار خداوند يقين داشتند گفتند بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با شكيبايان است (۲۴۹)
وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۲۵۱﴾
و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمیکرد قطعا زمين تباه مى گرديد ولى خداوند نسبت به جهانيان تفضل دارد (۲۵۱)
این ایات نشان میدهد اولا عدم دفع تجاوز دشمن توسط مردم باعث فساد در زمین میشود ثانیا منافقین دروغگو و متظاهر که خود را ظاهرا مومن نشان میدهند اما با کافران ارتباط دارند،مفسد فی الارض هستند در سوره بقره بیان شده گروهی از انها پس از روگردانی از پیامبر به هلاکت حرث و نسل و فساد در زمین مشغول میشوند. ثالثا فاسقان ، نقض کننده میثاق های الهی و قطع کننده رحم و مفسد فی الارض هستند.
معنای فساد فی الارض در قران: ظاهرا هم به فساد عملی و هم به فساد عقیدتی اشاره دارد.-ابن عاشور «تولّیتم» را به معنای رویگردانی از ایمان و احکام اسلام میداند، نه صرفاً ترک جهاد. هرچند جهاد در سیاق آیات قبل مطرح است، اما او معتقد است آیه جنبهای عامتر دارد.
نکات اصلی تحلیل او:
تولّی = بازگشت از تعهد دینی و اجتماعی اسلام.
نتیجه این بازگشت، فروپاشی نظم اخلاقی جامعه است.
«فساد فی الارض» اشاره به برهم زدن نظامی است که اسلام برای عدالت و انسجام اجتماعی بنا کرده است.
«قطع ارحام» نمونه برجستهای از این فساد است؛ زیرا اسلام برای تحکیم پیوندهای خانوادگی اهمیت ویژهای قائل است.
ابن عاشور تأکید میکند که ذکر «قطع رحم» بعد از «فساد فی الارض» از باب ذکر خاص بعد از عام است
ابنکثیر آیه را بیشتر در چارچوب بازگشت به عادات جاهلی تفسیر میکند. او میگوید:
اگر از فرمان خدا و پیامبر روی برگردانید،به همان روش جاهلیت برمیگردید،که لازمهاش جنگهای قبیلهای، خونریزی و قطع رحم است.
در این نگاه، رابطه آیه بازگشت تاریخی–فرهنگی است، نه صرفاً ترک یک حکم خاص مثل جهاد.
رازی چند احتمال مطرح میکند:
«تولّیتم» یعنی به حکومت و قدرت برسید؛ در این صورت، به جای اقامه عدل، دچار فساد و ظلم میشوید.
یا اینکه «تولّی» به معنای اعراض از طاعت و جهاد است.
او ارتباط منطقی را چنین بیان میکند:
ترک جهاد ⇒ غلبه دشمن ⇒ ضعف نظام اسلامی
ضعف نظام ⇒ هرج و مرج و فساد
فساد اجتماعی ⇒ از هم پاشیدن خانوادهها و قطع رحم
رازی تأکید میکند که قطع رحم یکی از بارزترین مصادیق فساد اجتماعی است؛ زیرا ساختار جامعه بر خانواده استوار است
-منظور از فلو صدقوالله در ایه 21 چیست؟ صداقت در پذیرش فرمان جهادی که خودشان در زبان خواستار صدور ان بودند اما در عمل ترسیدند. یا صداقت در دلیل نپذیرفتن این حکم
إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ {25}
بىگمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد ( و در قران به صراحت حكم جهاد بيان شد) پشت كردند شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت {25}
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ {26}
چرا كه آنان به كسانى كه آنچه را خدا نازل كرده خوش نمىداشتند (کافران) گفتند ما در برخی امور از شما اطاعت خواهيم كرد و خدا از همداستانى آنان آگاه است {26}
فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ {27}
پس چگونه [تاب مىآورند] وقتى كه فرشتگان جانشان را مىستانند و بر چهره و پشت آنان تازيانه مىنوازند {27}
ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ {28}
زيرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پيروى كردهاند و خرسنديش را طالب نبودند پس اعمالشان را باطل گردانيد {28}
عصاره دسته ایات 25-28: کسانی که پس از روشن شدن هدایت و فرمان جهاد، تحت تاثیر شیطان و بخاطر اينكه به کافران قول اطاعت داده بودند، به فرمان رسول پشت کردند، اعمالشان حبط است چرا که از انچه خشم خدا را به همراه دارد تبعیت کردند و طالب خشنودي خدا نبودند.
کلمات کلیدی:
-مشابه در انفال :وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمَلآئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ {50}
و اگر ببينى آنگاه كه فرشتگان جان كافران را مىستانند بر چهره و پشت آنان مىزنند و [گويند] عذاب سوزان را بچشيد {50}
-ارتد (در دین):25محمد، بقره 217 من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فاولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الاخره ،مائده 54 : من یرتد منکم عن دینه
در ایه 9 برای کافران فرمود احبط اعمالهم. در ایه 28 هم برای افرادی که قول اطاعت به کافران دادند و از ما سخط الله تبعیت کردند، هم حبط اعمال را تکرار کرد.
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ {29}
آيا كسانى كه در دلهايشان مرضى هست پنداشتند كه خدا هرگز تمایلات درونی آنان را آشكار نخواهد كرد {29}
وَلَوْ نَشَاء لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ {30}
و اگر بخواهيم قطعا آنان را به تو مىنمايانيم در نتيجه ايشان را به سيماى [حقيقى]شان مىشناسى و از آهنگ سخن به [حال] آنان پى خواهى برد و خداست كه كارهاى شما را مىداند {30}
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ {31}
و حتما شما را مىآزماييم تا مجاهدان و شكيبايان شما را باز شناسانيم و گزارشهاى [مربوط به] شما را رسيدگى كنيم {31}
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدَى لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ {32}
كسانى كه (از مسلمانان) كافر شدند و از راه خدا روگردان شدند و پس از آنكه راه هدايت بر آنان آشكار شد از پيامبر [خدا] جدا شدند هرگز به خدا گزندى نمىرسانند و به زودى [خدا] كردههايشان را تباه خواهد كرد {32}
عصاره دسته ایات 29-32: افراد مریض القلب بدانند که خدا اگر بخواهد تمایلات درونی انها را اشکار میکند و انها را به پیامبر می شناساند. بدانید که همه شما را می ازماییم تا مجاهدان و صابران از شما معلوم شوند..مسلمانانی که کافر شده، از راه خدا روبرمیگردانند و مسیر خود را پس از تبیین هدایت ( فرمان جهاد) ، از پیامبر جدا کردند به خدا ضرری نمی رسانند اما کارهایشان حبط میشود
عصاره دسته ایات 16-19: گروهی از مومنان که سخنان تو را می شنوند تابع هوای خود هستند بر دلهاشان مهر خورده و با اظهار تغافل و نافهمی، پذیرش فرمان جهاد را به تعویق می اندازند اما انها که می پذیرند خدا بر هدایت و تقوایشان می افزاید. بدانید که خدا به همه چیزتان اگاه است. ای پیامبر برای نگرانی خودت و مومنان استغفار کن.
عصاره دسته ایات 20-24: گروهی از مسلمانان که مریض القلب اند علیرغم درخواست قبلی برای صدور حکم جهاد، پس از صدور حکم قتال از ترس به تو نگاه میکنند و بجای اطاعت و برخورد صادقانه، از جنگ سرباز می زنند. روگردانی از حکم خدا چه بسا شما را به فساد بکشاند که مورد لعن خدا قرارگرفته و گوش و چشم تان کر و کور شود. این برخورد انها نشانه عدم تدبرشان در قران یا قفل بودن قلوبشان است.
عصاره دسته ایات 25-28: کسانی که پس از روشن شدن هدایت و فرمان جهاد، تحت تاثیر شیطان و بخاطر اينكه به کافران قول اطاعت داده بودند، به فرمان رسول پشت کردند، اعمالشان حبط است چرا که از انچه خشم خدا را به همراه دارد تبعیت کردند و طالب خشنودي خدا نبودند.
عصاره دسته ایات 29-31: افراد مریض القلب بدانند که خدا اگر بخواهد تمایلات درونی انها را اشکار میکند و انها را به پیامبر می شناساند. بدانید که همه شما را می ازماییم تا مجاهدان و صابران از شما معلوم شوند..مسلمانانی که کافر شده، از راه خدا روبرمیگردانند و مسیر خود را پس از تبیین هدایت ( فرمان جهاد) ، از پیامبر جدا کردند به خدا ضرری نمی رسانند اما کارهایشان حبط میشود
عصاره فراز ایات 16-30: توصیف نپذیرندگان حکم جهاد: گروهی که تابع هوای خود هستند و بر دلهاشان مهر خورده با اظهار نافهمی پذیرش فرمان جهاد را به تعویق می اندازند.گروهی مریض القلب اند که علیرغم درخواست قبلی برای صدور حکم جهاد، پس از صدور حکم قتال از ترس به تو نگاه میکنند و بجای اطاعت و برخورد صادقانه از جنگ سرباز می زنند گروهی هم پس از روشن شدن هدایت، شیطان انها را فریفت و به فرمان جهاد پشت کردند چرا که به کافران قول اطاعت داده بودند،اینها اعمالشان حبط است. بدانند که خدا اگر بخواهد تمایلات درونی انها را اشکار میکند .همانا همه شما را می ازماییم تا مجاهدان و صابران از شما معلوم شوند..مسلمانانی که کافر شده، از راه خدا روبرمیگردانند و مسیر خود را پس از تبیین هدایت ( فرمان جهاد) ، از پیامبر جدا کردند به خدا ضرری نمی رسانند اما کارهایشان حبط میشود.
کلمات کلیدی:
الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ در ایات 20 و29
وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ ایه 30 (درمورد بیماردلان) وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ ایه 26 (در مورد ارتدوا) وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ ( در مورد قالوا ماذا انفا)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ {33}
اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و از پيامبر [او نيز] اطاعت نماييد و كردههاى خود را تباه مكنيد {33}
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ مَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ {34}
آنان كه كفر ورزيدند و از راه خدا روگردان شدند سپس در حال كفر مردند هرگز خدا از آنان درنخواهد گذشت {34}
فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ {35}
پس سستى نورزيد و [كافران را] به آشتى مخوانيد [كه] شما برتريد و خدا با شماست و از [ارزش] كارهايتان هرگز نخواهد كاست و شما و اعمالتان را تنها نخواهد گذاشت..{35}
عصاره دسته ایات 31-35: ای مسلمانان خدا و رسول را اطاعت کنید و اعمالتان را با عدم اطاعت باطل نکنید که مرگ در حال کفر عدم امرزش الهی را به همراه دارد. پس در قتال با دشمنان کافر سستی نکنید که خدا با شماست.
سوره انفال:
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ {13}
اين [كيفر] بدان سبب است كه آنان با خدا و پيامبر او به مخالفت برخاستند و هر كس با خدا و پيامبر او به مخالفت برخيزد قطعا خدا سختكيفر است {13}
سوره بقره
وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي اَلدُّنْيا وَ اَلْآخِرَةِ 217
إِنَّمَا الحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ {36}
زندگى اين دنيا لهو و لعبى بيش نيست و اگر ايمان بياوريد (و فرمان جهاد را بپذیرید) و پروا بداريد [خدا] پاداش شما را مىدهد و اموالتان را نمىخواهد {36}
إِن يَسْأَلْكُمُوهَا فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَيُخْرِجْ أَضْغَانَكُمْ {37}
(در غیراین صورت) اگر [اموال] شما را بخواهد و به اصرار از شما طلب كند بخل مىورزيد و تمایلات درونی شما را برملا مىكند {37}
هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ {38}
شما همان [مردمى] هستيد كه براى انفاق در راه خدا فرا خوانده شدهايد پس برخى از شما بخل مىورزند و هر كس بخل ورزد تنها به زيان خود بخل ورزيده و [گرنه] خدا بىنياز است و شما نيازمنديد و اگر روى برتابيد [خدا] جاى شما را به مردمى غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود {38}
عصاره دسته ایات 36-38: زندگی دنیا بازیچه و خوشگذرانی است و شما را در قتال سست نکند. اگر ایمان بیاورید و با تقوای از خدا درجهاد حاضر شوید خدا اجرتان را کامل میدهد و اموالتان را نمیخواهد در غیراین صو.رت در برابر دعوت به انفاق مال هم بخاطر حب دنیا سرباز میزنید و بخل می ورزید. هنگامیکه برای انفاق در راه خدا خوانده میشوید بخل نورزید که به زیان خودتان است زیرا خداوند غنی و شما فقیرید.
عصاره دسته ایات 31-35: ای مسلمانان خدا و رسول را اطاعت کنید و اعمالتان را با عدم اطاعت باطل نکنید که مرگ در حال کفر عدم امرزش الهی را به همراه دارد. پس در قتال با دشمنان کافرسستی نکنید که خدا با شماست.
عصاره فراز ایات 31-38: ای مسلمانان خدا و رسول را اطاعت کنید و با عدم اطاعت و سرپیچی از فرمان جهاد، به کفر برنگردید که اعمالتان حبط میشود. پس در قتال با دشمنان کافر حب دنیا شما را سست نکند. هنگامیکه برای انفاق در راه خدا خوانده میشوید بخل نورزید که به زیان خودتان است زیرا خداوند غنی و شما فقیرید.مرور عصاره فرازهاعصاره فراز آیات 1-3: منکران حقیقت که از باطل تبعیت میکنند و مردم را از راه خدا بازمیدارند به مقصودشان نخواهند رسید درحالیکه ايمان اورندگان به حقيقت ) ازجمله انچه بر محمدص نازل شده( که اعمال صالح انجام میدهند بدلیل تبعیتشان از حق بدیهاشان زدوده و امور شان سامان می یابد.
عصاره فراز ایات 4-15: (بیان حکم قتال و تثبیت و تحریض مومنان) ای مسلمانان جنگ با کافران مکه ازمایشی برای شماست. نترسید با انها باقوت نبرد کنید خدا را یاری کنید تا شما را یاری کند چرا که او مولا و سرپرست اهل ایمان است اما انها مولا و یاوری ندارند و اعمالشان به نتیجه نمیرسد. خدا اقوامی نیرومندتر از کافران مکه که شما را از سرزمین تان اخراج کردند را هلاک کرده است. مومنان دارای عمل صالح و نیز کشته شدگان در راه خدا، وارد بهشت و کافران که تابع هوای نفس خود هستند وارد اتش میشوند.
عصاره فراز ایات 16-32: (توصیف نپذیرندگان حکم جهاد): گروهی که تابع هوای خود هستند و بر دلهاشان مهر خورده با اظهار نافهمی پذیرش فرمان جهاد را به تعویق می اندازند.گروهی مریض القلب اند که علیرغم درخواست قبلی برای صدور حکم جهاد، پس از صدور حکم قتال از ترس به تو نگاه میکنند و بجای اطاعت و برخورد صادقانه از جنگ سرباز می زنند گروهی هم پس از روشن شدن هدایت، شیطان انها را فریفت و به فرمان جهاد پشت کردند چرا که به کافران قول اطاعت داده بودند،اینها اعمالشان حبط است. بدانند که خدا اگر بخواهد تمایلات درونی انها را اشکار میکند .همانا همه شما را می ازماییم تا مجاهدان و صابران از شما معلوم شوند..مسلمانانی که کافر شده، از راه خدا روبرمیگردانند و مسیر خود را پس از تبیین هدایت ( فرمان جهاد) ، از پیامبر جدا کردند به خدا ضرری نمی رسانند اما کارهایشان حبط میشود.
عصاره فراز ایات 33-38: (حب دنیا ریشه عدم همراهی در انفاق جان و مال) ای مسلمانان خدا و رسول را اطاعت کنید و با عدم اطاعت و سرپیچی از فرمان جهاد، به کفر برنگردید که اعمالتان حبط میشود .پس در قتال با دشمنان کافر حب دنیا شما را سست نکند. هنگامیکه برای انفاق در راه خدا خوانده میشوید بخل نورزید که به زیان خودتان است زیرا خداوند غنی و شما فقیرید.
درس سوره محمد: منکران حقیقت که از باطل تبعیت میکنند و شما را از راه خدا بازمیدارند به مقصودشان نخواهند رسید پس اگر درمیدان جنگ با انها مواجه شدید سست نشوید و باقوت نبرد کنید. چرا که این صحنه ازمایشی برای شماست تا مجاهدان و صابران شما مشخص شود. خدا هم شما را یاری میکند چرا که او مولا و سرپرست اهل ایمان است. مومنان دارای عمل صالح و نیز کشته شدگان در راه خدا، وارد بهشت و کافران که تابع هوای نفس خود هستند وارد اتش میشوند. بخاطر حب دنیا با سرپیچی از فرمان جهاد به بهانه های مختلف (اظهار تغافل، ترس،قول همکاری با دشمن و..) به کفر برنگردید که اعمالتان حبط میشود. هنگامیکه برای انفاق در راه خدا خوانده میشوید بخل نورزید که به زیان خودتان است زیرا خداوند غنی و شما فقیرید.کلمات کلیدی:
اولین کاربرد صد عن سبیل الله برای مشرکان مکه. در سوره هود
اولین یا ایها الذین امنوا در قران: سوره حج سپس سوره محمد
تنها کاربرد تبعیت حق و باطل
اضل اعمالهم: 3بار
حبط اعمال :کهف هود انعام اعراف زمر محمد 3بار
اتبعوا اهوائهم: محمد 2بار، قمر
کرهوا ماانزل الله: ایه9، کرهوا ما نزل الله ایه 26،کرهوا رضوانه :ایه 28
الذین فی قلوبهم مرض: 31 مدثر،53 حج، محمد 2بار،انفال،بقره نور احزاب 2بار توبه مائده
ویرایش بوسیله کاربر 1405/03/22 10:52:42 ق.ظ
| دلیل ویرایش: edit